صحنه اول- دیوانه وارد می شود : ده نفر بیشتر سوار اتوبوس نبودیم.ساعت یازده صبح یک روز آفتابی و خوب  بود. دو تا ایستگاه مانده بود برسم که مرد تنومندی با موههای به هم ریخته و وضع آشفته  سوار اتوبوس شد و با لحن طلبکار به راننده گفت که بلیط ندارد و به جاش می خواهد پول بدهد. راننده که از لهجه اش به نظر عرب لبنانی می اومد شانه اش رو بالا انداخت و گفت که طبق قانون جدید نمی تواند پول قبول کند. مرد  که معلوم بود عصبی و تا حدودی نا متعادل است گفت به درک! و بعد هم بدون اینکه پول بده یا بلیط بده رفت نشست روی یکی از صندلی های خالی. راننده  که  مشخص بود سر لج افتاده صداش را  کمی بلند کرد و گفت: لطفا پیاده بشید و بلیط تهیه کنید و با اتوبوس بعدی بروید. مرد نگاهی کرد و گفت : همین جا می شینم تا چشت در آد. راننده گفت : چشم خودت در آد! منم تا بلیط ندی حرکت نمی کنم. بعد هم اتوبوس را خاموش کرد و دستش را صلیب کرد گذاشت رو شکم گنده اش

صحنه دوم- قهرمان وارد می شود: وقتی راننده اتوبوس را خاموش کرد  مسافرین با تعجب به هم نگاه کردند. روز خلوتی بود و توی آن خیابان هیچ خبری نبود. دقایقی در سکوت کشدار گذشت . در اینجا  مرد جوان و خوش قیافه ای که ته اتوبوس نشسته بود  بلند شد و با صدای رسایی به مرد دیوانه گفت آهای، آقا! مردم توی این اتوبوس بیکار نیستند ، برو از اتوبوس بیرون. بیخود مردم را معطل خودت کردی که.. اما حرفش تمام نشده مرد دیوانه از جاش بلند شد و شروع کرد به هوار زدن که من از این اتوبوس تکون نمی خورم.صدات رو ببر وگرنه هر چی دیدی از خودت دیدی بچه ک..نی! ( در اینجا یک چیزهایی هم در مورد مقعد آن پسر گفت که بدلایل اخلاقی از بازگو کردنش خودداری می کنم )پسر جوان صورتش سرخ شد و سکوت کرد و روش را برگرداند.

صحنه سوم – خردمند وارد می شود:  مرد میانسالی که کت شیکی تنش بود و آدم مسلطی به نظر می اومد از جاش بلند شد و رو به مرد  دیوانه کرد و گفت : اقای محترم ، من باید تا دوازده دقیقه دیگه در یک جلسه مهم باشم. خواهش می کنم اجازه بدهید که بنده به جای شما یک عدد بلیط  نا قابل دو دلاری بدم و راه بیافتیم.  بلیط در دست راه افتاد سمت راننده  که ناگهان مرد پرید جلوش و داد زد: خیر خواهی تو برا خودت نگاه دار، برو بشین سر جات . من محتاج اعانه تو نیستم ! من فقط زیر بار زور نمی رم!  مرد که دیرش شده بود گفت آقا ، این حرف شما منطقی… که مرد دیوانه داد زد همین که من گفتم . مرد  زیر لب گفت عجب احمقیه ها !  مرد شنید و در حالیکه دهنش کف کرده بود داد کشید : چی گفتی ؟ چی گفتی مادرقحبه ؟ خایه داری یک بار دیگه بگو.. بگو دیگه بینم ..(  جای شما خالی نباشه درست بالا سر من ایستاده بود و تف هاش همچون باران رحمت روی سر من  می ریخت) . مرد موقر رنگش سفید شد و گفت : هیچی ! هیچی ! من چیزی نگفتم .

صحنه چهارم – خیر خواه وارد می شود: همین جوری که دیوانه  داد می کشید یک پیرزن که کلاه حصیری با روبان صورتی سرش بود با صدای ضعیفی گفت: نه، نه؛ دعوا نکنید. تو رو به خدا …من قلبم ضعیفه. دعوا کار بدیه. دعوا خوب نیست. با هم دیگه درست صحبت کنید ( خلاصه چیزی تو مایه های صلوات بفرستین خودمون). مرد دیوانه یک کم صداش را اورد پایین . اما باز رفت و زرتی نشست سر جاش.

صحنه پنجم- گوسفندان وارد می شوند: چند دقیقه دیگه گذشت.همه به خودشان می پیچیدند و زیر لب نوچ نوچ می کردند اما اگر از سنگ صدا در آمد از آن جماعت هم صدایی  شنیده شد. آخر سر مرد دیوانه خودش حوصله اش سر رفت. بلند شد و رفت سمت در ، قبل از اینکه پیاده بشه رو کرد به جمعیت گفت » اگر به خاطر بی خاصیتی شما نبود من الان نباید پیاده میشدم ، اما دلم براتون سوخت. خیلی همتون آشغالید! گوسفند ها تحقیر شده و ناراحت به خودشون پیچیدند ، این همه معطل شده بودند و آخر هم بیخود و بی جهت بهشان توهین شده بود اما هیچ کس جیکش در نیامد. دیوانه تفی کف اتوبوس انداخت و پیاده شد. راننده تندی در اتوبوس را بست . همه نفس راحتی کشیدند  و اتوبوس به راه افتاد.

______________________________________________________________

نتیجه اخلاقی: این داستان در مورد  اتوبوس است و قابل تعمیم نیست.

نتیجه غیر اخلاقی : خدا نکند که دیوانه  ای بر مسند قدرتی در اتوبوس سوار شود.

نتیجه ضد اخلاقی: فکر می کنید چرا زور یک دیوانه به9 نفر می چربد؟ فکر می کنید چرا آن 9 نفر که خیر سرشان عاقل هستند پشت هم را نگرفتند و همه با هم از حقشان دفاع نکردند تا مردک را پیاده کنند

نتیجه کاملاٌ غیر اخلاقی: % 65گوسفندان خفقان گرفته ، 10% مبارز ، 10%  دنبال راهکار هم که به دست دیوانه خفه می شوند ، 10% آدمهای خوش خیال .. واقعا فکر می کنید اینجور مواقع چه معجزه ای باید باعث شود که آن دیوانه از خر شیطان پایین بیاید؟

نتیجه ریاضیاتی : فکر می کنید چرا جمع این آمار 95% است؟ آن 5% باقیمانده را نام ببرید و به قید قرعه برنده یک سفر سیاحتی در تور زیارتی جمکران-مشهد- عتبات عالیات شوید