سالها پیش با عمه بلقیس یک سفر رفتیم اروپا و از آنجا رسیدیم به ایتالیا و جای شما خالی از سقف کلیسای سیستین در واتیکان تا موزه ی اوفیتسی در فلورانس را سیر و سیاحت کردیم و آثار هنرمندان به نام آن دوران را دیدیم که ندیده از دنیا نرفته باشیم. سفر خوبی بود و خدا قسمت همه ی هنر دوستان کند . طفلک عمه بلقیس البته زیاد از این ماجراها سر در نمی آورد اما با بردباری ما را همراهی می کرد. تا آخر سر در فلورانس پیش پای مجسمه ی «داوود» که بی شک یکی از بزرگ ترین اثار هنری کلاسیک جهان است طاقتش طاق شد و رویش را بر گرداند و گفت:عق!
ما با تعجب نگاهی کردیم و پرسیدیم عمه خانوم چی شد؟ فرمود: واخ! ننه مردم از بس دول دیدم! چرا همه این نقاشی ها ومجسمه ها کون لخته! چرا یک چیزی تن اینها نکردن این بی ناموس ها؟ حالمون به هم خورد.
در اینجا بود که من فهمیدم که در طول تمام این سفر عمه بلقیس چه رنجی کشیده و از تمام این آثار هنری فقط و فقط دول ها را دیده و بس. البته توضیح دادن این که این آثار کلاسیک در چه مکتبی و تحت چه فضایی خلق شده و شرح فضای دوران رونسانس و اومانیسم و غیره هم برای عمه بلقیس کار بیهوده ای بود. بعد تر ها فهمیدم که خوب این کار لزومی هم نداشت. وسعت نظر هر کس به اندازه ی دید اوست . چشمهای عمه بلقیس هم از دیدن دول فراتر نرفت و داوود به آن عظمت را ندید. اگرچه حتی در آن هم می شد عظمت هنر پیکرتراش را دید ولی عمه بلقیس آن را هم ندید. متاسفانه در آن سفر عمه بلقیس فقط تعداد زیادی دول دید که نهایتا منجر به اشمئزاز ایشان شد بگذریم از اینکه خود دول به خودی خود یکی از زیبا ترین قسمت های بدن انسان است ولی عمه بلقیس کلا با زیبایی شناسی از نوع دول شناسانه هم میانه ای نداشت.
پی نوشت بی ربط: جایی خواندم که نوشته اند که ویولتا شرح بی ناموسی هایش را در اینجا می نویسد نمی دونم چرا یاد این حکایت افتادم.

بی ناموس شومبول ندیده
D:
خواب نداری؟؟؟
امشب از اون شباس که خواب ندارم گوقی جان
یه بار دیگم گفتم خانوم عزیز بهتون
تا وقتی کسی مهم نباشه پشت سرش حرف نمیزنن و بد هم نمیگن
شما برای من بنویس!!!
(کی باشم من :پی)
چه میطلبید! پست به جاییه.
باز جای شکر داره که عمه جان کم حرف بودن و کلا یه عق بیشتر تلاوت نکردن، ای داد و ای فغان از دست تنگ نظران وراج…
خدا لعنتت نکنه «دودل ختنه شده»…
)
))))
هر دفعه کامنت های این بنده خدا «زائده» رو من میبینم یاد اون تشبیهت تو پست «پنجره ی خالی» می افتم
دِ آبروی ملت رو بردی که پیش اینا !!! ئه! ئه! ئه! چیکار کردی با خودت؟!…. یارو یه پست نوشته که وقتی چشمتون به یه چیزی میوفته چرا همش یاد یه چیز خاص میوفتین؟ اونوقت شما جف پا میری تو همون دامی که واست پهن کرده؟ دِ این دختره هم که میخواد همینو بگه که؟ ضایع کردی. نوچ!
ای بابا.. نسوان عزیز
شما رفتین دودول داوود هم دیدن که ختنه شده چقدر خوشگل شده، خودتون هنوز وبلاگتون «زائده» داره؟
اوخ ، اوخ، اوخ
ماشالله دماغ باد کرده تمام اطاق را پر کرده.
مسئله فقط این نیست که طرف فکر میکنه که خیلی خوشگله و همه مردها کشته و مرده اش هستند حالا خانم دماغیان خودشو هم سطح هنرمندان بزرگ تاریخ میبینه!!!!
میگن طرفو به ده راه نمیدادن سراغ کدخدا را میگرفت. خانم دماغیان اول شما ثابت بکن که نوشته هات از لحاظ هنری ارزش داره بعد بیا خودتو با پیکر تراشان معروف تاریخ مقایسه بکن!!!
کسی هنر مند شناخته میشه که از طرف مردم به این مقام برسه و مردم و منتقدان ارزش هنری در کاراش ببینن نه مثل شما دست به حذف نظرات مخالف بزنه و فقط حرفای نوچه هاشو بذاره که بمونه.
