خدا رفتگان شما را هم بیامرزد، مادر بزرگم که از اولین زنانی بود که کشف حجاب کرده بود ،کتاب می خواند، فرنگ رفته بود و در زمان خودش زنی مترقی بود برایمان حکایت می کرد که در عهد شاه وزوزک روزی دیوار گرمابه ی زنانه فرو می ریزد و ولوله ای بر پا می شود و چشم نامحرم بر نسوان لخت و عور و نوه ی حاج حسن خان مرده شور می افتد و از آنجا که تاکید دین مبین بر حفظ حجاب و پوشاندن موی بر کسی پوشیده نبود آن مستورگان لنگ ها از کمر باز کرده و بر سر می کشند و سخت روی خود می گیرند و موی و صورتشان را می پوشانند غافل از آنکه عورتشان از پرده برون افتاده است.

 حالا حکایت بعضی هاست. عورت را به امان خدا ول کرده و در قید صورت مانده اند.در از لنگه از جا در آمده است و آنها به چهار چوب ها چسبیده اند و امان از وقتی که چهارچوب های زوار در رفته و فکسنی جای اندیشیدن را می گیرد . دست به چهارچوب که بزنی کلیت نظام فکری این افراد به مخاطره می افتد و برای همین هر آنچه این چهارچوبها را به چالش بکشد مثل آب در لانه ی مورچه تبدیل به سیلاب می شود و هر کدام از چهارچوب که بیفتد باقی هم دانه دانه فرو می ریزد چرا که این باور ها به جای تکیه بر منطق و خرد بر هم دیگر تکیه دارند . برای همین دست زدن به این چهار چوب ها مطلقا ممنوع است و اگر از آن عبور کنی فریاد وامصیبتای این جماعت به آسمان می رود.

برای مردم چهارچوب پرست اخلاق مفهومی دور و انتزاعی است چون باید ها و نباید هایشان به جای آنکه در وجود خودشان ریشه داشته باشد به نخی موهوم بند است.تعریف نیک و بد به جای آنکه از طبیعت خودشان سرچشمه گرفته باشد از تعالیم هزار و چهارصد سال پیش عربها می آید.گناه نکردن ازترس دوزخ است نه در آگاهی از این حقیقت ساده که هر عمل بدی لاجرم به خود شخص بر می گردد. این جوری می شود که نوشته ای در ستایش اخلاق تعبیر به هرز نویسی و ترویج فحشا و بی بند و باری می شود ولی فعلی ضد اخلاقی مثل صیغه شدن ثواب دارد و کسی آن را هرزگی نمی نامد چرا که خدا مجوز آن را صادر کرده است.این جوری می شود که کشتن مردم در روز عاشورا بی اشکال است اما سوت کشیدن در آن روز حرمت شکنی است .این جوری است که گردن زدن آنکس که چون ما فکر نمی کند جهاد در راه خدا می شود. در چهارچوب ,اخلاق از عقل انسان سر چشمه نمی گیرد و معیار های آن مستقیما توسط خدا و پیغمبروامامان تعیین می شود این مومنان به خدایی که در آسمانهاست ایمان دارند ولی به عقل و فطرت وشعور انسان که خلیفه ی او بر زمین است ایمانی ندارند.بنا بر این اگر روزی نعوذ بالله معلوم شودکه خدایی درکار نیست  سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.آن وقت ممکن است مردم حتی با مادر خود زنا کنند چرا که دلیل شان برای نخوابیدن با مادرشان توصیه های» شارع مقدس» بوده است نه عقل وحرمت های انسانی و اخلاقی . در همین راستا تعجبی ندارد وقتی کسی نجابت برایش در بکارت معنی پیدا می کند اگر بیوه شود یک محله را آباد کند چون دلیلش برای پاکدامنی در پرده ای بوده که بر افتاده است.