تلویزیون روشن بود و داشتم با تلفن حرف می زدم که برای اولین بار  آن صحنه ی عجیب را دیدم. همان صحنه  ای که بعد ها تبدیل به یکی از تم های تکرار شونده ی این دهه شد:هواپیمایی که توی  برج های دوقلوی سازمان تجارت جهانی نیویورک فرو رفت و دنیا را در بهت و حیرت فرو برد.واکنش اولیه ی بیشتر ما  به نحو رذیلانه ای خوشحالی بود. آمریکا انقدر منفور هست و با آتش افروزی در همه جای دنیا این را نشان داده که اگر گوشه ای از این آتش به دامن خودش بگیرد جگر کسی آتش نگیرد. دوستها ی من از هندی و پاکستانی و حتی اروپایی  همه در این احساس شریک بودند. فکر کنم به جز خود آمریکایی ها هیچ کس در دنیا از این اتفاق زیادغمگین نشد.

اما سر گنده ی جریان زیر لحاف بود .ما خیلی خوش باور بودیم. یازده سپتامبربرای همه ی دنیا خیلی گران تمام شد و همه ی ما تاوانش را پس دادیم

کمی بعد  خبر ها نشت کرد و اسم القاعده و اسامه و … به گوش رسید . همه چیز شبیه سناریویهای تخمی همیشگی فیلم های هالیوودی بود. من که هنوز هم  نتوانسته ام این قضیه را قورت بدهم.یک جای کارش می لنگد. اینکه بی خود و بی جهت از این سر دنیا چنین حرکت دقیقی طراحی شود، اینکه پشت سر این ماجرا فقط چهار تا عرب ریشو باشند .همان قدر که معتقدم که ایرانی به تنهایی یک افتابه هم نمی تواند بسازد ، معتقدم اسامه بن لادن یا هیچ ننه قمر دیگه ای هم بدون نقشه و هماهنگی جهانی سر خود چنین حرکتی را نمی توانست به سامان برساند و این واقعه عظیم تر از آنی است که فقط کار یک گروه تروریستی باشد.

به هرحال ،کلمه ای به نام تروریسم  وارد زندگی روزمره ی مردم شد. ترس و وحشت و هراس و حس نا امنی در دلهای نازنازی شهروندان غربی جا باز کرد. دولت ها  هم آب روغنش را زیاد کردند و با تقویت این حس نا امنی حقوق اولیه شهروندانشان را زیر پا گذاشتند.حریم خصوصی مردم از میان رفت. اجازه ی شنود مکالمات شخصی، دوربین های مدار بسته  در ایستگاه ها، صف های طولانی بازرسی هنگام ورود به هواپیما تبدیل به چیزی عادی شد. به بهانه ی ایجاد امنیت ، آسایش و ازادی مردم از میان رفت. حکومت آمریکا با کمترین بها  موتور تبلیغاتی اش را به کار انداخت  و ترس  و نفرت از اسلام را در دل مردم کم سواد و مک دونالد خورش جا انداخت و به راحتی از آب گل آلود ماهی گرفت .منطقه خاور میانه را تبدیل به قرار گاه نظامی اش کرد؛ جنگ افغانستان، جنگ عراق  و همه ی اتفاقات بعدی با استفاده  از شستشوی اذهان عمومی به راحتی آب خوردن انجام شد  و هنوز هم در حال انجام است. هرچه باشد  ما تروریست بودیم و آمریکا برای برپایی صلح باید با تروریسم می جنگید.ناوهای جنگی و قرارگاه های نظامی خاور میانه را گرفت.خلاصه نه چک زدیم  و نه چونه عروس اومد تو خونه!

این که این که اقدامات به سود چه کسانی شد ، نیاز به نبوغ سیاسی  خاصی  ندارد. شرکت های نفتی ، شرکت های اسلحه سازی، بانک ها و خیلی از قدرت ها از این جریان سود بردند .بازندگان اصلی داستان هم مثل همیشه مردم عادی دنیا-چه در غرب و چه در شرق-  بودند.در 11 سپتامبر این فقط برج های دوقلو نبود که فرو ریخت. در این روز مناسبات قبلی حاکم بر دنیا فرو ریخت و دنیا دیگر هرگز مانند سابق نخواهد شد.امروز را به یاد داشته باشید. دنیا همیشه جای گهی بود ، اما  11 سپتامبر، روزی است که سیفون دنیا را کشیدند