از استثناها بگذریم، سالها قبل مقاله ای در یک از نشریات انگلیس چاپ شد با عنوانی به این مضمون که » آیا مردان اروپایی با فرهنگتر از مردان خاورمیانه هستند؟ » و صد البته پاسخ منفی بود.

در این مقاله که به خصوص به خشونت خانگی پرداخته بود، مشخصا قید شده بود که آنچه باعث میشود یک مرد اروپایی از قوای بدنیش برای تنبیه یک زن استفاده نکند، نژاد یا محل تولد یا حتی تحصیلات نیست. قوانینی است که در کشورهای اروپایی در حمایت از زن در مواجهه با خشونت وجود دارد.

در آمریکا اگر زنی از مردی به دلیل اعمال خشونت شکایت کند، حتی اگر بلافاصله شکایتش را پس بگیرد، قوانین آنچنان به خدمت این آقا میرسد که ایشان هوس میکند به وطنش برگردد. در این حالت پرونده از حالت خصوصی خارج میشود و در اختیار مدعی العموم قرار میگیرد و یک تسویه حساب شخصی به منزله یک جرم اجتماعی تلقی میشود. برای همین هم آقایان به هنگام عصبانیت فرار را بر قرار ترجیح میدهند و در حالیکه از شدت خشم میلرزند، برای هواخوری از خانه خارج میشوند.

تا آنجاییکه من دیده ام، قوانین در این کشورها به نحوی طراحی شده است که همه مجبور باشند به یکدیگر احترام بگذارند، همه مجبور باشند خقوق یکدیگر را رعایت کنند. شاید اگر فضای اجتماعی این کشورها مشابه ایران یا افغانستان بود آنوقت نه تنها در تنبیه زنی که از خانه فرار کرده است، بینی و گوشهایش را میبریدند که زنده به گورش هم میکردند.

من هم مثل خیلیها فکر میکنم بهتر است انسانها آنچنان متمدن و فرهیخته شوند که بدون نیاز به قانون، خودشان حقوق یکدیگر را رعایت کنند ولی تا رسیدن به این فرهیختگی ترجیح میدهم در جایی زندگی کنم که قوانین حداقل حقوق شهروندی را برایم فراهم کند.