شنبه..اول هفته را با فیلتر اغاز کردیم و این نشان از هفته ای پرنشاط برای اذناب ابدارخانه بود کم کم خودمان هم داشتیم از این بی فیلتری به خودمان شک میکردیم  که نکند ما هم جزء برادران ارزشی و مخ لس بسیجی باشیم ..که بحمدالله شکمان به یقین تبدیل شد.

 

یکشنبه..ویولتا پرو پرو پاشد رفت استریپ بار ..یک اقای نیمه محترمی هم دستش رو برد جایی که  نباید می برد . البته بنده معتقدم اگر ان اقای نیمه محترم می فهمید با این تتاول  یک هفته چه بروز این وبلاگ می اورد دستش را در شلوار و یا جای دیگر خودش می کرد .اما بس که بیشعور بود کرد کاری که نباید میکرد

 

دوشنبه .. درراستای حمله و تجاوز اشکار به حریم امن اندرونی توسط دولت استرالیا.. پرچم های وبلاگ  به حالت نیمه افراشته درامد و مردم خشمگین با حضور در خیابان ضمن محکومیت این حرکت غیر انسانی  به سردادن شعارهایی در حمایت از پروپاچه ویولتا پرداختند. در همین رابطه مردم فهیم و همیشه در صحنه با دیدن هر بانوی  مو بوری  دست خود را تا مفرق درون پاچه او میکردند

 

سه شنبه.. لولیتا  طی مقاله ای بمناسبت هفته* نیروی انتظامی و باتوم درمانی *  به بررسی اقتدار پلیس در مملکت پرداخت .طی این مقاله مشخص شد پلیس ما از بس اقتدار دارد  که اگر زن تنهایی از ساعت 8 شب به بعد در خیابان دیده شود امکان دارد نه ماه بعد با بچه ای در بغل به خانه برسد

 

سه شنبه..در این روز در اندرونی پست های کلیدی مملکت توضیع شد و هر ننه قمری یکی از مناسب کلیدی مملکت را در دست گرفت. در همین راستا عمه بلقیس بعنوان کارشناس ابیاری گیاهان دریایی در حوزه کاراییب  شناخته شد.

 

چهارشنبه.. این بریجیتا رفت مهمانی و یک کولی بازی راه انداخت که بیا و ببین که چرا در این مملکت به من بیوه  زن تنها محل سگ نمی گذارند یا اگر محل میگذارند میخواهند اهل محل شوند. خلاصه انقدر ایشان زنجموره  زد و جیغ جیغ کرد که قرار شد از این به بعد مردان با دیدن بیوه زنان محترم ایشان را درسته قورت ندهند و اول دستانشان را بشورند و بعد ایشان را هلو تو گلو کنند

 

پنجشنبه..دراین روز ویولتا به بررسی روح لطیف و شاعرانه خود پرداخت در این بررسی مشخص شد که ایشان کلا روان و مزاجشان پاک پاک  است و اصلا و ابدا رگه هایی از مازوخیست و سادیسم درشان دیده نمی شود .  البته ان عزیزانی هم که مورد لطف ایشان بودند و در بازی هایشان شرکت می نمودند الان در تیمارستان عبدل اباد در حال مداوای خود می باشند که در این ضمینه هم جای هیچ نگرانی نمی باشد.

 

جمعه.  این اسکارلت یه مقاله خوشگل خوشگلی نوشت و کلی کلمات ناز و مامانی ردیف کرد که هیچکس جز خودش نفهمید برای چه نوشته. البته اگاهان گفتند این مقاله در مورد اصغر و تکرارزدگی و میز صبحانه  بود که مشخص شد اگاهان هم از نفهمی ذاتی رنج میبرند

 

جمعه2.. شاید این جمعه بیایی …… سامنتا پس کجایی..