خدمت شما عرض شود چندروز پیش رفتم بانک تا طبق سنوات گذشته برای یکی از فامیل که دربلاد کفر مشغول تحصیل علم است پول بفرستم .پدرو مادر پیری دارد که از انجام اینگونه امور عاجزند و چون کلا ادم باسواد و گوش مخملی در فامیل جز من نیست چند سالی است یک یا دوبار پول های نازنین را میگیرم و می برم بانک روانه می کنم برای ان کره خر که عالم شود .البته کلا من نمی فهمم مثلا دانشگاه ازاد واحد ممسنی چه فرقی با دانشگاه اکسفورد دارد ، کما اینکه اگاهید وزیری داشتیم که خدا بیامرز مدرک اکسفورد هم داشت اما با لگد از وزارتخانه پرتش کردند وسط کوچه که پخش و پلا شد که باید با کاردک از زمین جمعش میکردی و همین هم شد که دق کرد و سرطان گرفت و در حوض افتاد و خفه شد .

الغرض رفتم بانک و به مرد سبیلویی که پشت میزی که رویش نوشته بود *قسمت ارزی * گفتم میخواهم ارز بفرستم . مردک انگار که به نعلبندش نگاه می کند یک نگاه خریدارانه ای بمن کرد و گفت به کجا؟ گفتم اروپا گفت…. نچ (البته این نچ را طوری گفت که انگار دارد عشوه شتری خیرات می کند ) گفتم برادر چرا نه ؟من سالهاست به همین کشور و همین حساب انهم در بانکی ایرانی درشعبه بلاد کفر پول واریز می کنم و تا حالا هم مشکلی نبوده گفت : مگه اخبار گوش نمی دی؟ همه جا مارو تحریم کردن …نمیشه گفتم :ببخشید اروپا ما رو تحریم کرده چه ربطی داره به فرستادن پول از شعبه ای در ایران به بانکی ایرانی در فرنگ ؟ما که خود را تحریم نکرده ایم؟ نچ دوم را بلندتر گفت و فهمیدم از این یارو ، ابی برای ما گرم نمیشود از این بانک به اون بانک ، از خصوصی به دولتی …خلاصه همه جا یک چیز گفتند در جواب یکی از همین کارمندان نچ نچ گو ، گفتم مگر نه اینکه رییس محترم جمهور گفتند تحریم ها برای ما بی اثر است؟ و مردم به ان میخندند؟ والا ما که اشکمان در امد .تازه همین هفته پیش یکی از این بزرگ سرداران فرمود کاش تحریم ها پنج برابر؟؟ شود . این چه بی اثر بودن است که ما خودمان ،خودمان را از ترس تحریم کردیم ؟ این حرف را که زدم یارو چنان خندید که کم مانده بود از پشت صندلی بر زمین بیفتد خلاصه دیدم این حرف ها فقط وقت تلف کردن است .

در این بانک گردی ها فهمیدم تنها راه برای ارسال پول صرافی های محترم بهمراهی کشور برادر و دوست امارات است رفتم صرافی ..اول که قبول نمی کردند و اشنا و پارتی میخواستند (؟) تا بلاخره یکی گفت باشد از شرایط و روال کار پرسیدم که گفت تومان را میدهید بما و ما میفرستیم دبی انجا با قیمتی گرانتر از ایران تبدیل می کنیم و می فرستیم .برای پول های نازنین رسیدی خواستم که طرف اوقاتش تلخ شد و میخواست بیرونم کند .علت را که پرسیدم گفتند این کار از نظر دولت غیر قانونی است و با صرافی هایی که اقدام به این کار می کنند برخورد میشود ، پس مسلم است در کار غیر قانونی هم از رسید و قرداد و این سوسول بازی ها خبری نیست . مانده بودم چه کنم ؟ازطرفی از هر معامله ای که باعث شود شب راحت نخوابم همیشه پرهیز کرده بودم و از طرفی چهره دانشجویی گرسنه در بلاد کفر در نظرم بود.دل را بدریا زدم و پول های نازنین را دادم .

در راه برگشت به این فکر می کردم چرا باید یک کاری که در همه جای دنیا به اسانی و از خانه قابل انجام است در این مملکت میشود گره ای سردرگم و باعث ساعت ها از کار و زندگی افتادن و چرا در اقتصاد ما چیزی بنام امنیت اقتصادی و سرمایه گذاری تعریف نشده است؟ و این کشور دوست و برادر امارات که حتی اسم خلیج ما را هم مثل جزیره هایمان دارد هاپولی می کند از این بی تدبیری مسولین ما چقدر سود میبرد؟ واز همه مهم تر اگر این تحریم ها اینقدر ترسناک است که ما جرات نمی کنیم در شبکه بین بانکی خودمان هم ازاد باشیم پس ان شاخ و شانه کشیدن ها برای کیست؟ برای خر کردن ما؟ هرچند بقول احمدرضا معتمدی حالا حالا ها ، انقدر خر هست که ما پیاده نرویم