من و لادن و ساناز سه یار جدا نشدنی در دوران راهنمایی بودیم. ساناز صنعتی شریف قبول شد و بعد از فوق رفت کانادا و الان داره پی اچ دی اش رو تموم می کنه ، من هم که فوق لیسانس گرافیک  گرفتم و سالها دود ایربراش خوردم . لادن اما حکایتش از همه جالب تر بود. لادن باهوش بود ولی کون گشاد و درس نخون بود و آخرش هم شبانه پیام نور یک لیسانس کوفتی گرفت و رفت شد منشی یک شرکت . کل در آمدش هم زیر خط فقر بود. بچه مایه دار هم نبود. بنده خدا خوشگل هم نبود و ریخت و قیافه اش هم چنگی به دل نمی زد  و طفلکی شوهر هم گیرش نیومد.چند وقتی بود حسابی افسرده شده بود. من و ساناز نشستیم زیر پاش که پاشو و از ایران بیا بیرون. اما خودمون هم نمی دونستیم که چجوری. چون لادن نه پول و سرمایه داشت و نه کون درس خوندن و نه سابقه کار. البته همین جوری که گفتم لادن یک چیزی داشت که ما نداشتیم و اون هم هوش بود!

چند وقت پیش خبردار شدیم که خودش رو رسونده به یک کشور اروپایی و پناهنده شده . با توجه به اینکه لادن حتی نمی دونه که الان رییس جمهور ایران شهید رجایی است یا ا.ن این خیلی عجیب بود.درد سرتون ندم. رفیق ما همین که پاش رسید این ور آب شروع کرد تو فیس بوک تند و تند عکس آپ لود کردن ،عکس های عجیب غریب با لباس های نیمه لختی و ارایش غلیظ و ماتیک قرمز و موههاش رو هم که کرده بود زرد کاهی اولش برامون در حد سرگرمی و خنده بود. کم کم دیدیم که نه بابا! این رفیق مون هر روز یک عکس میزاره با لباسهای رنگ وارنگ، تو رستوران های رنگ وارنگ ،این ور و اون ور و خلاصه انگار داره حسابی بهش خوش می گذره. ما هم که بخیل نیستیم. خوشحال بودیم اگرچه یک نموره عکس ها و لباس ها و ادا و اطوارش خارج می زد اما گفتیم خوب لابد اومده خارج ، جو گیر شده   و یا طفلک تو ایران محرومیت زیاد کشیده حالا میخواد همه گوشتهاش رو بریزه بیرون. اصن میخواد بده سگ بخوره. به ما چه؟

تو همین فکر ها بودم که چند روز پیش ساناز زنگ زد که تو میدونی این لادن داره چه گهی میخوره؟ گفتم نه! ظاهرا که خوشحاله! تو خودت چه گهی میخوری؟ گفت اینجا ساعت 10 شبه  و من هنوز تو آفیس دارم روی مقاله ام کار می کنم اما این لادن هر روز یک جاست هر روز یک لباس می پوشه کار هم که نمی کنه. مگه به یک پناهنده چقدر میدن که این میتونه باهاش این کار ها رو بکنه؟ من می دونم که کسی هم از ایران براش پول نمی فرسته.  اومدم چیزی بگم که گفت  بیخود خودت رو به کوچه علی چپ نزن. برو آخرین آلبوم عکس هاش رو ببین. خانوم توی دو هفته تمام اروپا رو چرخیده!از مادرید تا پاریس تا زوریخ رفته ، با کروز رفته فلان جا و بعد با تام کروز رفته بیسار جا و از هایت رفته تو سایت و از اونجا سوار کایت شده و از هیلتون در اومده رفته شرایتون.ناکس حتی قیافه اش هم عوض شده. پوستش برق می زنه. اصن خوشگل شده، لطفا به من بگو چجوری؟ از کجا؟ هان؟

گفتم ساناز جان! حالا اروم باش فرض کن حرف تو درست باشه الان میخوای چی کار کنی؟ میخوای نصیحتش کنیم که این کار ها عاقبت نداره؟ میخوای باهاش حرف بزنیم؟ چی کار کنیم براش؟

گفت: برو بابا! دلت خوشه! من میخوام اگه میشه اون یک کم ما رو نصیحت کنه.من 6 ساله اینجام و هنوز دو تا شهر اینجا رو بیشتر ندیدم اونم بخاطر سمینارهایی بوده که دعوت شدم. سه دست لباس هم بیشتر ندارم .شاید ما توی انتخاب راه زندگی و حرفه و آینده مون اشتباه کردیم…میخواستم اگه بشه  ما را هم با این شغل شریف آشنا کنه  شاید ما هم عاقبت به خیر بشیم !  نظرت چیه؟

گفتم باید راجع بهش فکرکنم. ظاهرا از پی اچ دی تو و فوق لیسانس من که خیلی بهتر به نظر میاد !