هنرمند اگه هنرمند باشه با هنر خودش به میان مردم میاد و از اون دفاع میکنه و نه مثل شما در پشت وب خودشو قایم کنه جون از بر ملا شدن حرفاش در عموم میترسه و از خودش از حرفای خودش شرمش می آد که در میان عموم بزنه. من که به عمرم نشنیدم هنرمندی از نسبت دادن هنرش به خودش شرمش بیاد و تمامش تحت یک نام دروغین فعالیت بکنه.
یادمه آخرین باری که در مورد هنر کلاسیک حرف زدی نسبت دادن نقاشی خلقت میکل آنژ با سیناپس عصبی بود!!!! همونجا بود که من فهمیدم به اندازه دو زار هم نه از تاریخ حالیت میشه و نه از هنر قرون وسطی .
اینطوری که هر آدم پورنو نویسی میگه که من خیلی هنرمند والائی ام!!!!
تو برو بچسب به سانسور نظرات و نذار دماغت زیادی باد کنه. ,
نمیتوانم زیبا نباشم
عشوهیی نباشم در تجلی جاودانه.
چنان زیبایام من
که الله اکبر
وصفیست ناگزیر
که از من میکنی
زهری بیپادزهرم در معرض تو.
جهان اگر زیباست
مجیز حضور مرا میگوید. -
ابلها مردا
عدوی تو نیستم من
انکار توام
هه هه هه
حالا اگه میخوای از شعر مرحوم شاملو برداشت بکنی حرفی نیست ولی ولی شرط امانت در این است که شعر آن مرحوم را تکه تکه نکنی و فقط اون قسمتهاشو برداری که خودت میخوای.
یاد بگیر همون مرحوم در همین شعر گفته:
چنان زیبایام من
که گذرگاهام را بهاری نابهخویش آذین میکند:
در جهان پیرامنام
هرگز
خون
عریانی جان نیست
و کبک را
هراسناکی سرب
از خرام
باز
نمیدارد.
فهمیدی؟ » کبک را هراسناکی سرب از خرام باز نمی دارد». این همون چیزی است که من در بالا بهت گفتم. اگه به چیزی اعتقاد داری باید پاش وایسی. این بزرگترین تفاوت یک هنرمند اصیل با پورنو نویس ایرانی است. فکر میکنم که تو نه تنها کبک نیستی بلکه حتی از هراسناکی سرب هم قایم شدی چون میترسی که بقیه انسانها به نظریاتت و اعتقاداتت پی ببرند چون زشتند.
یادته قبل ها بهت گفتم که حتی یک هنرمند و شخص شناخته شده ایرانی پیدا نخواهی کرد که در وصف سقط جنین و یا تعدد پارتنرویا سکس آزاد اینطور که تو حرف میزنی حرف بزنه؟ یادته؟
تو مسئله ات این است که گم شدی و اصلاً نمی دانی کجا هستی و خودت در فکر خودت فکر میکنی که به تعالی رسیدی. تضاد و گمراهی در درونت غوغا میکنه و بهمین خاطر نمیتوانی به جائی برسی.
هیچ عملی و یا شعری و یا تابلوی نقاشی به خودی خود زیبا نیست. زیبائی در معرض نمایش عمومی گذاشتن جلوه پیدا میکنه و اون زمان که خودت هم کنارش وایسی و بگی که آره این اثر من است و بتونی از پس نقد اثر بربیای.
حرفهای تو مثل کسی است که بدترین و زشترین اعمال را در پستوی خانه خود انجام میدهد ولی به نظر خودش عمل خوبی انجام میده و این اعمالش را با نزدیکترین دوستانش در میان میذاره و از تمجید زیر میزی اونها سرمست میشه ولی همیشه از مطرح کردنشان در جمع عموم انسانها هراس داره چون میدونه که عملش اشتباهه و مورد لعن و نفرین عموم قرار میگیره و هیچگاه نمیتونه ازشون دفاع کنه.
آره از این حرفای گمراه کننده برای چهارتا آدم دنیا ندیده و تحصیل نکرده که از ایران میان آن لاین میشن شاید در نظر اول جالب باشه ولی حقیقت در این است که این نوع افکار التقاقی در برخورد با سختی های واقعی دنیای آزاد و مادی بشدت شکسته می شوند.
به حرف چهارتا آدم بادمجون دور قاب چین که میان اینجا برات چه چه و به به میگن غرور برت نداره. از این آدمها تا دلت بخواد همه جای دنیا زیاده. به حرف اون کسی باید اهمیت بدهی که بتونه نقدت بکنه و تو باید بتونی براش جواب پیدا بکنی.
وقتی که بهت گفتم که خانم اثر راز خلقت میکل آنژ 200 سال قبل از اختراع میکروسکوپ درست شده و شما چطور اونوبه سیناپس عصبی ربط میدید؟ به من نگو که اینجا خانه من است و من میتوانم هر چی بخوام بنویسم و یا شروع کنید به فحش دادن. نه ، باید عقلت را بکار بیاندازی و یا یک جواب قانع کننده پیدا کنی و یا بگی که می بخشید من در تحلیلم اشتباه کردم.
راه غلط را ادامه نده.
