خواب می بینم… خوابهای  سیاه سفید ،خوابهای من رنگی نیست.  بعضی ها خواب های رنگی می بینند. آبی فیروزه ای  یا نارنجی رنگ آسمان به هنگام غروب را خواب می بینند . من هیچوقت رنگ را در خوابم حس نکردم. رنگ ها کی از خواب من  گریختند؟

خواب می بینم….خوابهای عجیب غریبی که یادم نمی ماند.خوابهایی که کنه می شوند وهی خودشان را تکرار می کنند. مثل  خواب سقوط ، خواب گیر افتادن در اسانسور، خواب آماده نبودن برای امتحان..

خواب می بینم… خواب خانه می بینم، «خانه «در خوابهای من  محور اصلی است . بیشتر خواب خانه ی مادر بزرگم را می بینم ، همان خانه ی کلنگی با نمای آجر بهمنی و حیاط قدیمی و حوض و درخت گیلاس. گاه گداری اما خانه های دیگری هم در خوابم می آید.خانه های عجیب با پلکان های تو در تو، خانه هایی که  در داخل سالنش درخت های کهنسال روییده و روی دیوارهایش پر از پیچک است. خانه هایی با معماری سبک باروک و یا خانه هایی که شبیه دژ های قدیمی است. در خواب از پله ها بالا می روم و درها را می گشایم و گوشه کنارش را کشف می کنم. هیچ کدام از این خانه ها اما خانه ی من نیست و من حتی در خواب هم این را می دانم.

خواب می بینم….  خواب عجیبی  که مدام  تکرار می شود و کلافه ام کرده است .به من خبر می رسد که مالک خانه ای هستم که از وجودش بی خبر بوده ام. واکنش من توی خواب شگفتی و شادی و حیرت است،  یادم می افتد که من مدتها پیش برای خودم خانه ای ساخته بودم و در طول زمان آن رافراموش کرده ام. خدا را شکر می کنم  که آن خانه هنوز آنجا هست و احساس امنیت می کنم، وقتی با خوشحالی از خواب بیدار می شوم حالم به نحو وحشتناکی خوب است

این خواب چه چیزی را می خواهد به من بگوید؟ این خانه ی امنی که من برای خودم ساخته ام و بعد ها آن را به دست فراموشی سپرده ام کجاست؟ چرا درست الان که از خانه ام دورم و احساس بی خانمانی می کنم سراغم می آید؟  اصلا خانه کجاست؟ خشت و گل است؟ سند منگوله دار  است؟ دنگی از خاک است؟ عرصه و عیان است؟ جایی است که در آن احساس امنیت می کنی؟ جایی مثل خانه ی مادر بزرگ که می توانی در آن بازی کنی، بخندی، خودت باشی و بدانی که اگر زمین خوردی همیشه مادر بزرگی هست که  سر زانو هایت دوا گلی بگذارد؟

شاید  خانه برای من امنیتی است که این روزها از دست داده ام. حس گرمایی است که رفته است. اما این خواب لعنتی تکرار شونده مدام دارد به من یاد آوری می کند که این خانه جایی هست و کلیدش در جیب من است. به من نهیب می زند که این خانه  مال من است و من  آن را  فراموش کرده ام  . سند کدام خانه ی فراموش شده به نام من است؟ آن خانه  کجاست؟