این روزها باز هم تنور بحث تکان دهنده ی زلزله تهران داغ شده و در کمال تعجب منبع این خبر این بار به جای دکتر عکاشه و مرکز ژئوفیزیک آیت اله خوشوقت از علمای صاحب نام و عارف برحق و استاد اخلاق در تهران است. در همین رابطه گفته می شود آیت اله خوشوقت چندین شب است در مسجد خود نسبت به وقوع زلزله هشدار می دهد و مردم را به خروج از تهران و دعا و توبه از گناهان دعوت می کنند.  عمه بلقیس این هفته که از نماز جمعه برگشت گفت  آیت اله صدیقی در خطبه های نماز جمعه  به احتمال وقوع زلزله در تهران اشاره کردند و تاکید داشتند که افزایش فساد اخلاقی در جامعه یکی از مهمترین دلایل وقوع زلزله در تهران است -تا پیش از این نظریه ی نبوغ آمیز تصور می شد که دلیل زلزله حرکت صفحات تکتونیک  زمین است -.ایشان از مردم و نماز گزاران خواستند برای رفع بلا دست به دعا ببرند.

نتیجه اخلاقی: از آنجا که در کشورهایی مثل استرالیا و نیوزیلند هرگز زلزله نیامده  مشخص می شود که منظور از گناه  بدحجابی و شرب خمر و زنا و اینها نیست. وگرنه تا الان بلاد کفر با خاک یکسان شده بود.

تفسیر خبر: آیت الله خوشوقت درست می فرمایند. ما خیلی گناه کاریم.اگر فرض بگیریم که  تنها یک گناه وجود دارد و آن ناآگاهی است ، گناه ما خیلی هم  سنگین است. ما به جای تکیه بر دانش بشری بر موهومات  تکیه کردیم و امثال آیت الله خوشوقت را  «عالم» نامیدیم  و دانشمندانمان را  فراری دادیم. ما هنوز هم برای شفای بیماری هایمان نذر امام رضا می کنیم و به جای درست رانندگی کردن گوسفند قربانی می کنیم و خونش را به پلاک ماشین می پاشیم و به جای کتاب خواندن ایت الکرسی می خوانیم.

آیت الله خوشوقت عزیز. ما در نهایت خوشوقتی اعلام می کنیم که گناه ما یکی دو تا نیست ، گناه ما نادانی است ، فقر فرهنگی است ،قانون گریزی است ،تنبلی است، ترس است.توبه کردن هم دردی را دوا نمی کند. درمان این درد آگاهی است.

گناه ما این است که سی سال پیش به جمهوری اسلامی رای دادیم بدون آنکه قانون اساسی اش را خوانده باشیم. بدون آنکه بیاندیشیم که ترکیب جمهوری «اراده ی ملت» و اسلام » اراده ی خدا» تناقض ذاتی دارد. ما گناهکاریم چون حقوق مدنی مان را نمی دانستیم و آن را به آسانی از دست دادیم .

ما گناهکاریم برای آنکه ترسیدیم. حقمان را مطالبه نکردیم. در سرنوشت کشورمان مداخله نکردیم. رای ندادیم و افتخار کردیم. روزی که پای صندوق ها رفتیم انقدر به قاصبان و قصابان فرصت داده بودیم که برای به خاک و خون کشاندنمان تا بن دندان مسلح بودند و ظلم و دروغ و وقاحت مثل سرطان همه جا ریشه دوانده بود.

کمترین عقوبت ما زیر آوار زلزله ماندن است  چرا که شهری را روی گسل فعال ساختیم و به جای ساختن اصولی آن بر مبانی مهندسی دستمان را به آسمان دراز کرده ایم و امیدواریم که عنایات آقا امام زمان شامل حالمان شود و زلزله نیاید.در حالیکه  ژاپنی ها که امام زمان نداشتند شهرشان را طوری ساختند که زلزله هفت ریشتری می آید و کسی آخ هم نمی گوید.

بیشترین عقوبت ما زندگی در سرزمینی است که در آن مزد گورکن از آزادی بشر بیشتر است. زندگی زیر سایه ی ترس و حماقت و فقر در سرزمینی  غنی است که پیش چشمهایمان غارت می شود و به آتش کشانده می شود. عقوبت ما دربه دری و آوراگی  و نابودی امید هایمان است. ما سالهاست که عقوبت نادانی هایمان را باز پس می دهیم و باز آن را تکرار می کنیم.

دعای آخر مجلس : بیایید دعا کنیم  زلزله بیاید. زلزله ای که باورهای کهنه و پوسیده ی جهل و خرافه را فرو ریزد و کمی تکانمان  دهد.بگذار این ویرانی ،ویران شود. شاید این بار بر ویرانه های این سرزمین  عمارتی زیبا بسازیم. با خشت و گلی از جنس شهامت ،صداقت و درستی برپایه هایی استوار بر دانش ، آزادی و روشنایی. پایه هایی که  این بارهیچ زلزله ای آن را نلرزاند….