تو هنوز خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی زیاد مونده که یاد بگیری. البته میبینم که زیاد مطلب خوندی ولی متاسفانه پایه های منطقی در دنیا بینیت وجود نداره و بهمین خاطر هر چی که میسازی خیلی زود میریزه و دوام نمی آره.
ها ها ها !!!
در این چند سالۀ اخیر، توی اکثر فیلم های ترسناک اغلب صحنه ای گنجانده می شود که هر چند حالا دیگر کلیشه شده، اما زمان خودش واقعاً صحنۀ اثر گذاری بود. صحنه ای که در آن شخصیت منفی فیلم یا قاتل ساطور بدست یا یک هیولا که گویا چند جان دارد برای بار اول کشته می شود ولی پس از چند ثانیه که فیلم و تماشاگر آرام می گیرند ناگهان زنده می شود و با باقیماندۀ جان خود وحشت بیشتری را وارد ماجرا می کند.
این ظاهر شدن های چند باره و هر از گاه شما، با اینکه آدم را به یاد صحنۀ مذکور در چنین فیلم هایی می اندازد، اما بدلیل کلیشه شدن الگوی سینمایی شما در مردن و جان گرفتن، من یکی را بیشتر به خنده می اندازد. شما انگار نه انگار، پس از مدت کوتاهی ، درست از همانجای فیلم که مرده اید ناگهان بیدار می شوید و با استفاده از غفلت هنرپیشۀ و تماشاگر به همان تهدید و غرش های قبلی ادامه می دهید. مضحک در اینجا تشابه نا خودآگاه با این کلیشه است. نه تقصیر شماست نه تقصیر ما……..ها ها ها! می بخشید!
هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد ، دل برد و نهان شد
هر دم به لباس دگر آن یار برآمد ، گه پیر و جوان شد
گاهی به تک طینت صلصال فرو رفت ، غواص معانی
گاهی ز تک کهگل فخار برآمد ، زان پس به میان شد
گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرق ، خود رفت به کشتی
گه گشت خلیل و به دل نار برآمد ، آتش گل از آن شد
یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصی ، روشنگر عالم
از دیده یعقوب چو انوار برآمد ، تا دیده عیان شد
حقا که همو بود که اندر ید بیضا ، می کرد شبانی
در چوب شد و بر صفت مار برآمد ، زان فخر کیان شد
می گشت دمی چند بر این روی زمین او ، از بهر تفرج
عیسی شد و بر گنبد دوار برآمد ، تسبیح کنان شد
بالجمله همو بود که می آمد می رفت هر قرن که دیدی
تا عاقبت آن شکل عرب وار برآمد ، دارای جهان شد
بنگر که هم او بود که میگفت انا الحق !!!
نمیدونی چه حالی دادی به من !!!
ممنونم خانم !!!
ای بابا ، شما هم چه توقعاتی داریها
اگر این خانم می تونست عقلش رو به کار بندازه که به صرافت کامنت پاک کردن نمی افتاد
شما هم از من می شنوی ایشون رو به حال خودش بگذار و مثل رمضون یخی و رجب و خیلی های دیگه که توی این مدت ازاینجا رفتن برو که این خانه از پای بست ویران است
(فقط امیدوارم قبل از پاک شدن کامنتم بتونی بخونیش)
حالا شما اگر شعر نگی کسی ازت قهر می کنه؟
بابا این چرت و پرت ها چیه نوشتی؟
.
دول خورده هرکی بگه دول دوست نداره.والا
اتفاقا عمه بلقیس هم خوب فهمیده . پیش اون چیزی که ایشان در ایران دیده بوده اینا دول بوده .
( قصد بی احترامی ندارم فقط برداشتم این بود )
khoshetun nemiyad nakhunid chera mikhunid ke badetun biyad asabani beshin bad fosh bedin inam ye no bimariya
ناتانائیل ! ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری……….» آندره ژید»
گیتی، گیتی، گیتی! نگو.، نکن این کارو..
ای کاش می شد گفت گیتی هیچ چیز اون بیرون وجود نداره، کاش می شد فریاد زد، های «شناخت» ما تحت تأثیر خیلی چیزهای ناچیزه که از اختیار ما خارجن. خیلی چیزا حتی دست هورمون هاس.
شناخت مرد از زن قبل و بعد از اون واقعه، فرق می کنه و به عکس لابد. چی می گی . حرف از عظمت می زنی. بریجیتا دلخوری که شاید فکری که از سر تو گذشته خیانت باشه. آه ای خدا به کدامین گناه مرا به این تردید شکنجه می کنی. آه ای رها شدگان راه رستگاری کدام است…
ناشناس، ناشناس ، ناشناس ! چی نگم عزیز جان ؟؟ چیکار نکنم ؟؟
شما که من رو کاملا گیج کردید ! یک بخش هایی از حرفتون رو فهمیدم اما ….
واقعه ؟؟ کدوم واقعه ؟؟ این واقعه اسم نداره ؟؟
بریجیتا ؟؟ خدای من ، من حرف اون رو هم نفهمیدم در پشت پنجره اش !
