پدرم  فرانک سیناترا گوش می داد و گوشم با موسیقی ایرانی آشنا نبود-هنوز هم نیست-برای همین هم تعجبی ندارد اگر اولین آهنگی که برایم خاطره ساز شد سلف کنترل باشد.ده ساله هستیم و توی حیاط با پسر دایی ام دوچرخه سواری می کنیم که محبتش گل می کند و نوار لورا برانیگان را مثل یک امانت مقدس کف دستم می گذارد. به خانه که می رسم با اشتیاق نوار را توی ضبط می گذارم . آن طرف نوار big in japan را ضبط کرده که مزه ی آدامس بادکنکی می دهد و صد بار گوش می دهم و وارد دنیای پاپ دهه ی هشتاد می شوم ..

از دیسک و سی دی و آی پد خبری نبود. نوارهای کاست بود و دیگر هیچ، همین نوارها هم با کلی مکافات گیر می آمد و غیر مجاز بود. تکثیرش هم برای خودش عالمی داشت.دو تا ضبط صوت را رو به روی هم می گذاشتیم طوری که اولی پخش کند و دومی ضبط کند . نفسمان در نمی آمد چون تمام صداهای پس زمینه هم ضبط می شد و اگر ماشین پلیس آژیر می کشید یا تلفن زنگ می زد  یا کت شلواری توی کوچه فریاد می کشید کریس دی برگ فیت آقا زینال در استودیو ساخته می شد و کل زحمت های ما را به باد می داد.عاشق مدونا و مایکل جکسون و کیم وایلد بودیم و توی مدرسه عکس هایشان را یواشکی رد و بدل می کردیم. فیلم های راکی نگاه می کردیم و فکر می کردیم قرار است چشم ببر را از کاسه در بیاوریم و عین خود سیلوستر ستالونه بر قله های افتخار بجهیم

دوران راهنمایی دوران آهنگ های رومانتیک و ولو شدن روی تخت و فکر کردن به پسر همسایه بود. پنجره ی اطاقش رو به پنجره ی من باز می شد و صدای آهنگ Hello را بلند می کرد تا من بشنوم و از شدت هیجان پشت پنجره قلبم مثل یک گنجشک گیج بزند. ته کوچه اسمم را با گچ روی در و دیوار نوشته بود و هربار امد جلو فرار کردم و تمام راه را تا خانه دویدم ولی برایش آهنگ مدرن تالکینگ می گذاشتم و صدای آهنگم را آن قدر بلند می کردم تا مادرم از پایین داد می زد دختر جون کمش کن!کرشدم!میخوای پاسدارا بریزن تو خونه؟؟

دوران دبیرستان  پدیده ای به نام ضبط دو کاسته وارد بازار شد ( بعضی انواعش دیسک هم می خواند)حالا براحتی نوارها را تکثیر می کردیم.ویدیو هم بود و شوی خیلی از خواننده ها را داشتیم وآها و ساندرا  و سابرینا و سامانتا فاکس را می شناختیم. اما چیزی کم بود. این موسیقی تجاری و بازاری بود.چیزی لازم بود که اساس فکری ما را دگرگون کند و یک پله بالاتر پرتابمان کند..

تمام خاطرات من با موسیقی پاپ و راک و بلوز پیوند خورده بود اما فقط وقتی با پینک فلوید آشنا شدم عظمت  راک  را درک کردم.تازه فهمیدم که راک انواع و اقسام دارد و راک  سایکدلیک و متال و هارد و…. آلترناتیو را کشف کردم . راک در لغت یعنی چیزی که تکان می دهد و  باورهای کهنه را زخم می زند. راک تنها شکلی از موسیقی نیست بلکه واکنشی عصیانی در برابرجهانی است که دوستش نداریم. فهمیدم که آن سه گانه ی مقدس گیتار باس و لیید و درامز می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند- برای همین هم متن موسیقی پینک را wordرا می گویند و آن lyrics نمی دانند – و بزرگانی مثل لد زپلین و جیمی هندریکس و جیم موریسون چه اعجوبه هایی بودند ، رولینگ ستونز از کدام سیاهی می گفته  کورت کوبین ساختارهای مرسوم آکوردهای گیتار را چطور در آهنگ هایش شکسته و مردی که دنیا را فروخته است از کدام دنیا می گوید.

نیچه می گوید زندگی بدون موسیقی چیزی کم داشت. من با نیچه هم عقیده ام.راک آلترناتیو موسیقی نسل من است. صدای نعره ی نسلی که سرگشتگی اش را روی سیم های گیتار الکتریک فریاد می کند.نسلی که از نوار مغناطیسی تا بلو-ری را به چشم دید ه است .راک زبان مشترک احساسات ؛ سرخوردگی ها، خشم  یک نسل است.  نسلی که  موسیقی اش زیر مارش نظامی و صدای نوحه ی آهنگران گم شد و  آرزوهایش مثل آن سکانس محشر  در باران نوامبر شسته شد.موسیقی راک  رشته ای است که  این نسل  سرگشته را به هم وصل می کند .نسلی که با ترس ، حسرت و تنهایی خیلی خوب آشناست…

پی نوشت:لینک بعضی آهنگها را در متن اضافه کرده ام چون این نوشته  با موسیقی هایش معنی پیدا می کند. به هرحال ادای دین من است به موسیقی راک .اگر دوست داشتید فهرست مرا با موسیقی هایی که دوست دارید کامل کنید. لینک بگذارید یا نام آلبوم رابنویسید وبا این رشته به  این نوشته وصل شوید..