دیباچه ای بر فلسفه ی خودکشی:

حاج آقا آلبر کامو می فرمایند که تنها یک سوال فلسفی وجود دارد و آن خودکشی است.لهذا  من یک بار خودکشی کردم. البته همانطور  که لابد متوجه شده اید نمردم. چرا که آدم مرده نمی تواند وبلاگ بنویسد.اگرچه آدم وبلاگ نویس می تواند در اثر نوشتن برخی مطالب دار فانی را وداع گوید و وبلاگ نویسی در ایران یکی از روش های خودکشی محسوب می شود.

خودکشی  از دیدگاه بزرگان:

پیرامون خودکشی نظرات متفاوتی وجود دارد فی المثل برخی معتقدند که این کار شهامت زیادی می خواهد و بعضی می گویند که این زندگی کردن است که شجاعت می خواهد و خودکشی کار بزدلان است.گروهی معتقدند خودکشی اعتراض به وضعیت بودن است. بعضی می گویند خودکشی تجلیل از زندگی است. صادق هدایت می گوید خودکشی تصمیم نیست و با بعضی ها به دنیا می آید.عمه بلقیس معتقد است خودکشی معصیت است.

تقسیم بندی مردم از لحاظ خودکشی پذیری:

به طور کلی مردم به دو دسته تقسیم می شوند. آنهایی که دوست دارند خودشان را بکشند و آنها که ترجیح می دهند بقیه را بکشند.

دلایل خودکشی:

بعضی ها دوست دارند قبل از مرگ یک نامه بنویسند و دلایلشان را بگویند. این کار را نکنید.  هیچ دلیلی ندارد به کسی توضیح دهید که چرا دارید خودکشی می کنید. مگر کسی از آدمهایی که راست راست راه می روند و آروغ می زنند می پرسد چرا زنده اید؟ شما چرا باید برای مردن دلیل بیاورید. خودکشی مال زمانی است که دلیلی باقی نمانده باشد.

نکات ایمنی که به هنگام خودکشی باید به خاطر داشته باشید:

یک )بعنوان یک فرد با تجربه در این زمینه  اولین توصیه ی من برای کسانی که تصمیم  خودکشی دارند این است که وقتی این کار را بکنید که حالتان خوب است و حواستان جمع است وگرنه احتمال دارد اشتباه کنید و صبح بلند شوید و ببینید بجای اینکه با اولیا انبیا محشور شده اید  سرتان گیج می رود و دهانتان خشک است و نه تنها در جناتی که تحتها الانهار است نیستید بلکه روی تخت هستید و ما تحتتان هم هنوز سرجایش است. من آن قدر آن زمان افسرده و گیج و بدحال بودم که یادم رفت نصف آن ترکیب جادویی که استاد سر کلاس سم شناسی گفته  بود و آدم را بی زحمت و بدون امکان نجات می فرستاد اون طرف  را تهیه کنم. برای موفقیت در هر کاری باید برنامه ی مناسب و مدیریت درست داشته باشید.

دو) هرگز برای لوس بازی یا به خاطر جلب توجه کسی خودکشی نکنید.  فیل مرده و زنده اش یکی است و  کسی از مرگ شما ناراحت نمی شود و ای بسا موجبات مسرت خاطر عده ای هم فراهم  شود. خودتان شاهدید که تا یک کلام نوشتم زندگی را دوست ندارم همه قطار شدن که بیا خودت رو بکش.البت این جماعت غافلند که خودکشی  با ترک کردن سالن سینما وسط فیلمی که دوست نداری کمی تا قسمتی فرق می کند.

زمان مناسب برای خودکشی:

برخلاف نظر عموم ( به ضم عین)  وقتی زندگی سخت و رنج آور می شود کسی خودش را نمی کشد. بر عکس هرچه زندگی درد آورتر می شود بیشتر به آن چنگ می اندازیم.  جوانها خیلی بیشتر از پیرها خودکشی می کنند.در جوامع مرفه آمار خودکشی بالاتر است.خودکشی در حد لامبورگینی  حرکت لوکسی است.از این رفاه لذت ببرید. شما آدم لوسی هستید وگرنه از این غلط ها نمی کردید. کسی ( به فتح کاف) که زیر بار مشکلات مچاله شده یا بیمار و افسرده و بی انگیزه است خودش را نمی کشد. یادتان باشد فقط کسی که زنده است می تواند خودش را بکشد.

متد های خودکشی:

آدمها را از روی نحوه ی خودکشی می توان به چند گروه تقسیم کرد:
1) افرادی که از وسایلی مانند قیچی ، سوزن ، میل بافتنی و سوزن استفاده می کنند روحیه ی خلاقی دارند و اگر زنده می ماندند خیاط ، شابلون زن و یا چرخکار ماهری می شدند.

2) تمایل به استفاده از چاقو، کلت کمری ، مسلسل و کاتیوشا در افرادی است که یک جور مردانگی و صراحت و خشونت ذاتی دارند.این گروه می توانستند یک بسیجی  یا یک قاتل بالفطره باشند.

3)افرادی که با خالی کردن  پیت نفت یا بنزین یا حلال ها ی آتش گیرنده خودسوزی می کنند آدمهای پدرسوخته ای هستند . اقلب آنها شاعر مسلک و رومانتیک هستند و دوست دارند مثل پروانه بسوزند .

4) پریدن از مکان های بلند نظیر برج میلاد در افرادی که عاشق حرکات نمایشی و جلب توجه هستند  بیشتر دیده می شود. این گروه فکر می کنند این حرکت پرواز گونه بسیار زیباست ، و فراموش می کنند که در نهایت مثل یک گونی سیب زمینی پخش زمین می شوند و صدای بسیار مضحکی را ایجاد خواهند نمود . از طرفی این افراد آدمهای بی مسولیتی هم هستند چون هرگز فکر نمی کنند که ممکن است روی سر و صورت عابران بی گناه بیافتند و در اثر این حرکت خود خواهانه باعث شکستگی گردن مردم شوند.

5)آنهایی که با قرص خودکشی می کنند آدمهای پیش پا افتاده و بی خاصیتی و متوسط الحالی هستند.

6) آنهایی که با نفتالین ، سوسک کش ، پیف پاف ، بایگون ، امشی خودکشی می کنند از ااعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند و یحتمل در کودکی مادر آنها با مگس کش توی صورتشان زده و این باعث ایجاد یک نوع بحران هویت و عقده ی خود کم بینی در آنها شده است .این نوع خودکشی معمولا در طبقات فرودست جامعه و دهک های پایین معیشتی دیده می شود. شکل پیشرفته تر آن خودکشی با اکس ، اس میرنوف  و ویسکی با ماست است..

7) خودکشی با داروی نظافت در آدمهای اهل جنایت و کثافت شایع تر است.

8)گاز را آدمهای خاص دوست دارند. آدمهایی که معمولا جور دیگری فکر می کنند.همان وصله های ناجور با شکوهی که مگس این چاهک مستراح نیستند.

9) تیغ  و غرق شدن در دریا مال آدمهای نازنین و حسابی است. من عاشق این جور آدمهام.

نتیجه گیری:

این نوشته هیچ نتیجه گیری اخلاقی ندارد.