در روایات آورده اند:
هر زنی میخواهد به خانه شوهرش برود، میخواهد بالاخره از خودش یک چیزی نشان بدهد…… فاطمه زهرا خواست که مقام معنوی خودش را به علی نشان بدهد.
روسری را بالا برد، نور پیشانی فضای اتاق را گرفت. علی برای نشان دادن معنویت عمامه اش را بالا برد، نور پیشانی علی، نور پیشانی فاطمه را تحت شعاع قرار داد. چندین بار این مساله تکرار شد تا فاطمه روسری از سر برداشت. علی میخواست عمامه از سر بردارد که پیامبر خدا دست علی را میگیرد که علی جان دیگه عمامه را از سرت برندار، اگر برداری، نور سر شما به عرش اعلی خواهد رفت و فاطمه من شرمنده میشود.
در این مورد چند نکته اساسی وجود دارد.
اول اینکه من فکر میکردم، فاطمه چادری است، نمیدونستم اهل روسری است. دختر پیامبر خدا و این بی ناموسیها!
دوم اینکه شب زفاف پدر عروس تو اتاق چی کار میکرده؟
سوم، به جز پدر عروس شاهدان دیگه ای هم وجود داشته اند یا پیامبر خدا، خودش بعدا آمده تعریف کرده؟
چهارم، نور فقط در ناحیه پیشانی بوده یا در سایر نواحی هم وجود داشته؟
پنجم- الف، در صورتی که در سایر نواحی هم وجود داشته، البسه آن قسمتها را در نیاورده اند یا نور به عرش اعلی رسیده و همه فرشته ها هم شاهد ماجرا بوده اند؟
پنجم- ب، در صورتیکه در سایر نواحی وجود نداشته، مگه خدا هم بععععععععله، عضو و غیر عضو برایش فرق داره؟
ششم، به هیچی کار نداشته باش، رقص نور را اون وسط بچسب !
هفتم، مگه خودت مادر، خواهر نداری به شب زفاف مادر، خواهر مردم گیر میدی؟
هشتم، کاش بقیه داستان هم در روایات آمده بود.

پی نوشت :
برای کسب اطمینان از فرمایشات بنده به برنامه حدیث- شبکه قرآن- ارتباط مستقیم ساری مراجعه فرمایید.