خدا ؟؟
گناه ؟؟
رهاشدگان ؟؟
رستگاری ؟؟
شناخت ما تحت تاثیر خیلی چیزهای ناچیزه…. اما همون ناچیز عظمتی است نسبت به خیلی چیزهای دیگه….در جهانی که همه چیز نسبی است …. حتی اختیار و انتخاب !
حتی نگاه تو…. حتی نگاه من…
ای کاش !!
@ گیتی
فقط می توانم بگویم زیباست ، بسیار زیبا.
روزگار می گذره و زمونه هم عوض میشه. به همون نسبت هم توقع هنرمندا از درک و زیبایی شناسی! مردم بیشتر و بیشتر میشه. دول داود که چیزی نیست، این روزا «مجسمه سازایی» پا به عرصۀ هنر گذاشتن که یه دول میتراشن اندازه هیکل داود. ما هم که از عمه بلقیس بدتر، بیسوات و بی هنر این دوره ایم هر چی نیگا نیگا می کنیم میبینیم جز اون شاندول ( شاه دول) که از زمین تا سقف ادامه داره چیز دیگه ای نمی بینیم. حرفم می زنیم میگن شما هنر حالیت نیست، میگن فکرت خرابه، میگن خودتی که ایراد داری نه هنرمند، درک نداری ، زیبایی شناس نیستی، لمپنی، ظرفیت هضم محتوی رو نداری، فهم نداری، دید نداری، لایه ها رو تشخیص نمیدی، اوووووه ه ه ه….برو بمیر بدبخت!
راستش وقتی هم میبینیم دو تا از بازدید کننده ها کنار مجسمۀ شاندول وایسادن و هی بحثای داغ هنری و زیبایی شناسی میکنن با خودمون می گیم لابد اینا راس میگن. مائیم که حالیمون نیست.
بعد که خوب نگاه میکنیم تازه می فهمیم که بابا اصلا ًخیلی وقته موزه ها هم تخصصی شدن. موزۀ مصر باستان جدا ، موزۀ افیتسی جدا، موزۀ دول جدا ، موزۀ( دو حرفی آخرشم سین) جدا.
نوع مدرنی از قصه خر و کنیزک مولانا بود
شاید داوود هم رنجیده از اینکه فقط اونجاش رو دیده، تازه بهقول شما اگر زیباییشناسی اون هم بوده باشه، طفلکی عمه بلقیس
من نمیدونم طرح این نکته که جهان بینی افراد رابطه معنا داری با مشغولیتهای ذهنی وبایدها ونبایدهای اونها داره چرا باعث فحاشی بعضی از این کامنت گذارها شده. واقعا برای اینکه حرفی بزنید باید اینقدر فحش بدید.
ناتانائیل ! ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری……….” آندره ژید”
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
خیلی باحاله این عمع بلقیس
ویولتای عزیز
نازنین قرار بود توی باغچه اینقدر گل بکاریم تا زیبایی دزدان خسته شوند و دلشان و چشمشان سیر
نه اینکه بی ناموسی بکاریم انهم وسط اندرونی
این نوشته امروز تو یعنی تاثیر گرفتن از گل دزد …تو کارت را بکن و بگذار انان هم درمسیر تعالی یا تباهی شان گام بردارند
یکبار دیگه ام گفتم
راهی که تو پیشنهاد می کنی در اصل راه درستی است اما این خطر همیشه هست تو نیز براه ایشان بیفتی و انوقت اوضاع بهم میریزد
تو گلت را بکار به ناموس چیکار داری
پی نوشت
این شهره که گفتی دقیقا ادرسش کجاست ؟ حالا برای شوما خوب نیست چش و گوشتون وا میشه اما ما سر پیری بد نیست حظ بصری ببریم
الان از ده ما باید کدوم ور برم ؟ برسم به دو…….چیز یعنی داوود ؟
از اینور برم میرسم ؟ ننه این داوود هیچ حرکت مرکت که نداره ؟ نشم بی ناموس عالم سرپیری ؟
هما جان عزیزم این هم گل است منتها این گلش درازه…از سنگ و کاملا بی خطر! شما با همین خر عین الله برو به سمت غرب ایشالله بهش می رسی!
ابجی من بقچه ام رو بستم افتابه ام برداشتم (اینو یک پیر دنیا دیده سالها قبل بمن گفت در کفرستان همه چیز اختراع شده الا موال ادمیزادی و افتابه …..نه که این کفار مث ما باهوش نیستن هزار چیز مزخرف ساختن اما از ساخت مستراح و متعلقاتش عاجز موندن…بس که بیشعورن )
خلاصه من صبح علی الطلوع راه میفتم بسمت غرب و امیدوارم سراز ترکستان درنیارم فقط بالای غیرتت به خواهری مون فردا روز اگه دیدی روزنومه ها نوشتن یا از رادیو نشون داد که یک زن طالبان تروریست درحال بارفیکس رفتن از ناموس داوود دستگیر شد و خواستن روونه مون کنن دارالمجانین یا پاسگاه شوما یک سندی سه جلدی ..چیزی بیار مارو از دست کفار عیسوی نجات بده اخه این بت پرستا عقل شعور درست که ندارن … مجسمه میسازن بعد میذارنش تو موزه و مثل بز فقط نگاهش می کنند و عقلشون نمی رسه خب اون سنبل یا بقول شما گل برای استفاده اونجا تعبیه شده و گرنه دلیلی نداشته واسه مجسمه بی ناموسی بذارن ….
