عمه بلقیس من یک پسر داشت که دیپلم نگرفته ترک تحصیل کرد و افتاد تو کار های خلاف،دختر بازی ، مواد ، … بعد از اینکه شوهر عمه من به رحمت خدا رفت میراث اون خدا بیامرز رو هم بالا کشید و رفت و دیگه پیداش هم نشد. عمه بلقیس همیشه سر نماز واسه این پسر دعا میکنه و میگه خیلی پسر خوبی بود خیلی آقا بود واسه اینکه حتا یک بار جلو پدرش خدا بیامرز پاشو دراز نکرد. ما میدونستیم که سیگار میکشه اما حتا یک بار جلو اون خدا بیامرز سیگار نکشید..خیلی پسر خوبی بود!
این نمونه فرهنگ غنی و اصیل ایرونی است. مهم نفس سیگار کشیدن نیست.مهم اینه که این کار پنهانی باشه. قضیه سکس هم همینه، مهم اینه که اسمش برده نشه. در خفا باشه، همراه با  ترس و خجالت و شرمندگی باشه. مهم اینه که اسمش باشه خاک تو سری کردن ، دست خر تو گل زدن، از اون کار ها کردن، شیطونی کردن ! از همینجا میشه فهمید این مردم چقدر مریض است  که زیباترین لحظه هایش رو با این ادبیات چرند تصویر میکنه و در باقی موارد هم با حرفشو نزن و اسمشو نیار از کنارش رد میشه.
شوهر من انزال زود رس داشت. از زمانی که میرفتیم تو رختخواب تا وقتی آبش میومد ۳ دقیقه طول میکشد. بعدشم من رو ول میکرد وسط زمین هوا و کونش رو میکرد میخابید. من گیج و بی تجربه بودم ، وقتی از مادرم رفتم پرسیدم که بطور متوسط سکس چقدر طول میکشه گفت وا خدا مرگم بده ! مگه من ساعت گذاشتم؟ برو بشین سر ا زندگیت مادر!
وقتی از دوستم که کلی دوست پسر داشت پرسیدم گفت : بیخود خودتو علاف نکن ۳ دقیقه و ۳ رب هیچ فرقی نداره.هیچ کدوم نمیتونن آدمو ارضا کنن!
وقتی نا  امید بر گشتم سراغ خود شوهرم گفت: همینیست که هست، تو هم اگه هرزه نبودی تو همین ۳ دقیقه ۳ بار میشدی!
من هم سکوت کردم.  چون انقدر نا آگاه بودم که نمیدونستم دارم با زندگیم چیکار میکنم. آخر هم اومدم قاطی مطلقه ها. به همین سادگی یک زندگی از بین رفت.هیچکس هم به روی خودش نیاورد.همه هم سکوت کردند.
من تنها نمونه نیستم. یک عمر تو این زمینه ها سکوت بوده.خیلی زندگی ها از بین رفته ، خیلی خانواده ها از هم پاشیده ، حاصلش شده این گهی که هممون داریم توش دست و پا میزنیم .سکس انرژی حیاتی ست. مهمه چون بنیان روان آدمه. چون بنیان خانواده است  و خانواده بنیان اجتماع است.  فکر نمیکنین اگه ما سکس سالم تری داشتیم زندگی های بهتری داشتیم؟ اگه زندگی های بهتری داشتیم قوی تر بودیم؟ اگه قوی تر بودیم خیلی چیز ها فرق میکرد؟ من سکسولوژیست نیستم. من اینجا چیزی درس نمیدم. فقط از تجربه های خودم و خیلی زن هایی که این موقعیت را نداشتند که دردشون رو بنویسن میگم. چون خودم  یک زن هستم  و میدونم که دارم از چی میگم و از چی مینویسم. و میدونم که گفتنش یک ضرورت است . برای نوشتن این مطالب هم ناچارم که از یک زبان بی پروا استفاده کنم.نوشته من هیچ جا نه به پورن نزدیک میشه نه به هتک حرمت.خیلی جاها اما پرده پوشی نمیکند . به قصد این کار رو میکنم که این پرده حیا گند زده کثیف رو پاره کنم.
من میدونم چرا یک عده میگن من مرد هستم. برای اینکه تصویر زنی که از سکس صحبت میکنه یک چیز ناهنجار است. من میدونم چرا یک عده که خودشون زن هستند دوست دارن من رو خفه کنن. همونجوری که مادرم اینکار رو باهم کرد. اما ببخشید. من دیگه خفه نمیشم .از من خوشتون نمیاد. این رو هم میدونم. ایراد های بنی اسراییلی تون رو هم میفهمم. لازم نیست  مثل پسر عمه ام یک آدم کثیف  ولی  در ظاهر محترم  باشم . بزارید من بر عکس باشم.