ساعت سه صبحه ، چشمام داره روی هم میوفته که پامیشم تا قهوه درست کنم .با اینکه میدونم باید هفت صبح بیدار بشم و برم سرکار اما یک چیزی درونم منو وادار می کنه که بیدار بمونم و ببینم سرنوشت فیلم اصغرفرهادی چی میشه . و وقتی ساعت پنج و نیم صبح مدونا پاکت رو باز می کنه و میخونه : ایران ….بی اختیار اشکم سرازیر میشه …. دیگه خوابم نمیاد ، پرشدم از یک حس که تمام رگ های بدنم رو طی می کنه و ضربان قلبم رو بالا می بره . احساس غرور می کنم و چقدر شیفته ی مرام اصغرفرهادی میشم وقتی در چندثانیه زمانی که داره از صلح طلبی ما مردم حرف میزنه . او می تونست مثل بقیه فقط از دوستان و همسرش تشکر کنه ، او می تونست تنها روی صحنه بره… نه با بازیگرش …او می تونست ….. اما او میدونست چشم های یک ملت به اوست ، و او میدانست برای ما مردم اصلا نه جایزه مهمه و نه فیلم …برای ما فقط این مهمه امشب اسم ایران برای تحریم ، برای ترور، برای بمب اتم و برای هیچ چیز بدی برده نمیشه و او با علم به این نکته از مردمی صلح طلب نام برد که عاشق دوستی و محبت اند.
دوم
اولین بار که فیلم جدایی نادراز سیمین را دیدم، نیمه کاره رهایش کردم و بلند شدم ، راستش حوصله دیدن دردهای بیشتر انهم در سینمایی که ادم برای فراموش کردن ناراحتی ها، بسراغش میرود ،از توانم خارج بود . از این جریان ماهها گذشت اما با اینکه در تمام این چندماه تعریف و تمجیدهای بسیاری از فیلم دیدم اما دوباره بسراغش نرفتم ، نرفتم تا همین یکی دوهفته قبل … احساسم بعد از پایان فیلم یک گیجی محض بود ، میدانستم یک شاهکار بی نظیر را دیده ام ، این احساس را وقتی فیلم دیکتاتور بزرگ چارلی چاپلین را برای اولین بار روی پرده سینما دیدم، هم بسراغم امده بود …. و چقدر به هنر فرهادی رشک بردم که می تواند این چنین تقابل دروغ و راستی را در جامعه ای که دروغ ، میرود تا جزء ارزش هایش شود ، به تصویر بکشد .
سوم
دیشب که فرهادی جایزه گرفت من تنها نشسته بودم اما میدانستم تمام ایرانی ها در هرجای دنیا در ان لحظه و هرزمان که خبر این اتفاق را بشنوند یک حس مشترک را تجربه می کنند . حسی بینظیر که سالهاست فراموش کرده ایم . حسی که بعداز بازی ایران و استرالیا هم بسراغمان امد ، حسی که در صبحی که اسم خاتمی از صندوق ها درامد هم بسراغمان امد . هیچ وقت این حس مشترک را نباید دست کم گرفت ، در این روزگاری که یاس و نومیدی تنها رهاورد برای زندگی ماست در روزگاری که ترس جنگ ، ترس از گرانی دلار و فقیرتر شدن ما ، ترس از رفتار جنون امیز حکمرانان و هزار و یک ترس دیگر دارد خفه مان میکند، یک امید ، یک حس مشترک غرورامیز می تواند نجات دهنده باشد . دیشب فرهادی به همه دنیا فهماند و رساتر از هر رهبری به دنیا نشان داد حساب ما مردم از دولتمردان جنگ طلب دیوانه جداست . او از صلح گفت ، از صلح طلبی ما مردم نازنین
چهارم
فرهادی عزیز ، هزار کلام حرف دارم اما منظور همه انها یک جمله است ….. ممنونم ….بابت شب زیبایی که برای یک ملت به تصویرکشیدی ممنونم

با FUK که شروع بشه، خدا خودش ختم به خیر بکنه…
ایول
مرسي بريجيتاي عزيز كه حس مشترك همه ما رو به خوبي قلم زدي
عالی عالی
مرسی
دختر جون وسط فيلم ولش كردي چون يه مخاطب عام اين فيلم رو نمي پسنده. همه رفتن سينما ديدنش.تعريف كردن.تمجيد كردن. بدون ايكه از اين فيلم سر در بيارن. دو هفته پيش رفتي سراغش /نه به اين خاطر مه ببيني فرهادي چه كرده. به اين خاطر كه بفهمي رقيب آنجلينا جولي چه كرده. متاسفانه هيج كدوممون جرات نداريم بگيم از اين فيلم سر در نياورديم و وسطش خسته شديم. چون ايراني هستيم و عادت داريم راجع به همه ي مسائل نظز كارشناسي بديم. اين فيلم قطعا فيلم فوق العاذه اي بوده كه اين همه جايزه برده. اما من اعتراف مي كنم ذهن هنري من اينقدر پيشرفته نيست كه بتونم اين فيلم رو نقد كنم.اينقدر پيشرفته نيست كه بتونم اين فيلم رو تحسين كنم. با خودمون صادق باشيم. من سر در نياوردم كي پول رو دزديده بود؟ من سر در نياوردم ترمه كي رو انتخاب كرد؟ من مخاطب عام هستم و با كلي مجهول از پاي فيلم پا شدم.اما تحسين ميكنم همه ي عوامل فيلم رو. تشكر ميكنم كه اسم كشورم رو سر زبون ها انداخت. اصغر فرهادي خيلي دوستت دارم.