میگن نه که اینا سرپا شاش می کنن ..اینه که عقلشون با پیشاب شون سر میخوره میریزه از تنشون در میاد و اینا خنگ موندن
خلاصه جون تو و جون من ….. خواهر نذاری سرگردون بند و حصر اجنبی بمونم
پی نوشت …حالا گفتن نداره اما میترسم همونطور که این خارجی ها دانشمندای مارو میبرن منم این خرعین اله رو ببرم و اونام بس که ندید بدیدن و استعمارچی … سنبل این زبون بسته رو ببرن و ازش استفاده های بی ناموسی ببرن و ناموس ملک و ملت در دست اجانب باقی بمونه …یادم باشه یکی از شرت هامو دم دروازه کافرستون تن خرعین اله کنم ….از قدیم میگن احتیاط شرط عقله
دست حق پشت و پناهت…!
راستی خارج از شوخی می دونستی برادران افغانی ما به دول می گن «گل»؟
ای من بقربان گل رخان و گل گون برادران دوست و همسایه افغانی برم
خب خواهر من لال که از دنیا نمیری این خبرا رو زودتر بده
پس دیگه من برای چی برم کفرستان ؟
میرم همین گلستان بغل (بقل؟ فرقی ام البته نداره مهم اون لا ماها است حالا باهرچی نوشته میشه بشه)
پس بگو سعدی علیه الرحمه چرا گفته
ازگلستان من ببر ورقی
فقط نمی دونم چرا سعدی ورق ورق توزیع میکرده ؟؟؟
پی نوشت
من ساده باید از اون قادر قادر کردن های تو می فهمیدم ..گل همین پنج روز و شش باشد
ان گلستان ؟؟؟ همیشه خوش باشد **
هی از بس که من ساده و کودنم
پی نوشت دو …. عروس داره میره گل بچینه ….. (البته گل چیدن در کل درمرام ما نیست ….سعی می کنم با ریشه گله رو کشون کشون بیارم همینجا کنار خودم مجاورش کنم )
پی نوشت سه …چه گلابی بگیر من امسال
خدا نکشتت هما ، مدتی بود اینجوری نخندیده بودم. راستی مواظب باش حالا چند نفر می ریزن سرت و کلی از دیدگاه فلان و چنان شناسی توبیخت میکنن که چرا تو جای عمومی این حرفها رو میزنی !!
راستی میدونی زبان فارسی دری ( فارسی اصیل ) همینی هست که افغانیها صحبت می کنند ؟
che bahal neveshte boodi homay saadat !
hehehehe
نظر به اینکه اینروزها وبلاگ بسیار باحال شده و کلا جمیع ابواب جمعی اندرونی نسوان هرچه سعی کردند اسکارلت عزیز را باناموس و ادم کنند امادر نهایت این اسکارلت بود که همگی مان را بی ناموس کرد
پیشنهاد میشود شعار سر در وبلاگ هم به شعاری در همین راستا تغییر نماید
با تشکر هما
.مسوول سازمان تبلیغات اسلامی اندرونی (سازمان تبلیغات فسق و فجورو بی ناموسی فعلی )
قسم به سیب……..قسم به گل
گفت هر کاری میخواهی بکن……. گفت هر غلطی میخوای بکن
فقط سیب را گاز نزن……… فقط به گل دست نزنی ها؟ گل رو نخوری؟
اما سیب را چید و گاز زد……..اخ….نامرد چرا گاز میگیری؟ مگه گل رو گاز میگیرن بیشعور؟
و از بهشت رانده شد……..و با لقد از رختخواب به بیرون پرتاب شد
مشیت الهی بر این قرار گرفته بود که……. استغفراله
بهشت تنها در جهالت معنی داشته باشد……. زندگی با گل معنی پیدا کند
و سیب میوه ی درخت دانش بود……..و گل عزیز دل من است
سبدی از سیب آورده ایم…… با سبد که نیاوردیم اما هست بقدر کفایت ..بچه شلوغ نکن
هرکاری خواستید بکنید……. ایضا هر غلطی خواستید بکنید
فقط دست ما را گاز نگیرید …. روی گل ما رو گاز نگیرید …بچه گل منو ول کن مگه از خودت گل نداری بیشعور ؟ به گل من چیکار داری؟ این کره خر مال کیه ؟
حالا نگین وسط دعوا نرخ تعیین میکنم. اما برادران و خواهران «افغانی » فحشه. کلمه درست «افغان» هست. در ضمن ما به دول(جمع دولت؟!) نمیگیم گل . تهمت نزن. یکدفعه یکی اینجا یه پستی گذاشت در مورد عذاب وجدانش که افغان ها رو حساب نمیکرده…..سر قضیه تظاهرات در پشتیبانی از مردم ایران بود ….همونو برین دوباره بخونین یادتوتن بیاد. هرجا نمک کم میارین پای بقیه رو نکشین وسط.
