من، ایران را دوست دارم، خیلی دوست دارم. ایران را علی رغم حکومتش، قوانینش، فرهنگش، حتی آلودگی وحشتناک هوای تهرانش دوست دارم. در ایران شخصیتی دارم که اینجا ازش خبری نیست. من یک دندانپزشک معمولی هستم،  خیلی معمولی، یکی از 120 هزار نفری که شماره نظام پزشکی دارند، ولی سرایدار ساختمان، همسایه، منشی، دستیار، بیمار طوری به من احترام میگذارند، طوری به من محبت میکنند که انگار من تافته جدا بافته هستم. این حس جدا بودن، احساس خوبی به من میدهد، من را از پوچی و به پوچی رسیدن نجات میدهد. این فکر که بود و نبود من برای مجموعه کائنات بی اهمیت نیست، خوشحالم میکند، گاهی حتی باعث میشود که آدم بهتری بشوم. وقتی آدمها، زیادی بهم احترام میگذارند، برای خودم مسئولیتهای جدیدی تعریف میکنم، وظایفی که واقعا مربوط به من نمیشود. به همین خاطر هم هست که هراز چند ماهی 20 ساعت پرواز را به جان میخرم تا بهم یادآوری کنند که من موجود مهمی هستم. جالبتر اینکه از زمانی هم که مقیم اینجا شده ام و میدانم ماندنم در ایران موقتی است، نسبت به همه مشکلات فرهنگی که داریم با گذشت تر و مهربانتر شده ام. دیگر بوق زدنهای ماشینها وقتی که چراغ نارنجی میشود، آزارم نمیدهد، زل زدن آقایون و برانداز کردنشان خفه ام نمیکند، روسری روی سرم سنگینی نمیکند، شاید برای اینکه میدانم مجبور به تحمل آنها نیستم.

اینجا، از این خبرها نیست، از بعد اجتماعی سیستم طوری طراحی شده که بودن و نبودن اکثر آدمها از جمله یک دندانپزشک خدشه ای به هیچ جا وارد نمیکند. این موضوع دلسردم میکند. از بعد فردی، تعداد آدمهایی که اهلی شده شان هستم به اندازه انگشتهای دو تا دست نیست.  آنها که اهلی شده شان هستم، نبودنم را راحت تر میپذیرند، به من هم قبولانده اند که دل کندن قسمتی از فرایند دل بستن است. مطمئن هستم دوستانی که اینجا دارم، دوستم دارند، مطمئن هستم که دلتنگم میشوند، محبت و عشقشان را بهم ثابت کرده اند ولی انگار این کافی نیست. آنها به من به چشم یک دوست ابدی نگاه نمیکنند، آنها خوب میدانند که آدمها میایند و میروند، شاید هم برای همین است که بیشتر و بی ریاتر محبت میکنند چون میدانند فرصت کم است. اما در ایران حتی بیمارانم به من به چشم یک دندانپزشک ابدی نگاه میکنند، آنجا هنوز هم دوستیها و حتی دشمنیها ابدی است. آدمها هم همیشه یا خوب هستند یا بد. و آدمهای اطرافم مرا تا ابد، در خوبها جا دادند. خوب میدانم این لیست واقعی نیست ولی نمیتوانم از آن دل بکنم.