این روزها توی مملکت ما شتر با بارش گم می شود. مثلا ذخیره ارزی یکهو از 100 میلیارد به صفر می رسد و هیچ کس نمی فهمد چرا. یا پروژه ها ی گنده گنده بدون حساب و کتاب به سپاه واگذار می شود و خلاصه همه مشغول بخور بخور هستند .خوب بقول حاجی در عروسی خوبان بخور بخور خوشمزه است، اما این وسط یکی به من بگوید که چرا متنی که ما در این وبلاگ را نوشتیم را وسط روز روشن خوردند؟ ما یک متن نوشتیم با عنوان «من فمنیسیت هستم » این متن خیلی دست به دست شد و خیلی ها خواندند و این البته مایه ی مباهات ماست. اما منسوب کردن این متن در روز روشن به خانوم شیرین عبادی دیگر عین نامردی است. امروز یکی از دوستان نامه ای نوشته و از من خواسته که کاری بکنم. چه کاری از دست من بر می آید؟ عرض کردم شتر با بارش گم می شود این روزها.. حق مالکیت معنوی که دیگر جای خود دارد. از دست من کاری بر نمی آید اما خانوم شیرین عبادی می توانند در این زمینه رفع شبهه کنند. مسلما خانوم شیرین عبادی انقدر افتخارات بزرگ تری دارند که از این متن کوچک ساده بی نیاز باشند. البته برای ما جای افتخار است که ما را با آن بانوی محترم اشتباه بگیرند. اما کاش به هنگام دادن جایزه ی نوبل صلح این اشتباه صورت می گرفت و جایزه ی ایشان را اشتباهی به ما می دادند . اصلا خانوم عبادی، آن متن مال شما ، جایزه ی نوبل شما مال ما.. بی حساب می شویم. شماره حساب بدم خدمتتون؟