احعتیاد چیز خوبی است. راستش را بخواهید تا الان آدم غیر محعتاد ندیده ام. ایران که بودم به کار اعتیاد داشتم. ساعت 8 یا 8:30 از خانه میزدم بیرون، تا ساعت 3 سرکار بودم و بعد یک سره یا با یک توقف حداکثر نیم ساعته میرفتم کلینک. خدا بدهد برکت، تا ساعت 11، گاهی 12 آنجا بودم. اینقدر میماندم که دیگر حتی جان تا خانه رفتن هم نداشتم. این آخریها که بعضی شبها هم در همان کلینیک میخوابیدم!!!!

اینجا که آمدم کماکان احعتیاد دارم، فقط «عملم» فرق کرده. حالا به اینترنت معتاد شده ام، به ای – میل، به جی – میل، به فیس بوک. از صبح که بلند میشوم، نه یک بار، نه دو بار، خداد بار کنترلشون میکنم.

امیدوارم به همین زودیها به «درس خواندن» اعتیاد پیدا کنم. باید یک عالمه امتحان بدهم. خدا آخر و عاقبتم را به خیر بگرداند.