پسر 5.5 ساله من هروقت کیفش کوکه و دماغش چاقه، ضمن یک جهش هوایی، پیچ و تابی هم به سینه مادر بدبختش میده و سرمست میره دنبال بازی.
ما هم که از دهات آمده، اصول ببخشید Principle این آدم حسابیها را نمی دونستیم. خلاصه از قضای روزگار در یکی از این حملات ناجوانمردانه، خاله بنده به عنوان شاهد ماجرا حضور داشتند.
از حلقه های مفقوده و غیر مفقوده که بگذریم، امروز دایی عزیزتر از جانش! طی تماسی تلفنی از بنده استنطاق فرمودندکه آیا صحت داره پسرت با «عضو» شما بازی میکنه؟ من احمق هم که فکر میکردم دارم با داییم حرف میزنم نه مامور Social Service گفتم نه بابا یه گاهی «ممه بازی» میکنه که برای سنش طبیعیه. چشمتون روز بد نبینه که ایشون فرمودند به خاطر من سه روزه دارن سر به دیوار میکوبن و برخلاف principle اشون رفتار کرده و منو به پلیس گزارش نداده ان!!!! پرسیدم دایی جان شما خودت چیزی دیدی؟ گفتند نه تو الان خودت اعتراف کردی؟؟؟؟؟!!!!!
وقتی از تازگی درآمدی یادت باشه اینجا principle حرف اول و آخر را میزنه. هرچی ازت پرسیدن بگو من بدون وکیلم حرف نمیزنم.