آهو جان از این که صادقانه نوشتی ممنون.فیلم دیدن هم مثل باقی مهارت ها با تمرین و مطالعه بدست می آید. پس به جای اینکه خودت را مخاطب عام بدونی، چرا سعی نکنی که یک پله بالاتر بری؟
مجله های سینمایی می تونه کمک بزرگی باشه. حیف نیست که سلیقه ی هنری ما محدود به فیلم های ملودارم و کم ارزش بشه؟ من ایمان دارم که اگر بخوای و به سینمای متفاوت و هنر علاقه داشته باشی می تونی.
مثلا در مورد سوال اول: در سکانس اول که لیلا حاتمی ( سیمین) بر میگرده خونه توی راهرو دو باربر که اسانسور را می برند ازش پول اضافه تر می خوان و در نمای بعدی لیلا رو نشون میده که داره پول از تو کشو میشمره و میده به کارگرها.
این همون پولیه که کم میاد و اون جنجال رو ایجاد می کنه
در مورد سوال دومت هم اصلا قرار نیست که تو بدونی که دخترک پیش کی می مونه. چون سوال اصلا این نیست. سوال اینه که تو اگر به جای او بودی کدوم طرز فکر رو انتخاب می کردی.
فیلمهایی از این دست به شعور مخاطب احترام می گذارند و به تو خط نمی دهند. بلکه تو را مختار می گذارند تا به سلیقه خودت فیلم را کامل کنی.
اگر یک کمی از دوره های سینما و سیرش بخونی خواهی دید که این روند منطقی و زیبایی بوده. به هر حال امیدوارم یک روز بیای اینجا و برامون از آثار هنری بنویسی و ما از تو یاد بگیریم. دیدن هنر بزرگی است.همه جا به کار می آید.
فیلم رو نهایتا باید بدون خوندن تحلیل های فیلم باید نگاه کرد. خوندن نقد فیلم (کار بدی نیست) اما فیلم رو به همون ملودرام که شما میگی تبدیل میکنه. یعنی فیلم رو از نگاه منتقد دیدن . یعنی تبدیل فیلم موازی به فیلم مونو ریل. فیلم رو باید از زاویه نگاه خودت ببینی .
ما وقتی به یک درخت میوه میرسیم قرار نیست همه ی سیب هارو بخوریم. فیلم داستان و زندگی شبیه درخت میوه هست . ما نمی تونیم همه ی میوه هارو بخوریم. حتی اگر از درخت بالا بری بازم چندتا میوه لای شاخوبرگ ها پنهان باقی می مونه .
جوات… درسته که نباید فیلم یا هیچ اثر هنری رو از صافی ذهن کسی دیگر دید اما به هر حال اول باید «دیدن» را اموخت. آهوی عزیز ما دیدن را نیاموخته. او حتی آخرش هم نفهمید که پول را سیمین از کشو برداشته. صحنه ای که در فیلم هست و باید دیده شود. اما او ندیده… برای اینکه عادت دارد به فیلم هایی که اطلاعات رو توی چشم تماشاگر فرو می کند. به فیلمهایی که شعور مخاطب در حد اردک هم در نظر گرفته نمی شود و بقول خودش مخاطب عام دارد. یعنی مخاطبی که حتی فیلم دیدن بلد نیست.من نمی خوام بهش بگم سیب ها را بخورد، یا چند تاشون رو بخورد.. این تشخیص خود اوست. اما اول باید سیب ها را ببیند. دیدن!
@ اهو:
++++++++++++
++++++++++++++
++++++++++++
@ نسوان و آهو
من هم مخاطب عام هستم اما یک نکته رو فراموش نکنید ؛ اصولا این جوایز به دلایلی که شما دنبالش می گردید به یک فیلم داده نمیشه ؛ عامیانه ترین برداشت از هر فیلمی این هست که بگیم فیلم چی میخواست بگه ؛ سینما شناسان و منتقدین حتی معتقدند که الزاما نیازی نیست که فیلم بخواد چیزی بگه ؛ المانهای تکنیکی و هنری مختلفی مثل چیدمان هر پلان ؛ میزانسن( اصلی ترین چیزی که در هر فیلم معمولا دنبالش میگردن) ؛ دکوپاژ ؛ مونتاژ ؛ دوربین ؛ حرکت ؛ نور و سایه ؛ و… و البته سناریو اون چیزهایی هستند که فیلم رو فیلم میکنند و نه صرفا تاثیری که فیلم بر مخاطب میذاره و یا پیام فیلم. در یک کلام ؛ فیلم باید فیلم باشه و نه یک مشت دیالوگ بر گرفته از سناریو.
هر اثر هنری از دو جز لا ینفک تشکیل می شود: قالب و محتوا.
این دو باید تکمیل کننده ی هم و در هماهنگی با یک دیگر باشند تا هنر به کمال برسد. اگر اصغر فرهادی با یک دکوپاژ و فیلمبرداری و تدوین و بازی عالی فیلمی در مورد» آفتابه ی مسجد شاه «می ساخت گولدن گلوب نمی گرفت. مگر آنکه نگاهش در مورد آفتابه، چیزی در خور برای گفتن داشت. امیدوارم حرفم رو درک کنی. چون خودت گفتی که یک سری چیزها رو درک نمی کنی.
در ضمن حالا نوک پیکان قضاوتت را به سمت اصغر گرفتی. اما هنوز هم داری قضاوت می کنی. بدون اینکه هنوز داستان را بطور کامل بدانی. ولی اینکه چرا داستان را کامل نمی دانی تقصیر از داستان پردازی من نیست. اینجا یک وبلاگ است. من داستان نمی نویسم: توجه کن دارم وبلاگ می نویسم. هر داستان در عین استقلال باید به هم مربوط باشد. مرد تهران پارسی وارد داستان شد اما من هنوز به او نپرداختم. به تدریج به همه خواهم پرداخت، نمی تونم توی یک پست در مورد همه چیز همه بنویسم چون از حوصله خارج می شود.
