وقتی داشتم از ایران فرار می کردم برای دست بوسی و خدا حافظی نزد استادم رفتم. استاد به گرمی مرا پذیرفت و از مزایای سفر گفت. گفتم که این برای من بیشتر نه در حکم سفر که فرار از سرزمینی است که دوستش نمی داشتم به خاطر نامردمانش. نارضایتی اشکاری در چهره اش اشکار شد. اگر شاگرد خوبی بودم که باید می دانستم که در هیچ  زمان و مکانی بی دلیل قرار نگرفته ام و به جای فرار آن را می پذیرفتم. به آرامی گفت «هندی ها می گویند اسب هر کجا برود، گاری اش را با خود می برد».

آن روز چیز زیادی از حرفش نفهمیدم. فکر می کردم از سرنوشتی که برایم رقم خورده جسته ام و لابد چون خیلی باهوش بوده ام به ساحل نجات رسیده ام و  از این پس مانند قهرمان قصه ها  با شادی و خوشحالی زندگی خواهم کرد. گذشته هایم را هم مثل دستمال کاغذی مچاله می کنم و در آینده  آن را به فراموشی می سپارم. این روزها بعد از کلی بالا پایین شدن ، افسردگی ، دلتنگی ،در به دری، غربت و سختی می بینم که  ماجرا به این سادگی ها هم نیست. می بینم این گذشته تمام این مدت از حال برایم زنده تر بوده و علی رغم تمام ادعایم مثل آن گاو ، گاری را با خودم کشانده ام . گاهی فکر می کنم همه ی ما مقدار کاملا مشخصی از رنج  را باید تحمل کنیم  و گاری خود را بکشیم . فرق زیادی نمی کند که از کدام راه برویم و یا چقدر باهوش یا احمق باشیم. این رنج ناگزیر است. ما فقط  می توانیم شکل آن را تغییر بدهیم اما مقدار آن ثابت می ماند. برای همین هم کل زندگی این ریختی است که از هر ور بری یک ور دیگرش باد می دهد. می روی دنبال علم ، پول می گریزد. می روی دنبال پول عشق را از دست می دهی. همیشه یک چیزی را از دست می دهی و دست آخر ناراضی از پای این میز بلندت می کنند..

مدرسه که می رفتیم جا به جایی پذیری در ضرب را یادمان دادند. مثلا 3 ضرب در 1 برابر 1 ضرب در 3 است.  کاربرد عملی این قانون این است که مثلا  می توان یک زندگی درجه یک در یک کشور درجه 3 را با یک زندگی درجه سه در کشوری درجه یک عوض کرد . ولی  3 همان 3 است و هیچ تغییری حاصل نشده است. اگر این را بدانیم شاید زندگی را کمتر سخت بگیریم. راستش این است که تمام زوری که ما می زنیم آنقدر ها هم در حس خوشبختی مان تاثیر ندارد. جز آنکه موقع زور زدن ممکن است یک سری از نقاط حساس مان جر بخورد. به هر حال هم  قرار است که جر بخورد برای همین هم عرفا می گویند خردمند آن است که سخت نگیرد و شل کند که  راحت تر فرو رود باشد  تا این رنج تبدیل به لذت شود.  با خرد باشیم. با خرد باشیم