مقام شامخ زن و کرامت انسانی وی در اسلام بر کسی پوشیده نیست. شاید هیچ مکتب فکری در سراسر تاریخ چنین جایگاه رفیعی برای منزلت زن قایل نشده باشد.در احادیث اهل تسنن و تشیع  نیز بر شان و منزلت زن تاکید شده است.بطور مثال حضرت علی (ع) زنان را ناقص عقل و ناقص ایمان می نامند و خطاب به فرزند خود امام حسن‌(ع) می‌فرمایند: از مشورت با زنها پرهیز کن‌; زیرا نظر آنها به نقص و عیب است و تصمیم آنها به سستی گرایش دارد.

کرامت زن در دین مبین اسلام حد و مرزی ندارد چنانکه رسول اکرم (ص) فرمود: زن چون پیش آید مانند شیطان است و باز چون پشت کند مثل شیطان خواهد بود و به هر صوررت‌، راهزن ایمان و فریبندة انسان و منحرف کنندة دلهای مردم می‌باشد*.و در حدیثی دیگر می‌فرمایند: شما زنها اکثریت اهل جهنم را تشکیل می‌دهید. زنی پرسید یا رسول‌الله برای چه‌؟ فرمود: رأی شما کوتاه و دین شما ضعیف است‌. زنها گفتند: کوتاهی فکر و ضعف دین ما از کجاست‌؟ فرمود: دلیل نقصان فکر شما، این است که‌: پروردگار متعال‌، شهادت دو نفر از شما را به جای شهادت یک مرد قرار داده است‌. اما نقصان دین شما به این دلیل است که‌، هر ماه روزها و شبهایی می‌گذرد، بی‌آنکه مقابل پروردگار سجده کرده و عبادت او را انجام دهید*.

برخی افراد نا آگاه کراماتی از این دست را نمی فهمند و  برای شان مبهم است که چرا شهادت دو زن در برابر یک مرد است‌یا  چرا عادت ماهیانه‌، دلیل ضعف دین تلقی شده‌ است که  این ابهامات خود از نشانه های نصف العقل بودن  آنان است .درک این نکته ضروری است که  حق شهادت و قضاوت و مرجعیت ،حق طلاق و حضانت اطفال و خروج از منزل هم جهت محافظت و کرامت نهادن بر زنان  از  مسلمات سلب شده است وگرنه با این عقل ناقص  هر آینه زیر اتوبوس می رفتند و لابد انتظار دیه و ارث برابر هم داشتند.در اینجا به درستی  می توان درک نمود که چرا  وقتی پیامبر اسلام شنید که پوراندخت دختر خسرو پادشاه ایران شده‌است گفت «قومی که ولایت امر را به زنی بسپارند، هرگز رستگار نخواهند شد».*

بد نیست توجه کنیم که مقارن با ظهور اسلام در ایران زنان در چه وضع اسفناکی بودند  و فرماندهی سپاه و کشور و کارهای سخت به آنها سپرده می شد و لی با ظهور اسلام زن کرامت یافت زیرا از زنده بگور شدن دختران در عربستان جلوگیری شد. و اگر ربط این سخنان بر شما پوشیده است بر شما حرجی نیست چون با نصف عقل بیشتر از این از کسی انتظار نمی رود. جای بسی تاسف است که برخی افراد نا آگاه بدون داشتن مطالعات دینی کافی  و صرف خواندن دو  کتاب  انقدر گستاخ شده اند که  از کتاب خدا ایراد می گیرند. بی جهت نیست که پیامبر خدا فرمود:زنها را در غرفه‌های بالا جای ندهید; و به آنان کتابت یاد نداده‌، و ریسندگی و تفسیر سورة نور را به ایشان بیاموزید.*

در اسلام بر زن دوستی تاکید  بسیار شده  و حتی در روايت آمده كه آن  حضرت هنگام حجه الوداع به پيروانش چنين توصيه نمود: «زنان اختياري از خود ندارند و اسير مردانند. درباره آنها نيكي كنيد.* اگر احادیث و روایات و حکمت را قبول ندارید قران را که نمی توانید انکار کنید . خداوند متعال آنقدر برای زنان ارزش قایل بوده که سوره ای را به ایشان اختصاص داده ( نسا) و در آن صریحا فرموده است که مردان مسلط بر زنان و سرپرست ایشان‌اند چرا که خداوند برخی را بر برخی دیگر برتری داده‌است.**

در همین سوره تکریم الهی بر نسوان کامل شده و به ایشان کرامت داده شده است که کتک زده شوند : «اگر زن شما در مقام نافرماني و سركشي برآمد، نخست او را پند دهيد، اگر براه نيامد از همخوابگي محرومش سازيد و اگر باز تسليم نشد و اطاعت نكرد او را كتك بزنيد.**

البته  فراموش نکنید که در احکام فقهی برای زدن زنان که منجر به آسیب مانند کبودی بدن شود، دیه تعیین شده است و بدیهی است که کتک زدن دلیل بر توحش و خشونت نیست و به رغم آن که فقیهان حکم به تنبیه بدنی همسر کردند اما آن را مقید ساختند که «خون آلود» نباشد و «عضوی را نشکند و اثری به جا نگذارد.حتی  از نظر برخی اسلام شناسان کتک زدن می باید با پارچه بهم تنیده و یا با دست باشد، نه با تازیانه و عصا. ودر آیه ۴۴ سوره ص آمده است: «و خذ بیدک ضغثاً و لا تَحنَث؛ به ایوب گفتیم: بسته ای از ساقه های گندم ( یا مانند آن مثل شاخۀ نازک خرما) را برگیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن**.

اگر آنچه آمد و شفقت و احترامی که در لابه لای این آیات وجود دارد را نمی بینید بشارتتان می دهیم بر عذابی سخت که بر گمراهان فرو خواهد آمد ، آنانکه  چون کراماتشان را بر آنان بر شمردیم انکار کردند و شکر نعمت به جای نیاوردند:پس هر آیینه بر آنان عذابی الیم فرو افکنده شود  و در  منکران فرو رود . باشد تا  عبرت گیرند و ایمان آورند***

مراجع :

*تاریخ طبری، سیره ی ابن حشام ،صحیح بخاری

** نساء 25، احزاب 52، معارج 30، نساء 24، نحل 71، نور 33، احزاب 50، روم  28

*** خودم