گرانی که آخ و اوخ ندارد؟!

علی، پسر عموم، پسرش را بدون اینکه از قبل بهش گفته باشد برای زدن آمپول به درمانگاه می برد. وقتی پسرک متوجه قضیه و نقشه پدرش می شه، شروع به غر و لند می کنه. علی بدون توجه به غرولند پسرک  در جواب پرستار که در پاسخ نگاه و غرولند پسرک گفته بود: «آمپول ترس نداره» به پرستار میگه:»پسر من بزرگ شده و از منم شجاعتره و از آمپول نمی ترسه». پسرک بدون  هیچ مقاومتی روی تخت دراز می کشد و … .

وقتی علی و پسرش به خانه می رسند، علی نه تنها باید گریه های تنها پسرش را ببیند که باید درد مشت و لگدهای پسرک را تحمل کند که از دروغ پدرش خشمگین شده و فریاد میزنه چرا دروغ گفتی که آمپول درد نداره.

خطیبی گفته: «گرانی‌های زاینده، مایه درد و رنج ماست اما دنیای استکبار اگر شما آخ بگویید، خواهد گفت، به اهداف خود رسیده.‌ از این روی، شما آرزوی یک آخ را بر دل دشمن بگذارید و صبوری کنید». عزیز جان هرچند گرانی برای شما مایه «های و هوی» است. اما آخ گفتن مردم از خود گرانی نیست! بلکه از صدای ناهنجار کف گیری است که به ته دیگ خورده! آخ گفتن او از سرافکندگی در مقابل همسر و فرزندش است.

نالیدن پسرک از دردِ فراموش شده، نبود! بلکه او معنی دروغ را خوب می فهمد و از زشت شدن تصویر ذهنی ای که از پدرش داشت ناراحت است.