اینجا فامیلهات باهات غریبه هستند و غریبه ها، دوست، فامیل وآشنای صد ساله ات هستند. و این چرخه جالبی است. معمولا رفتار آشناها یا خویشاوندانی که توبا اتکا به دعوت نامه آنها و یا تشویق آنها رفتی بلاد غربت، اینقدر ناآشنا و غریبه است که همه ایرانیهایی که میبینی و هیچ نسبتی باهات ندارند بعد از اولین سلام و علیک بهت یادآوری میکنند که «به دل نگیریها، اینجا آدمها عوض میشوند. مدلشون اینطوری میشه، قصد بدی ندارند…». و از قرار این داستان تکراری اینجاست که همه مثل بحرطویل برایت از بر میخوانند و تو وسط آسمان و زمین میمونی که تو چپکی شدی یا آدمها ؟ آشناها نقش غریبه ها را به عهده میگیرن و غریبه ها نقش خودیها.