اما مهم این نیست… مهم اینه که تو تا کلمه ی تهران پارس رو شنیدی یک برداشت خاص کردی. همون کاری که اصغر وقتی من رو اونجا دید کرد. حالا تو تا آخر هی می تونی از یکی و اون یکی متنفر بشی یه روز به تهران پارسی گیر بدی، یک روز به اصغر، یک روز به من … اما آرش، هدف من دفاع از این پرسوناژها نیست یا حتی خودم.هدف اینه که تو دیگه دنیا رو اینجوری نبینی….
می دونم نمی تونم نگاهت رو تغییر بدم.هیچ نوشته ای این کار رو نمی کنه. شاید تنها چیزی که بتونه این کار رو بکنه یک اتفاق سخت باشه… مثل اینکه کلید رو توی در بچرخونی و یک غریبه رو توی رختخوابت ببینی..شاید البته حتی اون هم نتونه البته….من چمیدونم.
آ آ آ ؛
ایست ؛ اشتباه نکن ؛ تو داستان رو طوری تعریف کردی که من کلمه تهران پارس رو ازش بگیرم ؛ تو هیچی از اون آدم نگفتی به جز اینکه در ته تهران پارس زندگی می کرده ؛ یعنی قصدت نمایاندن این نکته بود یا اگرم نبود این شد.فراموش نکن که به جز من کسای دیگه ای هم در این مورد نظر دادن برو بخون.
اگر هم من هر قضاوتی می کنم با همین اطلاعات دم دستی است که دارم ؛ تقصیر من نیست ؛ اینجا وبلاگ و تو وظیفت انتقال صحیح اطلاعات به منه.
اما اینها مهم نیست ؛ حتی کلید انداختن و دیدن صحنه ای که تو ترسیم کردی هم مهم نیست ؛ مهم اینه که من بتونم خودم رو مدیریت کنم , بتونم در لحظه تصمیم درست بگیرم و عمل کنم تا مجبور نباشم با هر حادثه و اتفاقی خودم رو تغییر بدم ؛ مهم اینه که اگر هم تغییر کردم که تغییر سرنوشت محتوم آدمی زاد تا لحظه مرگه این تغییرات در روند تکاملی من باشه و وقتی به گذشته نگاه کردم و دیدم که نسبت به گذشته تغییر کردم از این تغییر راضی باشم و نه هر تغییر شکستی دوباره باشه.
در خصوص فیلم هم تو قضیه رو از طرف معکوس نگاه کردی ؛ یعنی ممکنه فیلم سازهای متعددی فیلمهایی رو با مضامین و موضوعات مشابه بسازن ؛ اما اون فیلمی در این میون خواهد درخشید که المانهای سینمایی قوی داشته باشه و همونطور که اشاره کردم سناریو نیز یکی از این المانهاست.
تقابل دروغ و راستی در جامعه ای که دروغ ، میرود تا جزء ارزش هایش شود.مرسی و مرسی از آقای فرهادی.
\Do you attention Maddona didnt hug Farhadi when she deliver reward,or even she didnt shake his hand, it seems she knows what may happen for him after shaking a womens hand in Iran and she really care.
» فرهادی عزیز ، هزار کلام حرف دارم اما منظور همه انها یک جمله است ….. ممنونم ….بابت شب زیبایی که برای یک ملت به تصویرکشیدی ممنونم »
«……..فرهادی به همه دنیا فهماند و رساتر از هر رهبری به دنیا نشان داد حساب ما مردم از دولتمردان جنگ طلب دیوانه جداست . او از صلح گفت ، از صلح طلبی ما مردم نازنین »
«……..حسی بینظیر که سالهاست فراموش کرده ایم . حسی که بعداز بازی ایران و استرالیا هم بسراغمان امد ، ……….. . هیچ وقت این حس مشترک را نباید دست کم گرفت……… »
++++++++++++++++++++
اگه یه ماچی به مدونا می داد دیگه همه چی کامل بود!
ایــــــــــــــــنه
بسیار زیبا نوشته بودی، این جایزه به مردم ناامید لبخند رو هدیه کرد
این حس مشترک همون درد مشترک نیست؟هرسال یه کشور این جایزه رو میبره چرا ما میبریم باید اشک تو چشمامون جمع شه …عقده حقارت؟ جقدر بدبختیم؟
من این فیلم رو خیلی دوست داشتم والبته در باره الی رو بیشتر دوست داشتم به نظرم خیلی تاثیر گذارتر بود. شایدم چون اول درباره الی رو دیدم و یه جورایی دستم اومده بود که فرهادی چی میخواد بگه جدایی نادر از سیمین برام اون جذابیت رو نداشت. من کارشناس فیلم نیستم و واقعا نکات فنی فیلم و این حرفها رو نمیفهمم وقتی فیلم میبینم خودم ازش لذت ببرم برام کافیه. بقیه چی میگند برام مهم نیست ولی خب میخونم نظرات بقیه رو. این وسط علت موضعگیری حاتمی کیا نسبت به فرهادی رو نفهمیدم.
کاظمی جان
تا حالا دیدی حاتمی کیا نسبت به فیلمسازهای برجسته موضع گیری نکنه؟ از مخمل باف بگیر تا کیارستمی .
