اشو حکایت می کند که روزی مریدی حیرت زده به سراغش آمد و گفت:استاد، من کریشنا مورتی را دیدم که در فرودگاه کتابی از آگاتا کریستی می خواند حال آنکه انتظار داشتم  بهاگاوادگیتا  بخواند. استاد در پاسخ گفت:آگاتا کریستی در دستان وی  مقدس تر است از بهاگاواد گیتا در دستان تو

نوضیحاٌ

در پاسخ به ذهن های هرزه ی  کلیه کسانی که نوشته های  این تارنوشت را هرزه نگاری می دانند، بدون قصد مقایسه و یا تحقیر نگاشته شد. بدیهی است که بضاعت ادراک هیچ کس از شعورش فراتر نمی رود.