با احترام . یک خواننده وبلاگ نسوان که «افغان» است.
man iman daram ke afghan ha be alate tanasolie mard migan «gol».alaki ke naneveshtam. nazdiktarin doostam inja motarjeme sefarate baraye afghan haye panahandeh.kojaye in bi ehterami be shomast? masalan goftane dool khoobe goftane gol bade?? ey baba shoma ha ham dige ziadi darin hasasiat be kharj midin..
darzemn chashm dige nemigim afghani, migim afghan.
با سلام . خواهران وبرادران.
«افغانی » فحش است . کلمه درست «افغان» است. و افغان ها به دول نمیگویند گل. یک وقتی یکی اینجا یه پست گذاشت حاوی مقادیری عذاب وجدان از اینکه افغان ها رو به چشم برابر ندیده هیچوقت….. آفرین سر تظاهرات افغان ها در حمایت از مردم ایران بود…….حالا لطفا برین یه بار اونو دوباره بخونین . هروقت نمک ماجرا کم میشه یه بهتونی میبندین به ما تا فقط قافیه شعر خودتونو درست کنید.
با تشکر.
یک افغان که خواننده ی وبلاگ نسوانه.
به نظر من توجه عمه بلقیس و ویولتای این داستان تمثیلی به یک قسمت از مجسمه داووده. فقط بک گراند فرهنگی عمه بلقیس به اضافه صداقتش توی «کتمان نکردن واقعیت به خاطر مصلحت» باعث میشه لب به اعتراض باز کنه. ولی تعجب و هیجان ناشی از دول دیدن برای نسلی که ادعای مدرنیته میکنه (که توی این داستان با شخصیت لولیتا بازی شده) و مخصوصا فورگراند فرهنگیی که «آزاد و راحت درباره سکــس و عدوات اون حرف زدن» رو از مصادیق روشنفکری میدونه، لولیتا رو «»مجبور»" میکنه که با چرخوندن نگاه به انگشت دست راست مجسمه و درباره زیبایی تراش انگشت دست راست مجسمه و سبک های هنری اون، هیجان خودش رو نشون نده. وگرنه تمام تئوری های نسل لولیتای سمبلیک این داستان توسط خودش زیر سوال میره، اونهم کجا؟ جلوی نسل منتقدش، عمه بلقیس.
این بحث کاملا وارده که مجسمه ساز دلیلی برای تراشیدن دول داوود داره، و اونهم جلب توجه مخاطب به همین دوله برای دلیلی… وگرنه هدفش این نیست که هیشکی به کاری که کرده (تراش دول) توجه نکنه.
پس هم جایی که لولیتا نگاه میکنه همون جاییه که عمه بلقیس نگاه میکنه، هم هیجان ناشی از دول دیدن در هردوشون یک اندازه است (البته شاید به دلیل تجربه بجای حرف، این هیجان برای عمه بلقیس کمتر لولیتا باشه. در هرحال عمه بلقیس چندتا شورت بیشتر از لولیتا تو این زمینه پاره کرده). تفاوت در صداقت عمه بلقیس و صداقت لولیتا، و همچنین کانتکست فرهنگیی که هردوشون رو به عکس العمل در برابر محرک وا میداره هستش. این کانتکست فرهنگی ماست که ما رو مجبور به اعتراض یا چرخوندن چشم میکنه. این هیچوقت به معنی روشنفکرتر بودن و فرهیخته تر بودن و شناخت بیشتر سبک های هنری لولیتا ها در برابر عمه هاشون نیست. اگه لولیتا به دول کم توجه بود، این همه از پست هاش حول دول نمیچرخید که.
هزار نکته باریکتر زمو اینجاست
نه هرکه سربتراشد قلندری داند
[ببخشد، ظاهرا خیلی کامنتم دولی شد. بالاخره در بحث های روشنفکری، برای ما روشنفکرا اصلا مهم نیست که اینجوری حرف بزنیم
]
++++++++++
عالي بود عالي
عالي بود عالي
با تشکر فراوان از داستان تان
خواستم به این حزب الاغیهای بی مغز که اینقدر از شما ایراد میگیرند و گلّه گلّه میاند و میخونند و مغز منحرفشون فقط دول رو میبینه بگم که دوران قرون وسطا، خر مذهبیون مسیحی کلی از این دولها رو شکستند و مجسمهای لخت رو که شاهکارهای هنری بودند از بین بردند. بابا شما برین سینه زنی و قمه زنی تونو بکنید. یا کتاب خمینی رو بخونید که چند تا بند انگشت باید تو خودتون فرو کنید. شما رو به هنر و مجسمه سازی چه؟
یاد جعفر قاطبه افتام نسوان در سریال ایتالیا ایتالیا و چه رنجی کشید نسل ما بعد ان سریال
و یاد نوذر ازادی – قاطبه گرامی .