آخه به نظر من فیلم فرهادی هیچ نکته ایی که به شکلی ایرانی رو تحقیر کرده باشه یا چه میدونم اعتراض به شرایط حاکم باشه و از این جور مصادیق نداره که شائبه فیلم جشنواره ایی ساختن در موردش وجود داشته باشه. حتی به نظر من یک سری از رفتارهای فرهنگی خوب ایرانی رو هم برجسته کرده مثل ارزشی که نادر و باقی خانواده اش برای پدرش قائلند و حتی با وجود اینکه گفته میشه که معلوم نشد که ترمه کدوم رو انتخاب میکنه به نظر من نشانه هایی که توی فیلم وجود داره دقیقا مشخص میکنه که ترمه چی رو انتخاب مکینه و به نظر میرسه که تاکید فرهادی بیشتر به موندنه تا رفتن. اونقدر که نادر مصمم به موندنه تو این فیلم سیمین مصمم به رفتن نیست. چند بار این تو فیلم بهش اشاره میشه. حتی در مورد رواج دروغگویی بین ایرانیها که به نظر من حرف اصلی فیلمه بازم آخر سر ورق بر میگرده.
خب کاظمی جان ، نکته همین جاست که حاتمی کیا کلا به همه گیر الکی میده نه اینکه فیلم فرهادی بده . همیشه بعضی ها با کوبوندن تو سر بقیه دوست دارن برن بالا . حاتمی کیا یه زمان به یمن حمایت حکومت تونسته فیلمهای پرفروش و به نوعی مرطح بسازه ، حالا دیگه نمیتونه و جالبیش اینجاست که در گیر و دار مجوز و مخالفت و اینها هم افتاده.
در ضمن من نمی دونم چرا همه میگن معلوم نیست ترمه کی رو انتخاب میکنه ، کما اینکه فرهادی هم در مصاحبه ای خودش گفته که میدونه ترمه کی رو انتخاب میکنه . اتفاقا نشانه ها کاملا بر عکس چیزی هست که شما میگی . ترمه میخواد بره
ببینید حاتمی کیا برای من آدم بزرگیه حتی اگه الان نتونه مثل فیلمهای خوبی که قبلا ساخته بسازه. در جهت حکومت هم شنا نمیکنه. فیلمهای توقیفیی که داشته این رو نشون میده. یه سرچی کردم نتونستم پیدا کنم چیزایی رو که میگید در مورد مخملباف یا کیارستمی گفته ولی کلیتی که از مصاحبه هاش تو ذهنم هست اینه که نقد داره به کسایی که فیلمی میسازند که خیلی مخاطب داخلی نداره و بیشتر جشنواره پسنده. این از نظر من اشکالی نداره چون بالاخره نظرشه دیگه. یکی دیگه هم ممکنه فکر کنه باید فیلمی ساخت که همه مردم دنیا بفهمند ولی این در مورد جدایی نادر از سیمین صدق نمیکنه حتی خود فرهادی هم تو مصاحبه اش گفت که برای این فیلم رو ساخته که تو ایران به نمایش در بیاد و فکر نمیکرده که اینقدر خارج از ایران هم مخاطب پیدا کنه. به خاطر همین هم به نظرم حرف حاتمی کیا عجیب میاد. فکر کنم یه جورایی این روزها حالش بده.
در مورد ترمه هم من راستش یه چیزایی مثل اینکه سیمین یه بار اسبابش رو جمع کرد که برگرده سر خونه زندگیش یا اینکه یه جای دیگه میگه که الکی میخواد بره قهر خونه پدرش یا اینکه ترمه چون میدونه بدون اون جایی نمیره گفته که پیش پدرش میمونه رو دلیل بر این میدونم که ترمه موندن رو انتخاب میکنه ولی خود فرهادی توی مصاحبه اش هم طرف هیچ کدوم رو نگرفت و گفت که این در واقع یکی از سوالات این فیلمه که بالاخره باید کدوم طرف رو انتخاب کرد.
من مصاحبه ای از فرهادی دیدم که میگه از نظرش روشنهست کدومطرف روانتخابمیکنه ولی دلیلی نداره بگه .مساله اینجاستکه ترمه میخواسته در ابتدا بمونهولی با توجه به وقایعی که میفته و وقتی با دروغ پدرش وخودش روبرومیشه ، از پیش پدرش میره پیش مادرش . چون فکرمیکرده اینها جدی نیست و وقتی میبینه جدی هست ، وسایلش روخیلی سریع جمع میکنه و میره . در ضمن تو دادگاه وقتی که میخواد تصمیمش رو بگه ، به سمتی که پدرش ایستاده نگاه میکنه و میپرسه الان باید بگم؟ چون از پدرش خجالت میکشیده .
حاتمی کیا همیشه در راستای علایق حکومت فیلم ساخته والا کی میتونه چنین فیلمهای جنگی بسازه و بعد بره پیش خامنه ای بگه سر دوشی چرا به ما نمی دن ؟ به کدوم کارگردان خامنه ای گفته ، » زنده باشید آثای حاتمی کیا ؟» . اما الان یک کم ورق برگشته ، وقتی دهنمکی و سلحشور باشند ، دیگه حاتمیکیا هم بچه بده است !
لینک مصاحبه ایی که من دیدم رو میگذارم. در مورد حاتمی کیا هم باهاتون موافق نیستم اونم روش خودش رو برای انتقاد داره و خیلی انتقادهای جدی همیشه به حکومت داشته.
من برای علاقه شما احترام قایلم ، خود من هم بعضی فیلمهای اون رو دوست دارم حتی شخصیت فرهنگی خود این آدم رو دوستندارم . ولی حتی اگر مخالف باشه ، به عنوان یک سوپاپ مخالف درون حکومتی محسوب میشه .
در فیلمی که میگذارم بعد از دقیقه 7 ، توضیح فرهادی خیلی واضح در اینباره هست .
