روزی، روزگاری در گذشته های نه خیلی دور یک جعبه جادویی اختراع شد که بهش میگفتند، «رایانه» . اسم دنیایی که توی این رایانه بود گذاشته بودند دنیای مجازی.
حالا این دنیای مجازی، شده دنیای واقعی ما. ناراحت میشیم، کسی نیست باهاش درددل کنیم، اینجا مینویسیم. خوشحال میشیم، باید اینجا بنویسیم. دنبال خبر میگردیم، میاییم اینجا. دوست میخواییم، از این تو پیداش میکنیم، …..
تو مترو که میشینم، خیلی وقتها آدمهایی را میبینم که پهلو به پهلوی هم نشسته اند، دارند با موبایل دنیای مجازی را میکاوند و به این دنیای به اصطلاح واقعی کاری ندارند.
میترسم نسل بعد از ما، پدر و مادر و فرزند هم از این تو پیدا کنند!