در همین ایران ما قبرستان الت مرد زیاد هست که روی قبر مردگان ستونهایی به شکل آلت مرد می گذاشتند.
من میمیرم برای رنسانس و تمام اتفاقات و تفکرات آن دوره!!! بارها هم گفتم!! :دی
یه رنسانس اساسی نیاز دارم! نیاز داریم! تا کنده شیم از این جهالت ها! یعنی امید وارم که بشیم!
یعنی حالا می خوای بگی نوشته های شما آثار هنری خیلی خفنی هستند که اونایی که نقدتون می کنن عمه بلقیسها هستند که هیچی نمی بینن غیر ….؟
آ..باریکلا ، خوب گرفتی منظورم چی بود شیطون
اون بابا یه مجسمه ساخت قد یه ادم با یه دول قد دودول. شما تو نوشته هات سایز ادم و دول رو با هم عوض کردی. واسه همین یه کم سو تفاهم پیش اومده
به عمه بلقیس بگو که یه سری به توضیح المسائل آقا بزنه که با نص صریح فرموده اند:ه عورت اروپایی های کافر به جهت اندازه کوچک شان محل اعتنا نیست. لذا نگاه به عورت عریان آنها معصیت محسوب نمی شود .
تازه این چیزی که میکل آنژ به عنوان عضو شریف داود به خورد مردم دنیا داده یه مختصر تورمي در ناحیه قدامی پلویس بوده که اگه صبر می کردن خودش خوب می شد.
روزم رو ساختی ویولتای عزیز. کلی خندیدم و محظوظ گشتم! خدا تو و قلمت رو برای ما حفظ کنه…..
ویولتا لطفا» از این پس پست های دول دارتون رو بیشتر کنین ….خودت شاهدی که چقدر متقاضی زیاد شده….اجرکم عندالله
in post eftezah bud, buye ghorur va eddeaa midad faghat, moteassefam, Violeta ghablan behtar mineveshti!!!!!!!!
راستی اینجا کسی میتونه بگه فرق دول با دودول چیه برای من سئوال شده
ویولتا خوب می کند … چشم هر کی دوست ندارد … در بیاید …
بخواب بابا لحاف یخ کرد
این جزأیر لختیهای توی قبرس و اطراف دریا مدیترانه اون موقعها نبوده وگرنه جناب مستر داود اگر یک سر اونجا میرفت و یک نگاهی به عظمت و جبروت امّت اسلام میانداخت، دیگه با اون هسته خرما ش اینقدر با اعتماد به نفس اونجا نمی ایستاد و با گردن بر افراشته به دور نگاه نمیکرد. حداقل اون دست گنده ش را از شرمدگی میذاشت جلوش.
در نتیجه موجبات عق عمه بلقیس فراهم نمیشد!
سام میدونی که در زیبایی شناسی اون دوران آلت کوچک زیبا محسوب می شده و نشانه متمدن بودن. در نقاشی های اون دوران که نگاه کنی فقط غول ها و وحشی ها با آلت بزرگ ترسیم شدند…این نکته ی خیلی جالبی است که نشون میده چطور در طول زمان ارزش ها و زیبایی ها تغییر می کنه… به هر حال هسته خرما یا درخت نخل …برای ما چه فرقی داره؟ دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
nafarmayeed khanoom doctor
منکه خیلی تحت تأثیر واقع شدم. آخه محرومیت تا کی؟ اجحاف تا کی؟ غارت و تاراج ثروت ها تا کی؟ ظلم تا کی؟ شکنجه تا کی؟انحصارگری تا کی؟ …..تو چطور می تونی تحمل کنی این وضع رو؟…. توی سرزمینی زندگی کنی که روی دریایی از خرما خوابیده اونوقت تو دستت بهش نرسه؟ اونم «چیزی» که حق توئه؟
من دیگه چطور می تونم آروم و آسوده بشینم وقتی می شنوم و می خونم که تو شبها بی خرما سر بر بالین میگذاری؟
آخه این درسته؟ ای نفرین بر شما خرماداران که پیوسته احتکار می کنید. ای ننگ بر ما !!
منظور فریدا اینه که ویولتا خوب می ده … چشم هر کی دوست ندارد … در بیاید
وکیل مدافع خوب سلام. اینجا دادگاه نیست. که پیرامون مسائل حقوقی بحث شود–و همیشه برای من عجیبه افرادی که اینجور کامنتا رو میذارن اصولا چه هدفی رو دنبال می کنن؟!!
Be manam ziad ino migan! Taze man ye bloge tokhmatic daram ke tu ruz 10 nafar ham nemikhunanesh
زيبا نوشتی.و خوشمان آمد.
A joke (binamousi) for you:
کشیش یک کلیسا بعد از یه مدت میبینه کسانی که میان پیشش برای اعتراف به گناهانشون،… معمولا خجالت میکشن و براشون سخته که به خیانتی که به همسرشون کردن اعتراف کنند،
برای همین یه یکشنبه اعلام میکنه که از این به بعد هر کی میخواد بیاد به خیانت به همسر اعتراف کنه برای اینکه راحت تر باشه، به جای اینکه بگه خیانت کردم بگه زمین خوردم.