«اما شخصیت فرهنگی این آدم رو دوست ندارم » اصلاح میشود
اینم من دیده بودم. توی اینم همون حرف رو میزنه که من گفتم فقط میگه که من میدونم کدام رو انتخاب میکنه
خب منظور من اینبود که فرهادی از نظر خودش مشخصه ترمه چه کسی روانتخاب کرده ، س حتما نشانه هایی در فیلم وجود داره که میشه از این طریق مطمئن شد. توضیحی که درادامه میده هم مهمه ، انتخاب یک روش زندگی . تا جایی که میدونم شما همدر خارج از ایران زندگی میکنید . این همین روش زندگی هست که آدم نوعی مثل من مجبور شده انتخاب کنه .
نه خب اینکه درسته.
فرهادی هم به عنوان یه مخاطب این سوال خب نظر خودش رو داره و بازم به نظر من نشانه های موندن تو فیلمش بیشتر از رفتنه. حتی اون موردی که شما بهش اشاره کردید که ترمه میره پیش مادرش اینجوری نیست که با میل بره قبلش با مادرش درگیر میشه و به اصرار پدرش میره. به هر حال هر کسی از ظن خود شد یار من هست. هر کی برداشت خودش رو داره و زیبایی فیلم هم در همینه.
در مورد خارج از ایران زندگی کردن هم که مسلمه که انتخاب هر کسی به خودش ربط داره. نه میشه به کسی گفت چرا موندی نه میشه کسی رو مواخذه کرد که چرا رفتی به قول شما و فرهادی هر کدوم یه روش زندگیه که ممکنه کسی انتخاب کنه.
مرسی کاظمی!
هنر روایت این پیچیدگی است و درک آن
از شما خوشم آمده.
حتی اگر چادری باشی! مهم اینه که اندیشه ات در حجاب نیست. باقی اش هم به من مربوط نیست.
بر قرار باشی
@ نسوان
باعث خوشحالیه. فکر کنم که اینم یکی از کارکردهای هنره که آدمهایی رو که با هم اینقدر تفاوت دارند بهم نزدیک میکنه. امیدوارم از این اتفاقها زیاد بیفته.
من این فیلم رو ندیدم اما امیدوارم اونایی که اینجا دارن از خوشحالی پرواز میکنن، فیلم رو یا تو سینما دیده باشن و یا سی دی اوریجینالش رو تهیه کرده باشن.
(در راستای حمایت از سینما و ارزش گذاشتن به کار امثال فرهادی)
البته من خودم همیشه کپی میبینم و یا دانلود میکنم. دی:
چشمهایت … چشمهایت …
نگاهت …
دیده گانت …
چشمهایت …
چشمهایش !
+
حق مطلب را ادا کردی. مطمئنم که فرهادی میدونه چقدر مردم را خوشحال کرد اون هم تو این برهه. خیلی خیلی زیاد. و مخصوصا صحبتی که روی استیج در مورد مردم داشت.
اما این وسط اونهایی حالت رو خراب میکنن که میان مینویسن خب اون جایزه برده شما چرا خوشحالین! واقعا آدم میمونه یک همچو آدمهایی چقدر نچسبند.
من اصغر فرهادی رو خیلی وقته میشناسم از موقعی که در تلوزیون برنامه میساخت (شبکه پنج) اون موقع سنم کم بود ، اما متوجه میشدم سریال داستان یک شهر فرهادی با بقیه فرق داره .
فیلم نامه نویس خوبی هم هست ارتفاع پست رو برای حاتمی کیا نوشت ،در واقع حاتمی کیا متفاوت سازی رو با فرهادی تجربه کرد . (ارتفاع پست هم حکایت غم بار فتن بود، رفتن به هرکجا غیر از این بیغوله ی که وطن نامیده میشود)
اما راستیاتش با این جایزه خوشحال نشدم . به خوشحالی ناب نرسیدم به اشک غرور نرسیدم .
فرهادی برای من قابل ستایشه اگر حتا یک جایزه نمی گرفت همونجور که حاتمی کیارو دوست دارم . و میدونم تا حالا یک جایزه نگرفته و تا زمانی که چندتا کار خاص رو انجام نده مجامع هنری تف کف دستش نمی ندازن.( در حالی که جامعه ی هنری چندین جایزه به ابراهیم حاتمی کیا بدهکاره)
فرهادی رو دوست دارم حتا اگر هرجور دهن کجی به مملکت بکنه یا نکنه .( کاری هم ندارم روی استیج چی گفت)
جایزه فرهادی سیاسیه !طعم بازی های سیاسی رو داره . رنگ سلبیت داره. اگر از ایران بیرون نمی زد آیا بازم بهش گلدن میدادن؟! بعید میدونم .
من از آمیزه ی فرهنگ هنر و سیاست خوشم نمیاد. اصغر فرهادی رو دارن در مسیر بدی قرار میدن. ایران هنر عجیبی داره در رشد استعداد و بعد آتیش زدن همون استعداد. کار ایران شده ساختن و بعد ویران کردن . جوایز سیاسی هنرمند رو متوقف میکنه .
آینده مشخص میکنه که من اشتباه میکنم یا اصغر فرهادی
به هر حال از وزارت فرهنگی که یک روز ژاندارمی به اسم میرسلیم وزیرش میشه و یک روز پاسدارهایی به اسم لاریجانی و ضرغامی در راسش قرار میگیرن و روز بعد بازجوی وزارت اطلاعات به اسم صفارهرندی وزیرش میشه و امروز جلبک بی خاصیتی مثل رئیس سابق دانشگاه مسخره ی پیام نور وزیرش میشه نباید توقع و چشم داشت خاصی داشت . این چه وزارت خونه ایی هست که سال های ساله رنگ وزیر فرهنگی به خود ندیده ؟!
