یکی از ویژگیهای بزرگ غرب این است که میتونی اشتباه کنی، و کسی هم سرزنشت نکنه و تو را خنگ و احمق و بدبخت خطاب نکنه و تو هم مجبور نباشی برای ماست مالی کردن این اشتباه به انواع و اقسام دروغها، تزویرها و حقارتها تن بدی.

مثلا اینجا یک لباس میخری، و بعد متوجه میشوی رنگش را دوست نداشته ای، به راحتی برمیگردی و پسش میدهی و پولت را پس میگیری. اصلا هم لازم نیست به کسی توضیح بدهی که چرا نظرت عوض شده است.

در ایران لباس میخری، و بعد دلت نمیخوادش، خب دلت غلط کرده، مگه مغازه دار مضحکه توست؟ خب چرا از اول فکرهایت را نکرده بودی؟ خب حواست را جمع میکردی و ….  و تو مجبور میشوی داستان سر هم کنی که آخه شوهره  خوشش نیامده، اگر پس نگیری دعوا میشه، آخه پسره غیرتی شده،  اگر پس نگیری خون تو خونه راه میفته و …..

اینجا، تنبلی میکنی، اشتباه میکنی، درس نمیخوانی، واحد درسیت را میفتی ولی به آخر دنیا نمیرسی. احساس نمیکنی همه درها به رویت بسته شده، یک سال هم از زندگیت عقب نمیفتی، فقط به اندازه دو واحد عقب میفتی.

تو ایران تنبلی میکنی، درس معارف را میفتی یا مثلا تاریخ اسلام را، جد وآبادت را میارن وسط که اولا به دین بی احترامی کردی، بعد امتحان علوم پایه ات به خاطر دو واحد درس عمومی بین شش ماه تا یک سال عقب میفته. و بنابراین ناچار میشوی مادربزرگ مرده ات را باز مرحوم کنی، و یا پدرت را ببری زیر تیغ جراحی و با استاد کنار بیای.

ولی خب البته در فرهنگ ما یک سری «بهتراز ما» وجود دارند. در رابطه با این فرشته صفتان، اصولا واژه ای به نام «اشتباه» وجود خارجی نداره. هرکاری انجام بدهند صد در صد درست است و اگر تو نمیفهمی باز هم اشتباه از نفهمی و بی عقلی تو است. باشه تا به راه راست هدایت شوی قبل از آنکه هدایت کنند.