گاهی از خودم می پرسم ما گفتگو کردن را کجا باید می آموختیم؟ در خانه هایی که بچه ی خوب حق نداشت جلوی بزرگتر ها زبان درازی کند؟ یا در مدرسه هایی که معلم ها با چوب و ترکه و تهدید و نمره بالای سر مان ایستاده بودند؟ چند تای ما شاهد دعواهای بد بین پدر و مادر هایمان بوده ایم؟ در ذهن ما اختلاف نظر با دعوا و کتک کاری و قهر پیوند خورده است. ما از آن می ترسیم و به وحشت می افتیم چون که هیچ وقت شاهد یک گفتگوی سالم که به خشونت کشیده نشده باشد نبودیم. کاری به ریشه های این داستان ندارم ،ما الفبای این زبان را هم نمی شناسیم .برای همین هم  در برابر انتقادی که به زبان طنز بیان می شود انقدر حساسیم و از آن مشمئز می شویم.طنز هم یک شیوه ی نگرش به زندگی است. چرا می ترسیم که کسی با تمسخر به باور های ما نزدیک شود؟ در کشورهای آزاد دنیا از زندگی پیامبرانشان فیلم موزیکال یا کمدی می سازند. ازچهره ی هرکس که بخواهند کاریکاتور می کشند. اصلا کارهنر عبور از این مرز هاست.چرا فکر می کنید کسی حق ندارد به باورهای شما بخندد؟.

نیچه می گوید:مخالفت کردن و پرت رفتن و ناباوری شادمانه و لذت ریش خند کردن نشانه های سلامت اند. هرچه بی چون و چرا است از مقوله بیماری است

ما نمی توانیم به آزادی بیان معتقد باشیم و بعد آن را محدود کنیم که اگر دوست داری انتقاد کنی باید به آن زبانی که ما اجازه می دهیم سخن بگویی.اگر فرصت داشتید نگاهی به لینکی که در پایین گذاشتم بیاندازید. اگر در گوگل واژه ی مذهب را جستجو کنید این لینک را در ردیف پنجم می بینید. در این جا فردی ایستاده و بارها و بارها تکرار می کند که «مذهب حرف مفت است.»او عقاید جمع کثیری از دین باوران را به سخره می گیرد. عده ای او را دوست دارند و برای شنیدن حرف هایش بلیط می خرند و در صف می ایستند. بدیهی است عده ای هم آن سوی خیابان در کلیسا نشسته اند و به سخنان کشیش گوش می دهند.. هیچ اتفاقی هم نمی افتد تا زمانی که کسی به زور دیگری را مجبور نکرده که پای سخن آن گروه مقابل بنشیند.

نترسیم ! نترسیم از اظهار نظر کردن ، از نقد شدن.از خندیدن.ما می ترسیم.چند وبلاگ را می شناسید که ادعای آزادی دارد ولی بخش نظراتش تایید ی است؟ این یعنی چه؟ یعنی نظر تو فقط زمانی حق دارد منتشر شود که من آن را دوست داشته باشم. آخر چرا؟ واقعا به این فکر کرده اید که ما از چی می ترسیم؟ اینجا مرا هرزه ، زنا زاده ؛ نطفه ی سگ  خطاب کردند . اتفاقی افتاد؟ باور کنید هیچ اتفاقی نمی افتد.هر کس نظر خودش را می دهد و گوشه ای از شخصیت خودش را به نمایش می گذارد و بس . آنچه دردناک است این است که پاسخ سخن فیلتر و باتوم و گاز اشک آور و کهریزک باشد وگرنه هر کسی اجاره ی اظهار نظر دارد. اگر هم گفته شد که اگر این جا را دوست ندارید نیایید برای یاد آوری این نکته بود که اجباری در دنبال کردن این مطالب اگر آن را توهین آمیز می دانید نیست وگرنه  هر کس می داند که رونق این خانه به حضور میهمان است. . !