این اولین جایزه مهم و بین المللی جدایی نادر از سیمین نبود که سیاسی باشه…..
من هم بشخصه جایزه ی گلدن گلب رو اصلا جایزه ی معتبری نمی دونم. اما جوایز برلین بسیار معتبر است. چیزی که در مورد گلدنگلب مهم بود برد و طیف وسیع مخاطب و شنیده شدن نام ایران در مقیاسی وسیع تر بود و جای تقدیر دارد
من از برنده شدن فیلم خوشحالم اما چند نکته:
من چند روز قبل برای بار دوم در اثر تاثیر مستقیم تحریم ها بیکار شدم.
تحریم ها رو زندگی عادی مردم تاثیر گذاشته امروز سکه نسبت به دیروز «50 هزار تومن» گرونتر شد.
می فهمین چقدر قدرت خرید مردم کمتر شده؟
چه قبول بکنیم چه نکنیم تاثیر تحریم انکار نشدنیه
حالیا:
اگه غرب می خواد فشارشو بیشتر کنه ، من فکر می کنم که اینجور اتفاقات «نیمه سیاسی» که دست برقضا این جور موقع ها بیشتر میفته خواه نوبل صلح شیرین عبادی باشه ، خواه کاندید اسکار شدن آغداشلو ، خواه حتی اسکار بردن! فیلم فرهادی و هر موفقیت کم نظیر! دیگه و ….
درد و بدبختی قاطبه مردم رو کم نمیکنه و چوب آمریکا رو چرب تر نمیکنه که این چوب تا دسته ما رو مورد عنایت قرار داده عزیزان.
من به خارج نشینان و یا یه عده الکی خوش که دارن از جیب باباهای پولدارشون میخورن و از این موفقیت نصفه سیاسی-هنری دارن ذوقمرگ میشن نماینده ی همه ی «مردم ایران» نیستن باور کنین هنوز خیلی ها نمیدونن همچین فیلمی وجود داره.
هردم از این باغ بری می رسد! اینم یکی دیگه اولین عکس نیمه برهنه ی گلشیفته جان! از نظر من ایراد که نداره هیچی خوب هم هست که تابو میشکنه اما حالا وقت این کاراس؟
نمی خوام بدبین باشم اما در ادامه نظر قبلیم ، من یاد اواخر دوره شاه میافتم شاید یادتون نیاد ولی اون موقع رادیو تلویزیون ملی اون وقت هر هفته چند تا خواننده ی جدید معرفی میکرد ، فیلم های هالییودی نمایش می داد !
به نظر شما چرا؟
این قسم حرکات فقط به مستحکمتر شدن پایگاه استبداد منتهی میشه.
اینم لینک عکس مذبور:
http://www.facebook.com/photo.php?fbid=10150474868223038&set=a.10150257092388038.321111.30638898037&type=1&theater
من در ضمن تبریک میگم سلامتی بریجیتارو که دوباره داره مینویسه، نفرین نمیکنم صدوبیست ساله بشی اما آروز میکنم طول عمر خوبی داشته باشی . حالا چه یک روز باشه و یا صدوبیست سال
نفرین نمیکنم صدوبیست ساله بشی
+
دلخوشی ما همین فردهادی ها هستند، نه جایزه هایی که میگیرن
خسـته هستم
میخواهم بخوابم
یک خواب طولانی
خواب بلند زمستانی
خواب برف ها
زمستانی بدون بهار
بدون آفتاب
بدون فردا
بدون …
جدایی مردم از دولت….از بهترین تیتر ها بود و پیام فرهادی، پیام انساندوستی و خط کشی با قبیلۀ آدم خواران
…پیام انساندوستی…
نه.فکر نکنم.
بنظرت چند نفر از ایرانیان فیلم را دقیق دیده اند و درک کردند؟
چند نفر از ایشان با زاویه دید فرهادی و صلح طلبی موافق اند یا حتی حوصله تحمل وی رو دارند؟
ببین، غربیها خر نیستند پس خیلی منطقی نیست که ما هم جوگیر بشویم…
به هر صورت تلاشش قابل درک و حتی ستایش بود.جسارتش تحسین برانگیز بود.انهم در میانه این دعواها…
پیام انساندوستی اصغر فرهادی چه ربطی به این داره که چند نفر فیلمشو دیدن؟
که یک ایرانی (مخالف ج.ا.) افتخار کسب کرد
چه میدونم شاید 10 در صد مردم، 8-7 میلیون نفر؟ شاید کمتر؟
دوم: من جو گیر نشدم فقط خر کیف شدم
++++++++
To me it was exactly was like Iran and Australia football
For the first time after leaving Iran, wish was in iRan, with my people and had the chance of going out to celebrate it
Thanks to Mr. Farhadi and you for this post
» هیچ وقت این حس مشترک را نباید دست کم گرفت » .
هیچ وقت این حس مشترک را نباید دست کم گرفت .
این حس مشترک.
در ضمن این حس مشترک همیشه هم با شادی و غرور همراه نبوده . بعضی وقتها با حسرت، غم و اندوه و .. همراه هست . مثل روز اعلام نتیجه انتخابات اخیر ، یا زلزله بم و… اما مهم نیست. مهم این حس مشترک و قدرت اون هست.
مرسی از مقاله زیبا .
