یادش بخیر طیبه امیر مسلمی، همکلاسی دانشگاهی، از اون دخترهای  خوب شهرستانی متین، با یک مقتعه چونه دار و یک سبیل  نسبتا کلفت ..بعد از فارغ التحصیلی گمش کردم.مثل خیلی از دوستهای دیگر، رفت و تو غبارها فراموش شد. اما یک چیزی رو هیچ وقت در مورد طیبه فراموش نمی کنم….

 امتحان انگل شناسی داشتیم و یک بخش از امتحان این بود که ساس و شپش و کنه و … را باید زیر میکروسکوپ  تشخیص می دادیم. طیبه کلاسورش رو گذاشته بود زمین و تند تند به این عکس ها نگاه می کرد و با نگرانی لبش را می جوید، دوید سمت من و یک عکس رو نشان داد، گفت این شپش، نره یا ماده؟ یک نگاه کردم و گفتم من بین شپش و ساس مطمئن نیستم اما اگر شپش باشه ،نره! زیر عکس نوشت «شپش نر» و رفت. چند دقیقه بعد دوباره برگشت و پرسید : این یکی چی؟ این ساس ، ماده است یا نر؟ گفتم والله اگر ساس باشه، ماده است. با تعجب نگاهم کرد،  گفت از کجا تشخیص میدی نر ها رو از ماده ها؟ قلم رو گذاشتم ته شکم ساس و گفتم اونهایی که نر هستند یک چیز درازی از تهشون بیرون اومده، در حالیکه ماده ها سوراخ دارند! چند قدم عقب رفت، لحظه ای سکوت کرد، معلوم بود به سختی فکر می کند ، بعد لبخند خیلی قشنگی روی لبهاش نشست و داد زد: تو یک نابغه ای! یک نابغه !

***

همون طور که می دونید ، بیشتر گونه های جانوری به دو  جنس نر و ماده تقسیم می شوند که بین آنها اختلافاتی در سطح کروموزومی، فیزیولوژیک ، هورمونی، ظاهری و روانی وجود دارد. بیشتر وقتها ، از نر ها یک چیزی بیرون آمده،  درحالیکه ماده ها، خیر.

***

 روانشناسان و نماد شناسان و غیره معتقدند که ما یک سری خصلت های مردانه و یک سری خصلت های زنانه داریم. بطور مثال منطق و تفکر را صفات مردانه و احساسات ، خلق و خوهای مبهم و مکاشفه و خلاقیت را صفاتی زنانه می دانند. به خودی خود، هیچ کدام  از این دو بی ارزش نیست، بلکه در واقع ،در تعادل بین این دو است که انسان به خرد و به تکامل می رسد. هر زنی می تواند ( و باید) صفات مردانه نظیر تعقل، حمایت گری و  قدرت را داشته باشد، همانطور که هر مردی می تواند ( و باید) با نیمه ی زنانه ی خود و احساسات و مکاشفه های روح خود در تماس باشد، چرا که در نهایت این تماس  به احساس گرما و مفهموم در زندگی اش و گاه به صورت خلاقیت، موسیقی، ادبیات و نقاشی  منجر خواهد شد.

***

آیا مردی که گلدوزی و آشپزی می کند ، یک زن است؟ آیا زنی که توی کارخانه کار می کند  و دقیق و جدی و منظم است، تبدیل به یک مرد شده است؟  آیا داشتن خصلت های مردانه در یک زن ، زن بودن آن زن را زیر سوال می برد؟ آیا لطافت و ظرافت ، مردانگی را به مخاطره می اندازد؟

پاسخ این سوالها بسیار متغیر  و به فرهنگ، گذشته های هر آدم  و نگاهش به زندگی بستگی دارد. پیش می آید که یک مرد پیش بند ببندد و توی آشپزخانه کیک اسفنجی بپزد و اشک بریزد، پیش می آید که یک زن، توی شرکت با کفش بدون پاشنه بدود و هدایت یک پروژه ی چند میلیاردی را به عهده بگیرد. در درون هر مردی ، زنی و در دورن هر زنی مردی است که به زمان خودش بیرون می آید و کارش را می کند.  نگذاریم این برچسب ها ما را منجمد کند و آن نیمه ی دیگر را بکشد. ما ترکیبی از این دو نیمه هستیم. گاه لطیف، گاه قوی، گاه احساساتی ، گاه منطقی. ما هیچ کدام از اینها و ترکیب همه ی اینها هستیم. اما اگر خیلی شک کردید که کدام هستید، از طیبه بپرسید، او شما را زیر میکروسکوپ سنجاق خواهد کرد، اگر یک چیزی بیرون آمده بود، به احتمال قوی  شما نر هستید………..و …..!