بیست و پنج بهمن گذشت. زمان نمی ایستد. زمان می گذرد ، زمان را نباید از دست داد. این روزها روزهای حساسی است. تجربه ثابت کرده است که همه ی حرکت های آزادی خواهانه ی مردم ایران پس از انقلاب  یک قدم به جلو و دو قدم به عقب بوده است و مستمسکی شده است برای بگیر و ببند و اعدام و ارعاب  و  تشدید جو خفقان. دلمان را به این خوش نکنیم که حضور داشته ایم. یادمان باشد که این حضور برای ما هزینه دارد و  متاسفانه این هزینه بالاترین حدی است که بتوان متصور شد. هزینه ی حضور ما در خیابان خون است. هزینه ی حضور ما از دست دادن بهترین و شجاع ترین فرزندان سرزمین مان است. هزینه ی حضور ما تشدید سرکوب و ترس است.

می گویند آزادی هزینه دارد. آری! اما هزینه ی آزادی می تواند مرگ و دستگیری و اعدام-  حد اقل در این سطح وسیع -نباشد. اگر مردم بیشتری به این گروه بپیوندند و نوعی مبارزه ی مدنی بدون خشونت شکل بگیرد ، اعتصابات کارگری و اعتراضات مدنی مانند نپرداختن قبض ها   و راهکارهای نظیر آن می تواند عملا دولت را فلج کند.نکته این است که  این راهکارها بدون پیوستن اکثریت مردم عقیم خواهد ماند. شاید باور نکنید اما بسیاری از مردم  حتی در محلاتی از تهران از آنچه که در خیابان می گذرد نا آگاهند. آنها نمی دانند این سبزها کی هستند، اعتراض شان به چیست و چه آینده ای در انتظار این جنبش است. رسانه های عمومی متعلق به حکومت است و شستشوی مغزی در نهایت جریان دارد..وظیفه ی هر کس که می داند در این لحظه فقط و فقط آگاه کردن بقیه است.این بقیه ی خاموش هم وطنان ما هستند. این بقیه حتی بسیجی هایی هستند که بر روی ما اسلحه می کشند. این گروه باید آگاه شوند و به این جریان بپیوندند. اما چگونه؟.

بیش از سی سال پیش وقتی پدران ما قیام کردند نه از اینترنت خبری بود و نه شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر و بالاترین و نه از موبایل  و ماهواره خبری بود. مردم با هزار مکافات و پنهانی اعلامیه چاپ می کردند و شبها روی دیوارها شعار می نوشتند. امروز توی خانه ی هرکسی یک پرینتر هست. چند تا اعلامیه در سطح شهر و روستاهایمان پخش کردیم؟ چقدرروی دیوار شعار نوشتیم؟بنا بر آمار در 25 بهمن ماه امسال 350 هزار نفر در تظاهرات شرکت کردند. اگر این 350 هزار نفر که جان خودشان را در دست گرفتند و در برابر ظلم ایستادند هر کدام  2نفر را آگاه می کردند تا به این جمع بپیوندند سیل جمعیت ریشه ی استبداد را می خشکاند و کار تمام بود.

ما در مقطع بسیار حساسی هستیم. ما نشان دادیم که زنده ایم. ما نشان دادیم که جان مان را برای آزادی می دهیم.اینک نوبت آن است که لختی بیاندیشیم و هوشیارانه عمل کنیم. نوبت آن است که از همه ی توان و امکانات مان استفاده کنیم.از خانه ها بیرون بیاییم.هیچ قیامی از پشت کامپیوتر و با بیانیه دادن به پیروزی نرسیده است.نبض زندگی در خیابان و در محلات شهر جریان دارد. هم وطنان مان را آگاه کنیم.

با شعار نویسی؛ با پخش اعلامیه، با دعوت به اعتصاب.

باور کنید خطر پخش اعلامیه و هزینه ی آن بسیار کمتر از رفتن جلوی گلوله در خیابان هاست. این آتش نباید به خاکستر بنشیند . این حرکت باید تداوم یابد وگرنه ما باز دو قدم به عقب رانده خواهیم شد و باور کنید که این بار دو قدم عقب تر اوج سیاهی خواهد بود.  پس تا رسیدن صبح ، تمام شب ،آتش را زنده نگاه داریم .به پاس خون های ریخته شده، به حرمت آزادی و به حرمت عشق نگذارید این آتش خاموش شود.

لطفا در این مورد و راهکار های  کم هزینه تر دیگری که به ذهن شما می رسد در بخش نظرات کامنت بگذارید.

به امید آزادی.