انواع بلوغ

بزرگان – البته نه به بزرگی روبر برسون- بلوغ را هفت قسم شمرده اند:

اول، بلوغ رایی که رابطه مستقیمی دارد با اینکه رییس جمحور مهبوب و منتصب ( بر وزن منتخب) به چه میزان افزایش ناگهانی آراء احتیاج دارد و از 15 سال تا 18 سال میتواند متغیر باشد.

دوم، بلوغ شناسنامه ای و آن زمانی است که از مدرسه محل تحصیل گواهی عکس دار میبرید به اداره ثبت و شناسنامه شما عکس دار میشود و از این پس هویت مصور پیدا میکنید.

سوم، بلوغ گواهینامه ای که کشور به کشور متغیر است. در آمریکا 16 ساله بالغ میشوید، در ایران 18 ساله، در عربستان سعودی اگر زن باشید هیچ شانسی برای این بلوغ ندارید.

چهارم، بلوغ جنسیتی، منطقه ای، مذهبی. این نوع بلوغ مخصوص دختران مسلمان ساکن کشورهای «با دین رسمی اسلام» مانند ایران، پاکستان یا افغانستان است. در این کشورها دختران در سن 9 سالگی شایسته شوهرداری و مادر شدن هستند ولی معمولا در سایر فعالیتهای اجتماعی چنین شایستگی را به دست نمی آورند. پسرها در سن 16 سالگی به چنین افتخاری دست پیدا میکنند. ناگفته نماند که گاهی نیز حتی گذر از پنجاه سالگی هم یک زن را لایق انجام فعالیتهای سنگین و پرمسولیتی مانند رای دادن نمیکند.

پنجم، بلوغ ظاهری است. زمانیکه آتشفشان جوشهای صورت خاموش شده، پوست کمی شفاف تر میشود، صدا از حالت خروسی خارج میشود. در این مرحله فرد دوره بلوغ را با موفقیت پشت سر گذاشته است. البته در برخی خانواده ها، شرط پذیرفته شدن در  دانشگاه از ملزومات به رسمیت شناختن این نوع بلوغ است.

ششم، بلوغ کاذب، زمانی که فرد به درجه ای از اعتماد به نفس میرسد که با دیدن سه صحنه از یک فیلم یا خواندن سه صفحه ازیک کتاب به خودش اجازه میدهد راجع به تمام شخصیتهای داستان و نویسنده و کارگردان به شکل کاملا کارشناسانه و فنی قضاوت کند.

هفتم، بلوغ تلخ، وقتی رخ میدهد که بارها و بارها شکست را تجربه میکنی، نامردی و نامردمی را مزه مزه میکنی و کم کم به این نتیجه میرسی که دنیا، جهنم است، خوبی وجود ندارد و عشق افسانه ای بیشتر نیست و محبت فقط یک واژه است که در شعرها و داستانها استفاده میشود. البته برخی از صاحب نظران این مرحله از تعالی انسانی را «پختگی» نامیده اند.