برای ما که گاه گداری توی داروخانه  کار کرده ایم کاندوم فروختن مخصوصا در شبهای آخر هفته  همیشه پر خاطره بود. اول از همه این را بگم که برای یک داروساز کاندوم هم مثل استامینوفن یا شیاف  ایندومتاسین یکی از اشکال دارویی است. زیاد هم فرقی ندارد که کدام مشتری  کاندوم خاردار می خواهد یا طعم توت فرنگی دوست دارد . نکته ای که فروش کاندوم را با مزه می کند استرس بعضی خریداران لابد محترم  و شرمندگی  و به خود پیچیدن آنهاست .هیچ وقت یادم نمی رود ،یکی از همان روزهای جمعه آقای محترمی با کت و شلوار وکراوات وارد داروخانه ای که  در جنوب شهر کار می کردم شد . داروخانه شلوغ بود و او هم  اصرار داشت با نسخه پیچ که پسر جوانی بود صحبت کند و نیم ساعتی معطل شد. من که توجهم جلب شده بود چند بار پرسیدم که چه می خواهد؟ آخر سر در حالیکه رنگ به رنگ می شد زیر لب چیزی گفت که در آن هیاهو صدایش گم شد. از روی تجربه فهمیدم که حتما کاندوم می خواهد و با  صدایی که به گوشش برسد پرسیدم:

کاندوم؟

برای لحظه ای داروخانه در سکوت فرو رفت و  مرد محترم آنچنان تا بناگوش سرخ شد  که  فکر کردم الان سکته می کند.چند لحظه بهت زده مرا نگاه کرد بیچاره انگار مار نیشش زده باشد در کسری از ثانیه از در داروخانه بیرون پرید و انگار سگ هار دنبالش کرده باشد پا به فرار گذاشت.

همین حکایت به درجاتی در مورد نوار بهداشتی هم وجود دارد.شاید خیلی ها این را نشانه ی ادب بدانند.البته همین آدمهای مودب توی کوچه و خیابان به هم فحش خواهر مادر می دهند.  چیزی که برای من عجیب است این است که در کجای چرخش شعور ما اشاره به طبیعی ترین واقعیت های بدن مترادف با بی ادبی شده است؟این همان فرهنگی نیست که  سکس را با عباراتی مثل «خاک تو سری کردن » یا » باغچه بیل زدن » یا » دسته خر تو لجن زدن » توصیف می کند؟راستی چرا ما از آوردن کلمه ی پستان شرم داریم و به جای آن سینه می گوییم؟ در حالیکه سینه به هیچ وجه معادل پستان نیست؟آیا واقعا ما انقدر ملاحظه کاریم یا این که فرهنگ ما فرهنگ لا پوشانی و بازی با کلمه هاست؟به جای این همه  شرم حضور بهتر نیست برای اشاره به هر چیز نامش را به زبان بیاوریم؟  همانجوری که میز ، میز است و کتری را قندون نمی نامیم.

اصلا این ملت دلبستگی عمیقی به کلمه ها  و نام ها دارد. دیدید سر خلیج عربی چه الم شنگه ای به پا شد؟ کل مملکت را خوردند و بردند و دریای خزر را تقسیم کردند و نفت را سواپ کردند و میلیارد ها از خزانه  گم شد و هیچ کس صدایش در نیامد اما تا اسم خلیج فارس  را دست زدند فریاد وامصیبت همه مان به اسمان رفت. کاش انقدر که در گیر کلمات بودیم  به مفاهیم هم  فکر می کردیم .شاید روزگارمان بهتر از این بود

پ.ن: توی پست قبل نوشته بودم لخت . دوستانی اعتراض کرده اند که بنده شلخته نویسی می کنم. کدام گزینه را باید انتخاب می کردم برهنه؟ عریان؟ لباس نپوشیده؟

جای دیگری نوشته بودم » پیر دختر» عده ای بر اشفته شدند که چرا از  این لفظ استفاده می کنم  بدون آنکه در نظر بگیرند آن کلمه ی نا مناسب » ترشیده » است.خوب پیر دختر کسی است که در بکارت به پیری رسیده.  بجایش چی باید گفت؟

جایی نوشتم» عمله » و  تذکر دادند که  به طبقه ی پرولتاریا توهین کرده ام. والله عمله  اسم فاعل عمل در عربی ( طلبه ) و به معنی  کارگر است