میگویند دین باید سه کارکرد داشته باشد: آرامش و شادی به همراه بیاورد و امید بدهد.

از خدا پنهان نیست من که در دین مبین اسلام اثری از این سه کارکرد ندیده ام. نه اینکه در قرآن، کتاب آسمانی مسلمین و مسلمات اصلا آیاتی با این کارکردها وجود نداشته باشد ولی تناقضات بدیهی که بین آیات وجود دارد و تفسیری که میتوان برای هریک از آیات روایت کرد، دست را برای سوء استفاده باز میگذارد. و سوال اساسی که برای من وجود دارد، این است که آیا میتوان کتابی را الگوی زندگی قرار داد که بنا به هر سلیقه ای میتواند دستخوش تغییر در برداشت، کاربرد و آموزش قرار گیرد؟ و اسم «معجزه » هم روش گذاشت؟

آنچه که برای من کاملا واضح و روشن شده است، این است که اسلام با محبت و مهربانی و اختیار شروع میشود، ( لا اکراه فی الدین ) و به محض قدرت گرفتن با خشونت و جبرهمراه میشود. ( حربکم ا…. )

اسلام همان آن است که جناب آقای مصباح میفرمایند مسلمانان به نام خدا، مالک مال، جسم و ناموس غیرمسلمانان هستند و تجاوز به نام خدا، راه گشای همخوابگی با حوریان بهشتی است و هم آن است که ابوالحسن خرقانی میفرماید » هرکه در این سرا درآمد نانش دهید و از ایمانش نپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جانی ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نانی ارزد.»

در این هیاهوی عقیدتی، ترجیح میدهم بیش از هرچیز به طبیعت و تفکرم تکیه کنم!