بريجيتا خيلى عالى يادمون انداختى شادى هاى مشترك را، باور كن وقتى جايزه رو گرفت از جام پريدم و مثل بچه ها داد زدم ولى يادم نيومد شادى هاى مشترك قبلى رو!! الان با خوندن اين مطلب اشك تو چشمهام جمع شد! چه روزهاى قشنگى داشتيم
@آهو
از تحليلت در مورد عدم جذابيت فيلم تعجب كردم چون خودم حتا يه لحظه نتونستم از فيلم چشم بردارم و آخرش هم نوعى مستى رو تجربه كردم
من زیاد اهل سینما و فیلم دیدن نیستم بعد از جار و جنجالا فیلم رو دیدم یه مصاحبه طولانی هم ازش دیدم فرهادی یک جمله ای گفت.
آدمهای شرافتمندی که در یک موقعیت غیرشرافتمندانه قرار گرقتند.
یعنی دقیقا موقعیت خود ما که در یک موقعیت بی شرف گرفتار شدیم
بریجیتا خانم شما نوشتی این چنین تقابل دروغ و راستی را در جامعه ای که دروغ ، میرود تا جزء ارزش هایش شود
با اجازه شما میخوام بگم دروغ جزئی از ذات مردم ما شده و تمام شد رفت پی کارش. فکر نکنید بدبینانه میگم
از برکات در ام الفساد جهان اسلام به دنیا آمدن رشد کردن و زندگی کردن یکیش، کمترینش، همین عادی شدن دروغ گویی است.
در مراسم اهدای جایزه گلدن گلوب جای بازیگران زن فیلم، لیلا حاتمی و… خالی بود متاسفانه ما را به موقعیتهای نابرابر و غیر انسانی عادت داده اند من اصلا ندیدم کسی حداقل در همین فضای مجازی اعتراضی یا اشاره ای بکنه که جای لیلا حاتمی موقع گرفتن جایزه خالی بود یعنی او لیاقت نداشت کنار فرهادی بایستد؟
شما هم مثل بقیه نویسندگان اینجا خیلی خوب می نویسی آفرین آفرین
سیاسی بود این حرکت. حالا پیش خارجی ها هر چی می خواین بگین ولی بین خودمون دیگه شاهکار شاهکار نکنین بالام جان
فيلم فرهادي شاهكار نيست ،امثال تو و سلحشورودهنمكي شاهكارن!
اوج هنر فرهادی در اینجا بود که تونست بالاخره یه جا وجدان و اعتقاد پاک یک انسان رو که به خاطر پول داشت زیر پا گذاشته می شد و نقطه عطف و احساسی ترین نقطه فیلم بود بیدار کنه و همه تماشا گرها رو به تحسین وا دار کنه. دروغی که به نوعی تو جامعه ما وزندگی عادی ما عادی شده0 البته دوست ندارم اینو بگم ولی متاسفانه یه حقیقته و خیلی هم تلخه یعنی اگر ما همبه نوعی در زندگی تو اون شرایط قرار بگیریم احتمال داره که بلغزیم. فیلمی که کاملا ملموس بود و جزو اون فیلمهای آرمانی و غیر واقعی نبود. واقعا عالی بود من که اشکم در اومد.
واسه كج اندشان و دايي جان ناپلئونهاي اين مملكت متاسفم!!!
من که سینما باز و فیلمی نیستم
مخصوصا فیلم های 100 تا یه غاز ایرانی که 5 سال یک بار شاید یکیشو بشه فهمید
———————
اصفر فرهادی
نادر
سیمین
جایزه
گلدن گلوب
و قس علی هذا
———————
همه اینها یی هم که بریجیت درباره حس مشترک گفت خوب بود
اما
من حاضرم بجای این فیلم ها 2 ماه حقوقم رو بدم برم کنسرت مدونا
سلام .من از صداقت آهو خوشم میاد واقعا حرف نهایی فیلم چی بود ؟.من این سوالو از خود فرهادی در صفحه فیس بوک اش پرسیدم که متاسفانه جواب ندادند .اینکه همه ماها زود قضاوت میکنیم ؟ پول رو خانمش برداشته و ایشون نسبت میدند به خدمتکار پدرش که دقیقا در راستای انجام وظایف محوله اش داره انجام وظیفه میکنه . یا اتفاقات رخ داده حاصل سوء تفاهمه ؟ منکه سر در نیاوردم . ولی به هرحال از اینکه جایزه گلدن کلوب رو برده خیلی خوشحالم . واینکه این جایزه سیاسیه یا نه ؟ نمیدونم و به دانش و معلومات یک تماشاگر عامی بنام آرش خان غبطه میخورم و همچنین از دیدن عکس خانم گلشیفته فراهانی ناراحت شدم نمیدونم شاید افکارم مثل عمه بلقیسه و یا هم …
حرف نهایی داوینچی وقتی مونا لیزا را کشید چی بود
حرف نهایی بتهوون وقتی سونات مهتاب را ساخت چه بود
حرف نهایی را هنرمند نمی زند. فصل الخطاب ها را رهبرانی می دهند که مردم را به خون می کشند
هنرمند تنها صحنه را تصویر می کند و بقیه را به شما وا می گذارد. و اگر شما همه ی اینها را دیده اید و هنوز دنبال حرف آخر می گردید در دیدن خود بیشتر بنگرید.
من هم جای فرهادی بودم پاسخ شما را نمی دادم.