ازاین موضوع سالها میگذره و کشیش پیر میشه و میمیره، کشیش بعدی که میاد بعد از یه مدت میره سراغ شهر دار و بهش میگه: من فکر کنم شما باید یه فکری به حال تعمیر خیابونهای محل بکنین، من از هر ۱۰۰تا اعترافی که میگیرم ۹۰ تاشون همین اطراف یه جایی خوردن زمین.
شهردار هم که دوزاریش میفته که قضیه چی بوده و هیچ کس جریان رو بهش نگفته از خنده روده بر میشه. کشیشه هم یک کم نگاهش میکنه وبعد میگه، هه هه هه حالا هی بخند ولی همین زن خودت هفتهای نیست که دست کم ۳ بار زمین نخوره
A joke (binamousi) for you:
چگونه یک زن را تحت تاثیر قرار دهیم:
او را ببوسید، او را در آغوش بگیرید، از او تعریف کنید، او را بخندانید، او را دوست داشته باشید، به نگرانیهایش اهمیت دهید، او را غافلگیر کنید، برای او هدیه بخرید، از او محافظت کنید، به او گوش دهید و از او پشتیبانی کنید.
چگونه یک مرد را تحت تاثیر قرار دهیم:
لخت شوید.
سام این اسم هما نمی دونم چرا فیلتر شده اینه که هما همون منه
من از بیگانگان هرگز ننالم ……دیدی داداش مارو این نسوان کوشتن نامردا
نه درست شد …قدرت خدا …اه ام گرفتشون
بیخود نیست میگم نظرم کیمیاست …اینا ایمان نمیارن وگرنه ….
همین الان داشتم اینو گوش میکردم:
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوست دارن را چه شد
کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
*******
اما غمی نیست چون باور دارم که :
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
به نوامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ولی خودمونیم ها خوب به اسم عمه بلقیس تمومش کردی قضیه رو. خودت تو کف هسته بودی. خلاصه نقلی نیس، سایز برو بچ هموطنت تو ده سالگی از این خلال دندون بزرگتره نه تنها ازش مجسمه نمی سازن بلکه داره لای تفها ساییده می شه. خجالت نکش یه ندا بده برو بچ هموطن همونجا برات 1000 تا سوراخ می سازند. مریم وار دول ببینید.
+ مریم تنها زنی است که دول خداوند را دید!
داستان اون خروسي كه بجاي قوقولي قوقو ميگفته دودولي دودو ميدوني؟!
ببخشید این پست شما تا اینجا 102 لایک بیشتر نداره
چطوریه که لایک خور 1440 لایک نشون میده ؟
من اصلا نمی دونم لایک خور چجوری کار می کنه ، شرمنده. من فقط می نویسم. باقی اش را هم نمی دونم
hi again
zaheran khode shoma ham az dool faraatar narafteed, faghat ye bichareye dige ro fada mikonid
yade ye joki oftadam ke migoft: behesht zire paaye maadaraan ast va kelide dare aan laaye paaye pedaraan.
biyaaeem roo raast baasheem, zan o mard har do be ham ehtiyaj daran, va enkaare in mozoo yejoor khod saansoori be hesaab miyad. bi roodarvaasi begam, kheyli delam mikhaad ba nevisandeye in mataaleb sohbate roo dar roo daashte basham va ba ham ye sharaabi benooshiim. ye daneshmandi migoft kalamaat faghat 7% az manzoore gooyande ro miresoonan, baghiyash too tarze harf zadan o harakaate dast o sar o in chizass.
man mamulan har do se maah ye bar be oroopa miram, age in forsat dast bede khosh haal misham.
Paydaar baashid
از کامنتها معلومه که تعداد عمه بلقیسها زیاده
دیدن تمام « آثار هنری» را برای بانوان شیفتۀ « هنر» آرزومندم . باشد که عقده ها گشوده شوند.
داستان جالبی بود نسوان جان بنده خدا عمه… آخه عمه و خاله های ما توی تنگ های کوچکتری زندگی می کدن و زندگی بهشون اجاره بیشتر دیدن رو نداد. خدا رو شکر که ما توی عصر ارتباطات زندگی می کنیم و الان دیگه اگر کسی طالب باشه می تونه چشماشو بیشتر باز کنه و دورتر رو ببینه …
I laughed my ass off bastards!!!
good job!
من یه سوال تخصصی دارم. چرا در روم باستان آلت تناسلی بزرگ زشت و تمسخر آمیز بوده ولی در اروپا و امریکای امروزی هرچی بزرگتر باشه بهتر و جذابتره؟ آخه به جا خونده بودم که رومی ها در حمام های معروفشون که آقایون در حال استحمام بودند هرکی آلتش بزرگ بود رو مسخره می کردند!
besyar roshanfekri va besyar neveshtehato doost daram va be onvane yek zan behet eftekhar mikonam!