دکتر  ( پسر عمه ام ) اونشب سرش گرم بود و شات ها اثر کرده بود، هر از گاهی چیپس رو می زد توی ماست و خیار که مزه ی مورد علاقه اش بود و نم نمک می خندید. گفت یعنی دیگه نمی بینیمت؟ گفتم حالا حالاها نه.. آهی کشید و گفت همتون که رفتین… شاید یه روزی من و سانیا هم جمع کردیم اومدیم. سانیا رو بوسیدم وخداحافظی کردیم. کلید رو برداشت و اومد دم در که در رو باز کنه. خیلی شنگول بود، گفت بزار بت یک نصیحتی کنم . اونجا رفتی محجبه شو. پرسیدم برای چی؟ گفت ببین  اونجا چیزی که فراوونه کونه لخت. برای این مردهای خارجی هیچی به اندازه ی یک زن محجبه سکسی نیست. ما داریم با یک فرانسوی کار می کنیم. همه اش میگه،.. بعد سرش رو اورد جلو پچ پچ کنان گفت:تخم سگ میگه،  اینا این زیر میرا چی چیا قایم کردن.. آدم دیوونه میشه.خوب مردها اینجورین، بیشتر دلشون می خواد.. مرتیکه به من میگه دکتر! وای که چقدر دوست دارم این دخترهای با حجاب  رو بگااااام. بعد قاه قاه زد زیر خنده، بگام رو خیلی کشدار گفت. گفتم که سرش گرم بود.

از وقتی اومدم اینجا روزی نیست که با رد شدن زن های ترک و لبنانی و …محجبه یاد دکتر نیفتم. خدا وکیلی، بدجوری تحریک کننده اند. با اینکه معمولا موهاشون کاملا پوشیده است اما لباس های تنگ می پوشند و چشم بی اختیار میره روی ممه هاشون که معمولا قلمبه زده بیرون . توی آفیس یک همکار مسلمون دیگه داریم که شلوارهای تنگ می پوشه و من خودم هر وقت توی آسانسور باهاش هم مسیر میشم چشمم بی اختیار وسط پاشه..یعنی دقیقا روی همون جا.در حالیکه به امام نقی قسم، من معمولا وسط پای زنها رو نگاه نمی کنم. حتی وسط پای یک دختری که تاپ و شلوارک پوشیده رو هم نگاه نمی کنم.  چون به قول دکتر چیزی که اینجا فراونه کون لخته و چشم عادت دارد. یعنی مسئله حجاب که انقدر ما مسلمون ها براش زور می زنیم در بین این کفار نا مسلمون خیلی وقته که حل شده  در حالیکه ما با همه ی ادعامون تمام ارکان نظام و  شعایر و ارزشهامون از بیرون افتادن یک تار مو به لرزه در میاد، این سر دنیا مردم همه چیزشون بیرونه  و هیچ جایی از هیچ کی هم به لرزه در نمیاد.

  این وسط فقط زنهای با حجاب با پوشیدن اون یک تیکه پارچه روی سرشون خودشون به اصرار به آدم یاد آوری می کنند که  «زن» هستند، که یک چیزهایی دارند که باید هزار لا و هزار سوراخ قایمش کنند و بله، بله …شما اگه بچه ی خوبی باشین به شما و فقط به شما نشونش میدن. خوب به مولا قسم این خیلی تحریک کننده است.باور بفرمایید شما هرچیزی رو که قایم کنید یک بعد عجیب سکسی پیدا می کند. اصلا سکس از برهنگی نمیاد، سکس از پوشیدگی میاد. شما بفرمایید تحقیق کنید ببینید که مردها عکس یک زن کاملا لخت رو بیشتر تحریک کننده می دونن یا عکس مثلا یک زن با لباس خیسی که  چسبیده و انحنای تنش رو نشون میده. ( مثل کاری که تو ایران موقع دریا رفتن می کنن  و از صد تا بیکینی سکسی تره) .

وقتی میگم سکس در راس امور است یعنی همین.  یعنی سکس پر از ظرایف بسیار مهم است.منظورم این نیست که  سکس کنید! منظورم اینه که شناخت سکس، کارکردهاش، و مکانیسم اش می تونه شما رو به شناخت روح آدم نزدیک کنه.  به هر حال روح آدم کنجکاوی دوست داره؛ هر قدر ببشتر نشون ندی بیشتر میخواد. در حدیث هم هست که» الانسان حریص به ما منع.» آدم هرچیزی که نباید را دلش می خواد. من زیاد از فلسفه ی حجاب اطلاع ندارم.اما فکر کنم که شهید مطر تری توی یکی از همین ترتر ها افاضات کرده بودند که اصلا فلسفه حجاب اینه که به زن نگاه ابزاری نشه و توجه به جنسیت زن معطوف نشه. خوب اگه این باشه باید گفت که  شهید مطرتری حسابی تر زده چون در غرب، حجاب خواهران دقیقا کارکرد معکوس داره. یعنی اتقاقا اگر درش بیارن دیگه کسی بهشون نگاه نمی کنه. چون هیچکی به هیچکی نگاه نمی کنه.. این فقط زن مسلمونه که با اون هیثت غریب و پیچه ی سفت و سختش اون وسط به عنوان یک زن، یک چیز خیلی جنسی، خیلی دست نیافتنی و سکسی خودنمایی می کند.

از انجا که دین  اسلام دینی برای همه ی زمانها و مکانهاست بد نیست که علمای عظام اگر از حکم قتل شاهین نجفی و اینها خلاص شدن به این مسیله هم بپردازند و  بیکینی رو برای خواهرامون در بلاد کفر آزاد اعلام کنند. به هر حال خوبیت نداره خواهران مسلمان این مردهای چشم ناپاک نامسلمون را تحریک کنند و اونها ته دلشون بخواند که اینها را بگااااان. به من البته هیچ  ربطی نداره ها. فقط خواستم امر به معروف کرده باشم.