در هندوستان محلاتی هست که وقتی پایتان را از در بیرون می گذارید خود را در محاصره ی گداها می یابید. گداهایی سمج و به شدت چسبناک. یکی چلاق است ، دیگری میخواهد گردن بند هایش را به زور بفروشد، اون یکی کف دستتان را می گیرد که طالعتان را ببیند و ول نمی کند ، آن یکی از آستین تان آویزان شده و عن دماغش روی زمین می چکد.این روزها صفحه ی ای میل و فیس بوک من را یاد محلات گدانشین بمبئی می اندازد. یک ور عکس اون مادر آفریقایی که بچه اش رو چال کرده و نشسته سر گور و یک ور یک بچه ی استخونی که روی تخت بیمارستان افتاده و نیاز به عمل جراحی قلب باز داره و…. خلاصه عکس هایی که دل و روده ی هر انسانی از دیدنش بالا می آید.زیر همه ی عکس ها هم نوشته که اگه این عکس رو به اشتراک بگذ ارید 5 دلاریا فلان قدر به حساب فلان بدبخت میره. یا زیر عکس پسر بچه در بیمارستان نوشته که اگر این ای میل رو هزار بار ارسال کنید اون می تونه جراحی بشه ( حالا با چه حسابی خدا می دونه ).

راستش حوصله ندارم با دونه دونه آدمها چک و چونه بزنم.چند بار سر این داستان با دوستان خیلی صمیمی بحث مان شد، بعضی ها از من رنجیدند و ممنوع ال ای میلم کردند بعضی هم که اصلا هیچ. هنوز هم من هر روز ای میل های زنجیره ای مزخرفی می گیرم که تهش نوشته » اگر یک آرزو کنی و این را به 7 نفر ارسال کنی ظرف 7 روز به خواسته ات می رسی و اگر این ای میل رو پاک کنی به تیر غیب دچار میشی» .ازاین دسته ای میل ها از همه بیشتر بدم میاید.( هر آرزویی داشته باشم برای رسیدن به آن بهتر است بلند بشم و خشتکم را بکشم بالا و براش تلاش کنم تا این که ای میل های عمه بلقیسی به هفتاد نفر ارسال کنم. همیشه بدون تعلل این ای میل ها رو پاک می کنم و هنوز هم به تیر غیب دچار نشدم). هنوز هم ای میل هایی می گیرم در مورد خواص معجزه آسای شلغم در درمان آلزایمر و ام اس یا ای میل هایی که پر از اطلاعات غلط و فاحش تاریخی و جغرافیایی است و دوستان تحصیل کرده ی من با نهایت خوشدلی برایم می فرستند. حالا هم که اپیدمی کلیک کن و بده در راه خدا میان دوستان افتاده .

دوستانی که این لینک ها رو می فرستند مسلما نیت شان خیر است. اما آیا فقط نیت خیر کافی است؟ آیا خدای رحمان و رحیم این مغز را در کله ی ما قرار داده که  هرگز و به هیچ دلیلی از آن استفاده نکنیم. آخر بیایید لحظه ای فکر کنیم. چگونه ممکن است با کلیک کردن یک لینک یا فوروارد کردن یک ای میل به کسی کمک کرد؟ چطور از چنین طریقی پول به دست ارگان و نهادی می رسد؟ اگر مشکلات دنیا اینجوری حل می شد که همه می نشستند از صبح تا شب کلیک می کردند و همه چیز حل می شد.بزرگواران، سخاوتمندان ؛ انسان دوستان عزیز! تنها راه رساندن پول به دست یک نیازمند این است که دست توی جیب تان بکنید و آن پول را بطور مستقیم یا از طریق مراکز خیریه و اهدا کردن به سازمان های مربوطه به این گروه برسانید. خیلی متاسفم اما راه دیگری وجود ندارد.

در ضمن واقعا هدفم از این  نوشته این نیست. دوست دارید کلیک کنید ، بکنید.من به نیت اولیه آدمهای بیماری که این طور از احساسات پاک و نا آگاهی مردم سو استفاده می کنند کاری ندارم. اما به پیر ، به پیغمبر عقل هم چیز خوبی است. بد نیست قبل از این که هر کاری بکنیم از خودمان بپرسیم چرا و چگونه ؟ از خودمان بپرسیم آیا این اطلاعاتی که به ما داده می شود درست است؟ چشممان را نبندیم و فقط یک مصرف کننده ی پایانی بدون قدرت تحلیل نباشیم. به قران قسم نمی میریم اگر کمی فکر کنیم. فکر کردن ، سنت فراموش شده ای است  اما باور بفرمایید عقل را برای استفاده به ما داده اند. هر چیزی که نوشته شد درست نیست. هر کس که پای بلند گو رفت الزاما درست نمی گوید. هر ادعایی حتما صحت ندارد. فکر کنیم… فکر کنیم… جای دوری نمی رود.. این نورون ها برای تحلیل و تفکر طراحی شده ،باور بفرمایید مغز شما یک عضو تزیینی نیست. گذاشتید لب طاقچه و استفاده نمی کنید؟ حیف نیست!؟