با توجه به اینکه اخیرا هرچه می نویسیم عده ای معترض می شوند که این چیه نوشتی یاد حکایت پیرمرد و نوه اش افتادیم که با یک خر از دهی به دهی می رفتند. یکی گفت چرا بچه را سوار نمی کنی؟ یکی گفت پس حرمت پیر چه شد؟ یکی گفت ای وای خر زیر بار مرد. حالا حکایت ماست. سیاسی بنویسیم می فرمایید حوصله نداریم. سکسی بنویسیم یک عده معترض می شوند. خاطره بنویسیم می پرسند این دری وری ها به ما چه ربطی دارد. مخلص کلام «اینجا بشکنم یار گله داره_ اونجا بشکنم یار گله داره»

و اما جهت تنویر افکار منورتان ما وبلاگ نویسی را از عصر مزوزوییک و پیش از وجود وبلاگ آغاز کردیم  و به این کار محعتادیم.نوشته هایمان را در دفتر هایی از پاپیروس می نوشتیم و از آن زمان هم هرکه می خواند از ما متنفر می شد. لهذا مابه فحش و فضیحت شنیدن عادت داریم. در ضمن برای مخاطب نمی نویسیم که برای مخاطب بخواهیم جمعش کنیم یا پهنش کنیم یا این ور اون ورش کنیم. شاید بپرسید چرا می نویسید و آن هم با این جدیت؟ آنوقت باید گفت چون مرض داریم.در ضمن خیلی وقت است که کارهای الکی را باجدیت زیاد و کارهای جدی را سر سری می گیریم. دلایل دیگر نوشتن می تواند تنهایی بسیار زیاد ، باد فتق ،نیاز به تخلیه روانی، جنون گاوی و سیاه سرفه باشد.در ضمن وقتی آدم دیگر هیچ چیز توی دنیا ندارد  این وبلاگ تنها چیزی است که برایش مانده است و وقتی زندگی اش خیلی زیادی نکبت بار می شود  و یک وبلاگ هم دارد می تواند  قهرمان وبلاگ خودش باشد وهر روز سر خودش را شیره بمالد که این بلاها سر ویولتا می آید و نه سر خود در به درش.

علی ایحالن، اگر می خواهید همان چیزی که شما می خواهید را بنویسیم لطفا مبلغ  149.9$ استرالیا به حساب بانکی مان واریز نمایید  و موضوع پیشنهادیتان را بفرمایید که بی مایه فطیر است. موضوعاتی که می توانید در خواست کنید از ذوب در ولایت ،  فلسفه مهدویت تا روش های طبخ قرمه سبزی با لوبیا چشم بلبلی  را شامل می شود. در غیر این صورت  کما فی السابق همانطور که در سر در وبلاگ هم نوشته ایم هر آنچه از دل تنگمان در می آید می نویسیم..  !