خدا نصیب هیچ مسلمانی نکند ، غریبی هم بد دردی است .باید عادت های قدیمیت رو کنار بگذاری و به چیزهای نو عادت کنی.چاره ای هم نداری ..درهمین راستا با اینکه ترک عادت موجب مرض است این روز ها تفریح من به جای پارتی و اسمیرنوف خوری به دویدن در کنار یک خلیج آرام و زیبا تغییر یافته است. عصر ها کفشم را میپوشم و mp3 player را روشن میکنم و حدود ۲ کیلومتر میدوم . حالا بعد از مدتی کم کم بعضی چهره ها آشنا میزند و بعضی ها موقعی رد شدن از کنارم لبخندی مهمانم میکنند و پیرمردی كه با دوچرخه رد میشود هم هر روز بهم چشمک میزند. اولین دوست من اینجا یک آقای زردپوست با موهای بلند و سیاه است كه وقتی ۳ سالش بوده خانواده اش از laos به استرالیا مهاجرت کرده اند و به نحو بیدلیلی با من هم ذات پنداری میکند و راه و چاه را نشانم میدهد،یا در مسابقه اسب سواری برایم شرط بندی میکند و در مورد ندا آقا سلطان از من میپرسد…
چند روز پیش داشت میگفت كه در جاهایی كه مردم میدوند ، خانم هایی كه single هستند و دنبال دوست پسر یا پارتنر می گردند شماره تلفن خود را به مرد هایی كه خوششان میاید میدهند و به طور کلی بعد از pub و disco یکی از متداول تن جاهابرای جفت یابی jogging است .
گفتم ولی من الان نزدیک ۲ ماه است اینجا میدوم و هیچکس به من حتا نگه هم نکرده..
خندید و گفت تو اگه تا آخر عمرت هم بدوی کسی سراغت نخواهد آمد،اینجا نزدیک شدن مرد به زن و پیشنهاد دوستی یک جور مزاحمت محسوب میشود و در صورت شکایت زن ، پیگرد قانونی دارد و کسی حاضر نیست خودش رو تو یک چنین دردسری بندازد ،اگر از کسی خوشت آمد خودت باید زحمت بکشی بری جلو و تقاضا کنی.
حالا دارم فکر میکنم كه دور از جون من و شما ، بعد از ۱۲۰ سال سیاه ، روم به دیفال روم به دیفال تکلیف یک زن مسلمان ایرانی مستوره ی نجیب و خانوم در چنین فرهنگی چه میشود؟کسی كه در فرهنگ اصیل ایرانی رشد کرده و همیشه خلاف این ارتباط بین مرد و زن را دیده (مخصوصا در نسلی كه من بهش تعلق دارم ) و اکثر مواقع آقایان برای پیشنهاد دادن پیشقدم می شدند و نقش جنس مونس در ایجاد یک رابطه به نگاه کردن و عشوه های پنهانی و قر و قمیش آن هم از نوع ملایم محدود می شده ،چجوری حاضر میشود بلا به دور بلا به دور یک کاره بره جلو و به یک اجنبی نامسلمان پیشنهاد دوستی بدهد؟ واه واه …پناه بر خدا ! خدا خودش آخر و عاقبت همه ی ما را ختم به خیر کند.