قدیم تر ها وقتی می رفتند خواستگاری خانواده ی دختر به تکاپو می افتادند، اونهایی که دستشون به دهنشون نمی رسید از در و همسایه استکان نعلبکی و قالیچه  قرض می کردند تا ابروداری کنند . خانواده داماد هم لباسهای پلوخوری شون رو می پوشیدند و جورابهای سوراخ رو نمی پوشیدند، خلاصه همه سعی می کردند چیزهای بد و نکبتشون رو پنهان کنند؛ اگه توی خانواده ای کر و کور و کچل داشتند باخودشون نمی اوردند و اگه برادر داماد یا خواهر عروس عقب مونده و یا خل و چل بود یک جا توی انباری یا  صندوق خونه گم و گورش می کردند تا نیاید وسط مجلس و آبروریزی کند. هیچکس دلش نمی خواست با خانواده ای وصلت کند که  اینجور فلاکت ها هست و در مورد این چیزها همیشه سکوت می شد .

اما ما امروز میخواهیم  در موردش حرف بزنیم. برای اینکه در صندوق خونه باز شده و مدتی است که برادر ما وسط میهمانخانه رقصی چندش آور و  جنون انگیز را آغاز کرده،  از در می رود و از پنجره می آید، لباسهای مختلف می پوشد ، گاهی شلیته تنش می کند؛ گاهی پیژامه اش را می کشد سرش، گاهی قهقهه می زند و گاه عربده ، وسط اطاق معلق می زند، به مهمانها دری وری می گوید، گاه با زبان لاتی می گوید و گاه مولانا می شود… البته شما که میهمان هستید گیج  شده اید . از ما می پرسید » اینجا چه خبر است؟» و ما تا بحال سکوت کرده بودیم. واقعیت این است که ما یک «بیمار روانی» در صندوق خانه داریم. نه می توانیم او را قفل کنیم و نه پولش را داریم که در یک آسایشگاه روانی بستری اش کنیم.تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که وقتهایی که از کنترل خارج می شود پیش از انکه به کسی آسیب بزند دستش را بگیریم و ببریم توی صندوق خونه و درش را ببندیم.صدای لگد هایش را به در و دیوار می شنوید؟ دل آدم ریش می شود اما چاره ای نیست. این کار ما از روی خشونت نیست بلکه ما هم حقی داریم، شما هم به عنوان مهمان حق دارید که بنشینید و در آرامش چای تان را بنوشید.. واقعیت تلخی است که  او برادر ماست ، سر جهازی ما و بیخ چارقدمان گره خورده .. اما این دلیل نمی شود که اجازه بدهیم که خانه ای که خشت روی خشت با کمک همه ی شما ساخته ایم را  روی سرمان خراب کند .

************************************************************************************

 یک» دوستان عزیز، اینجا یک مکان عمومی است. مثل هر مکان عمومی ممکن است در باز شود و یک بیمار روانی وارد شود. می توانید اسمش را هر چیزی بگذارید. ممکن است هم از برادران ارزشی آقا امام زمان باشند.چندان فرقی هم نمی کند. از اتفاقی که افتاده متاسفیم اما این هم بخشی از مزایا و معایب یک فضای باز است.

 دو»ما با هیچ انتقادی،  تند و یا آرام ، سازنده یا غیر سازنده مشکل نداریم، اما پدیده ای که اینجا شاهد بودیم چیزی به جز» جنون»  نیست. کسی که با 16 تا ای پی مختلف می اید و زیر کامنت های خودش مثبت می گذارد  یک بیمار روانی است و متاسفانه یا خوشبختانه اینجا تیمارستان نیست.

سه» هیچ محیطی بدون  قانون و نظم نمی تواند به بقای خود ادامه دهد.چهار راهی را مجسم کنید که چراغ راهنمایی ندارد، شهری را که پلیس ندارد با مردمی که حتی شناسنامه ندارند بدیهی است که به سمت آشوب خواهد رفت.برای جلوگیری از این وضع برای هرکس «هویت مجازی ثابتی» تعریف می کنیم. این هویت آدرس ای میلی است که برای کامنت گذاشتن وارد خواهید کرد. این آدرس حتی می تواند آدرس واقعی شما نباشد (و ما توصیه می کنیم که اگر در ایران هستید نباشد) اما هر چه هست آدرس ثابتی است که ما همدیگر را با آن خواهیم شناخت.به این ترتیب دیگر یک نفر بیمار روانی نخواهد توانست براحتی با 16 تا شناسه مختلف بیاید و جای آدمهای واقعی را تنگ کند. هر نفر یک رای خواهد داشت همانطوری که در یک سیستم دموکراتیک هم چنین است.

چهار»کماکان نهایت سعی مان را می کنیم که  محیطی چند صدایی برای تضارب آرا فراهم کنیم. ما را به نقد بکشید، غلط هایمان را بگیرید، مخالفت  و انزجارتان را ابراز کنید ، ما را اصلاح کنید و  مثل همیشه کمک کنید که بهتر باشیم.  پیشاپیش از همراهی شما ممنونیم.کریسمس همراهان مسیحی هم مبارک.