ل/
نسوان جان اون صخنه اي روكه ميگي سيمين پول رو برميداره نديدم و فيلم رو هم الان ندارم چك كنم. ولي تا جاي كه يادمه رفتن سيمين چند روز قبل از ماجراي گم شدن پول بود.و تو اين مدت هم نادر هر روز پول اون خانوم رو حساب ميكرد چون اون ميخواست كه حساب كنه واسه اينكه پشيمون شده از اومدن.و قطعا متوجه ميزان پول ميشده. پس فك كنم اين جواب اشتباه باشه. اما در مورد جواب دومي كه دادي ميتونم قبول كنم.ولي باز هم دليلي نداره كه من بخوام بعد از ديدن يه فيلم از ديد يه ددختر 11 ساله نظر بدم. چون قطعا معيارهاي كه براي زندگيم تو سن هاي ديگه و با جنسيت ديگه ميتونه متفاوت باشه. من مخاطب عام هستم و ميمونم. نه به اين خاطر كه كم فيلم ميبينم.بر عكس من خيلي طياد فيلم ميبينم. عام هستم به اين خاطر كه نقد فيلم خيلي تخصصي تر از اونه كه من بتونم انجام بدم. نه فقط من. تو و خيلي هاي ديگه هم نمي تونين. متاسفانه ما ايراني ها خودمون رو تو همه زمينه ها كارشناس مي دونيم.از پزشكي بگير تا فوتبال واقتصاد و … فيلم.ولي وقتي علم يه موضوع رو داشته باشيم به راحتي جرات قضاوت به خودمون نيم ذيم .چون خداقلش اينه كه ميدونيم زياد از اين علم سر در نياورديم اونقدر كه نظر بديم. از آرش هم ممنونم واسه راهنمايي كه كرده.
گلم، من ننوشتم «نقد فیلم کن» گفتم » نقد فیلم بخون» تا روزی بتونی برای خودت فیلم ها را نقد کنی.
ظاهرا، نه تنها فیلم ها که نوشته ها را هم همینجوری می خونی! هرجور دوست داری. دوست داری خودت را عام بدونی و بمونی…. بمون
اما از من نخواه که فکرکنم تو یک مخاطب عام هستی! چون نیستی.
من یک راهنمایی می کنم بهت ؛ برای اینکه بهتر یاد بگیری باید فیلمهای بزرگ تاریخ سینما رو ببینی بعد نقدشون رو بخونی ؛ این مواردی که ذکر میشه در فیلمهای بزرگ به خوبی نمایانه و اونها بهترین نمونه ها هستند ؛ فیلمهایی مانند همشهری کین ؛ جویندگان ؛ دره من چه سبز بود ؛ پدر خوانده ؛ چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟ و…. فیلم کارگردانهایی مانند اورسون ولز ؛ جان فورد ؛ اسکورسیزی و…. البته فیلمهای اروپایی خوبی هم هستند که میشه دید ولی خود من بیشتر سینمای آمریکا رو می بینم.
لازم هم نیست حتما کارشناس سینما باشیم تا نظر بدیم ؛ هر کسی نظر خودش رو میده ؛ اگر از فیلمی خوشت نیومده خب نیومده ؛ دلیل نداره حتما خوشت بیاد.
يلدا جان من تحليلي در مورد عدم جذابيت فيلم ارائه ندادم. من فقط گفتم كه پا شدن نسوان از پاي فيلم كاري بود كه خيلي هاي ديگه كردن.منظورم از خيلي ها نسوان و دور و بري هاي خودمه. بر عكسي كه فكر ميكني من فيلم رو كامل دنبالش كردم. و نگفتم چرا بشينم بدبختي ملت رو ببينم. من فيلم رو ديدم و با اشك و قسم هاي اون زن تنم لرزيد غصه ام گرفت . چون اون صحنه ها رو تو جامعه ديدم. ضمنا نسوان جان اطلاق كلمه اردك به من اصلا كار درستي نبود. توهين كردن به شخصيت آدم ها اول از همه حقارت رو واسه توهين كننده مياره.
dobareh bekhoon, mesl inke kollan ba didan mianeh nadari ahoo jaan. man key be shoma goftam ordak??? goftam sazandeh haye oon film ha shour mokhatab ro dar hade ordak midoonan!
برای اینکه عادت دارد به فیلم هایی که اطلاعات رو توی چشم تماشاگر فرو می کند. به فیلمهایی که شعور مخاطب در حد اردک هم در نظر گرفته نمی شود و بقول خودش مخاطب عام دارد.
ghasde man tohin be shoma nabood. ama shoma hatta 3 khat neveshteh ro nemibini! man kheili moteassefam age tohin behet shod, bare dige ba deghat bekhooon. harchand man dige be shoma pasokhi nemidam chon mitarsam manzooram ro nakhooni va bardashte khodet ro bokoni va beranji. va man inja ghasdam tohin be hichkas nist..
سلام . راستی در مورد جایزه آقای اصغر فرهادی آنی دالتون (دختر ترشیده ) در بلاگفا طنز جالبی نوشته بنظرم به خوندنش میارزه
سلام . راستی آنی دالتون ( دختر ترشیده ) در وبلاگ خودش ظنز جالبی در این مورد نوشته .بنظرم به خوندنش میارزه
(برای اینکه عادت دارد به فیلم هایی که اطلاعات رو توی چشم تماشاگر فرو می کند. به فیلمهایی که شعور مخاطب در حد اردک هم در نظر گرفته نمی شود و بقول خودش مخاطب عام دارد).نسوان عزيز نيازي نيست كه به من جواب بدي. همين كه تو ذهن خودت متوجه بشي لحن حرف زدنت درست نبود كافيه.( آهو عادت دارد به فيلم هايي كه شعور مخاطب در حد اردك هم در نظر گرفته نميشود.) البته تا يه جاي راست ميگيا. نگفتي اردك. گفتي كاشكي اردك. آرش عزيز فيلم هايي رو كه گفتي من ديدم. اما فيلم براي من جنبه ي سرگرمي داره.براي همين هم اهل خوندن نقد فيلم نيستم.البته هستن كساني كه فيلم براشون سرگرميه و نقدش رو هم ميخونن اما من جزئ اون دسته نيستم.باز هم ممنون از راهنماييت