گفت معتاد میشی

گفتم تو نیستی؟

(نگاه عجیبی کرد و)گفت نه..معلومه

خندیدم …زهر خند

*********

وقتی رفت دلم میخواست بمیرم کاش ترسو نبودم تا… دوستش داشتم اما طاقت تقسیم محبتش را نه…. پس در را بست و رفت.روزی زنگ زد و گفت بیا فلان محضر…رفتم

تمام شد

*******

دکترم گفت افسردگی ..دارو…. تنها نبودن

یا احمق بود یا میخواست نصیحت کند ..چه فرقی میکند؟؟  احمق بود

********

دختر……اعتیاد…. فساد؟؟

چه ربطی به فساد دارد؟ نمیخواستم که برم کاسبی برایش

*****

گفت انتخاب کن

افسردگی؟

فراموشی و ابزارش

فراموشی بهتر بود  هرچند …

رفیق بد نبود میدانست اگر همینطور بروم یا جنون است یا  مرگ

اینطور راحتتر می میرم بی درد تر ..بی فکر…بی فکر

*****

شنیدم مستی و نشه گی یک حال را دارد ….دارد؟

دود را بیرون میدهم ..دیگر برای کی چی مهم است…………. ادم زنده دلخوشی میخواهد  نه؟

وقتی عزیزترین داشته هایم را از دست دادم دیگر چه فرقی میکند

بگذار بگویند  مهنس بود ..پولدار بود… دختر بود…..

معتاد بود

دیگر فرقی می کند؟

 

نه

 

 

پی نوشت : لطفا شعار ندهید