یک ضرب المثل هندی می گوید » عزیمت کرداهه زحمت با در بی محبت لالا نهی نهی» یعنی وقتی می ری بی زحمت لای در را ببند.
 دلیل این امر به اعتقاد برخی مورخان به وفور مگس در هند بر می گردد و چون کسی در را باز بگذارد ورود انواع حشرات ریز پشه ی مالاریا (آنوفیل ) و گاه حتی خود فیل محتمل می باشد.
بطور کلی «بستن در پس از رفتن «در تمام فرهنگ ها و زمان ها سنتی پسندیده است تا جایی که حتی بر لزوم آن بیش از «باز کردن در پیش از آمدن » تاکید شده است. بطور مثال در سونا ی بخار پشت سر هر کس که خارج می شود داد میکشند : در رو ببند.
اشارت بستن در پس از خروج به نکته ی روانشناختی ظریف تری هم اشاره دارد. کنفوسیوس جایی گفته است « هیچ کس کسی که می رود را دوست ندارد.» این می تواند ناشی از حسادت ؛ رقابت یا این احتمال باشد که از اول هم کسی کسی را دوست نداشته و با رفتن هر کس جای سایرین باز تر می شود و چون هر آن بیم آن می رود که آنکه رفته است پشیمان شده و باز گردد پشت سرش می گویند : در رو ببند
زبانشناسان می گویند ریشه ی کلمه ی در به در شده که یک دشنام رایج است از همین جاست و اشاره به کسی است که وسط در ایستاده و نه می رود و نه می آید.که در تمام مذاهب امری مذموم می باشد.
ابو حنظل خظعفی از شعرای عرب رساله ای در باب ابواب دارد «خیر الابواب مقفولتن، خیر المخروج مقتولتن» که اشارتی شاعرانه به وداع است که بهتر است پشت سر کسی که می رود نه تنها در را قفل کنی بلکه او را به قتل برسانی تا رسم وداع را به درستی به جای آورده باشی.در حدیث است که بستن در برای آنکه می رود هم مستحب است و فرد رونده با بستن در خود را از70 بلا من جمله پرتاب سیب  وچاقو و شنیدن غیبت های باز ماندگان مصون می دارد.احتیاط واجب آن است که از گذاشتن کلید زیر گلدان خود داری شود و با پای چاپ خارج شده و به هنگام عزیمت دعای ابو حمزه را ۳ بار خوانده به درب فوت کند.*
* رساله ی تتمه الباقی جلد سوم  به نقل از خودش،جای دیگر