چند وقت پیش مسعود مشهدی در وبلاگش کار عجیبی کرد. عکسش را برداشت و گذاشت وسط وبلاگ.من نمی دانم چه چیزی می تواند باعث شود که یک وبلاگ نویس چنین حرکتی کند. به هر حال این کار مرا به فکر فرو برد. به اینکه هر کدام از ما یک تصویر ذهنی ایجاد می کنیم. مثلا من خودم هر کدام از شما را یک شکلی مجسم می کنم. مثلا گیتی موههایش تاب دارد و هما لاغر است و ناشناس اصلی شکم دارد. این تصویر می تواند به واقعیت نزدیک باشد می تواند هم نباشد. اما یک چیزی را نشان می دهد . به نظر من این تصویرهای ذهنی عکس روح ما ست. یا لا اقل آن سویه ای که به هم نشان می دهیم اگر شکل داشته باشد همانی است که دیگران ناخودآگاه تجسم می کنند.

راستی شما  ما را چه شکلی می بینید؟ سامانتا چه شکلی است ( البته این لو رفته چون سامانتا شبیه عکس سر در بلاگ است خیلی زیاد) . ویولتا چه ریختی است؟ دراز است کوتاه است؟ خپل است؟ چجوری لباس می پوشد ؟ رسمی ؟ لختی ؟یا  کولی وار؟ من چی؟ ( می دونم حتما میگین شبیه مادر فولاد زره) اسکارلت هم که با این توصیفاتش من را یاد ممه می اندازد. ( اگه ممه است پس چرا این همه است؟) بربجیتا چی ؟ خیلی دوست دارم بدونم تصویر روح ما برای شما چگونه بوده است. یک وقت دیدی ما هم مثل مسعود مشهدی عکس هایمان را گذاشتیم وسط بلاگ. راستی دوست دارید ما را ببینید؟.  .