از آنجاییکه بدکارگی، مفهوم پیچیده ای است و انواع و اقسام داره و به نظر میرسه در پست قبلی همه را با هم مخلوط کردیم، لازم بود موضوع در یک فضای صمیمی شفاف سازی بشه. به هر حال من سه نوع بدکارگی میشناسم، دوستان عزیز اگر دوست دارند میتوانند انواع دیگری هم اضافه کنند.

قسم اول، آدمهایی هستند که به خاطر یک لقمه نون حلال، کار و کاسبی میکنند. از نظر من این گروه بسیار قابل احترام هستند، و نونشون هم کاملا حلال است. معمولا رضایت شغلی ندارند و درصدد هستند به محض اینکه پس انداز مناسبی پیدا کردند، تغییر شغل بدهند.

گروه دوم، معمولا بیماری روحی، جسمی یا هردو را دارند، نیاز مالی ندارند، و صرفا به خاطر لذت این کار را انجام میدهند. بعضی از این افراد، دچار «هیپر سک شو آ لی تی » هستند و بعضی هم  » اعتیاد به س ک س» دارند. متاسفانه این گروه هم از کل ماجرا لذت چندانی نمیبرند و صرفا همون موقع لذت لحظه ای میبرند و با توجه به پس زمینه های فرهنگی ممکن است دچار عذاب وجدان هم بشوند. ومعمولا هم دنبال درمان میگردند.

اما گروه سوم که به نظرم بیشتر مد نظر «ویولتا » بود، آدمهایی هستند که روح بدکاره ای دارند، اینها به اندازه دو گروه قبلی س ک س با آدمهای متفاوت را تجربه نکرده اند، مشکل جسمی، روحی و هورمونی هم ندارند ولی اصولا خودشان را هم پایبند به هیچ کس و هیچ شرطی نکرده اند. کاری که شاید من و ویولتا هیچ وقت نتونستیم انجام بدهیم. علتش هم خیلی واضح است، چون برای ما س ک س بیش از یک نیاز فیزیولوژیک مطرح بود.

اون چیزی که شاید اینجا به عنوان روسپیگری مطرح شد، نه روسپیگری حرفه ای که س ک س فقط به خاطر س ک س بدون تعلق خاطر یا تعهد روانی بود. من تجربه این نوع س ک س را بارها و بارها داشتم، با شوهرم! و نه تنها هرگز نتونستم از این نوع س ک س لذت ببرم، خیلی از اوقات احساس میکردم یک نفر، حتی اگر در شناسنامه شوهرم است و بهش تعلق قانونی دارم، داره بهم تجاوز میکنه!