دم در عطسه می کند، همه می گن عافیت باشه! خودش بر می گردد و می گوید صبر اومد. ما می خندیم اما خیلی جدی است.بر می گردد توی خونه و می گه باید صبر کنم. ما مردد و بهت زده نگاهش می کنیم اما شوخی نمی کند. شانس میاریم که یک بار دیگه عطسه می کند. می گوید جختش هم اومد. روسری اش را سر می کند و می رود.

ایشان دختر خاله ی من است،لیسانس علوم سیاسی  و سالها در آمریکا زندگی کرده است

خیابان شلوغ است و ماشین ها در یک خط ممتد پشت سر هم  و به کندی حرکت می کنند،  با کلافگی به ساعتم نگاه می کنم. می گوید خیالت راحت! من به موقع می رسونمت و می زند توی لاین مقابل که خالی است ماشین هایی که از جلو می آیند بوق و چراغ می زنند از خجالت توی صندلی فرو می روم.قهقه می خندد و می پیچد توی ورود ممنوع و چراغ را رد می کند . وقتی به موقع می رسیم دم در خانه ی دوستم فاتحانه  می گوید دیدی؟

ایشان همسرم هستند اقای اصغر 38 ساله مهندس  ،تحصیل کرده و روشنفکر

زنگ می زنم و می پرسم مگر شما برای جلسه ی با مدیر عامل ساعت 2 وقت نداشتید؟می گوید خانوم  دکترمثل اینکه شما تو تهران زندگی نمی کنی؟ تو ترافیک گیر کردم. می خواهم بگم پفیوز نیم ساعت زودتر میومدی بیرون. ساعت 2 :20 می رسد. زنگ می زنم منشی مدیر عامل می گوید :واای! ببخشید دکتر توی جلسه هیئت مدیره هستند جلسه دیر شروع شد  و معلوم نیست کی تموم بشه بهشون بگین برن بعدا بیان. با خودم می گویم نه زمان را درد کسی نه کسی را درد زمان!

ایشان  دومدیر عامل  دو شرکت غول هستند که قرار است استانداردهای بالای کیفی را در صنعت اجرایی کنند

میگم من دلم میخواهد درس بخونم و فلان رشته را بخوانم و بعد در فلان جا کار کنم و اگر شد فلان حرکت را انجام بدم و …نگاه عاقل اندر سفیهی می کند و می گوید اما توجه داشته باش که همه چیز دست خداست. اگر خدا بخواهد میشه و اگر نه هم که هرکاری بکنی نمیشه

ایشان  آموزگارم هستند. تحصیل کرده و در جایگاه رفیع تعلیم و تعلم

.

.

خرافه پرستی ، قانون گریزی، مصلحت طلبی ، بی برنامگی و عدم پای بندی به زمان، دروغ گویی، تزویر ،تنبلی، اعتقاد به نیروهای ماورا طبیعی و اینکه یک چیزی به جز تلاش خودت زندگی ات را خواهد ساخت، شما چند مورد به این لیست می توانید اضافه کنید؟شما چند مورد از این لیست را در خودتان و یا اطرافیانتان می بینید؟ فکر نمی کنید که همین ویژگیهای ما در ابعاد بزرگ تر تبدیل به همین حکومتی می شود که بر ما حکم می راند؟ فکر می کنید که چنین حکومتی برای مردم سوئد قابل تصور است؟ فکر می کنید لیاقت ما خیلی بهتر از آنی است که بر ما می گذرد؟ من که شخصا هر روزی که می گذرد بیشتر به این نتیجه ی وحشتناک می رسم که  لا اقل در مورد خودم این طور نیست.